|
ramisa از esfahan لينك | امضا شده : 28 آذر 1386 ساعت 17:08 ايا در ايام محرم به اصفهان مي اييد؟ شهاب مرادی : سلام/ ان شاءالله
5 شب اول محرم ،
هیئت عاشوراییان |
| |
مهدي از tehran لينك | امضا شده : 28 آذر 1386 ساعت 17:08 با سلام اين جانب مهدي مشکين دانشجوي مديريت هتلداري دانشگاه آزاد واحد علوم وتحقيقات تهران در مورد معضلات اجتمايي ايران تحقيقي دارم که بايدتا هفته اينده در کلاس به اجرا بگذارم.تقاضا دارم تا اينجانب را راهنمايي کنيد. تتحقيق در مورد رابطه بين دختران و پسران ميباشد. و در اين زمينه که اين ارتباط خوب است يا نه؟ در چه حدي بايد باشد؟ چه راهکرهايي را بايد براي بهتر شدن اين راطه انجام دهيم و در کشور ما اين رابطه به کجا کشيده شده است ؟ بسيار سپاس گذارم و ممنون ميشوم تا جوابم را بدهيد شهاب مرادی : سلام/ جدا شرمنده
ام فرصت ندارم. لطفا به ضوابط
ارسال توجه کنید. |
| |
Taha از تهران لينك | امضا شده : 28 آذر 1386 ساعت 16:50 سلام.خواستم صميمانه از شما تشکر کنم و بگم که شما رو چقدر در زندگي ام موثر مي دونم و خيلي دوستتون دارم. فقط خواهشي داشتم : ... حاج آقا من چطور به پدر و مادرم بگم که مي خوام جلسات گفتگو رو بذارم ، خب سريعا ميفهمن که من ميخوام سر چه چيزي صحبت کنم (چون تا حالا در خانواده ام جلسات سابقه نداشته است ) با تشکر طاها شهاب مرادی : سلام/ موضوع
جلسات را از
موضوعات غیر
ضروری و غیر اصلی
شروع کنید مثل
انتخاب محل برای
مسافرت یک روزه
آخر هفته و
دکوراسیون منزل
و... از لطف شما
هم ممنونم و
التماس دعا دارم. |
| |
محمد از مشهد مقدس لينك | امضا شده : 28 آذر 1386 ساعت 16:49 سلام حاجي - من از خواهر يکي از دوستانم خواستگاري کردم ، دوستم من را قبول دارد و مرا به خانواده اش معرفي کرد ه - من دختر را يک بار ديده ام و با شناختي که از برادرش دارم و ظاهر مذهبي اش، مادرم را براي ديدن دختر فرستادم که قرار شدبراي خواستگاري رسمي استخاره کنند . بعدا که پيگيري کردم برادرش گفت دو بار استخاره کرده اند و خوب نيامده و خانواده اش اعتقاد زيادي به استخاره دارند . آيا بايد مسئله رافراموش کنم يا دوباره پيگيري کنم اما نميخواهم اصرار من در آينده بدليل خوب نبودن استخاره مشکل ساز شود. ضمنا در خصوص نکوهش بعضي از خانواده ها دراصرار انجام بعضي از سنتها يا اعمال ديني از جمله استخاره در تصميمات مهمي که انجام آن از هر مستحب و واجبي واجبتر است در برنامه هاي مختلف سيما صحبت و جوانان و خانواده ها را با مسايل اسلام ناب آشنا کنيد. خيلي حرف براي زدن هست که وقت شما بيشتر ارزش دارد . ممنون و التماس دعا شهاب مرادی : سلام/هرچند عمل
به استخاره واجب
نیست اما نمی شود
کسی را به مخالفت
با نتیجه استخاره
مجبور کرد. به
هر حال یک بار
دیگر مادرتان
تلفنی پیشنهاد
خواستگاری را
مطرح کندند اگر
نپذیرفتند منصرف
شوید بهتر است.
برای چندمین
بار: لطفا برای
ازدواج استخاره
نکنید. |
| |
ريحانه الحسين از کرمانشاه لينك | امضا شده : 28 آذر 1386 ساعت 16:39 سلام حاجي اقا ما يه بار نامه نوشتيم جواب ندادي غيب نداره ولي خاستم بگم حاجي جون ما يه هيئت تو کرمانشاه داريم به اسم ريحانه الحسين خواستيم شما رو دعوت کنيم براي عيد غدير خاستم ببينم شما مياين اگه دعوتتون کنيم با کدوم نهاد هماهنگ کنيم خيلي دوست داريم شما رو دعوت کنيم شهاب مرادی : سلام/ فعلا پذیرش
دعوت شما برایم
مقدور نیست. نهاد منظورم
نهاد نمایندگی
مقام معظم رهبری
در دانشگاهها بود
که در جواب دعوت
یک دانشگاه عرض
کردم. ضمن سپاس
از محبت تان،
بعدا برای دعوت
(از طریق کسی که
شما را بشناسد من
هم او را بشناسم)
اقدام کنید. |
| |
زهراn از تهران لينك | امضا شده : 28 آذر 1386 ساعت 16:39 سلام حاج آقا... مي خواهم اگر بتوانم درزمينه کاري با شما مشارکت داشته باشم درخصوص مطالبي که مي خواهيد بنويسيد ان شالله هميشه سالم وشاداب ودرپناه حق باشيد شهاب مرادی : سلام/
پیشنهاد
همکاری سپاس
.
|
| |
درد بي درمان از اصفهان -خوانسار لينك | امضا شده : 28 آذر 1386 ساعت 16:39 بسمه تعالي سلام حاج اقا ...!حالتون چطوره؟؟؟ حاج اقا مرادي نميدونم اين دفعه ي چندم هست كه دارم براتون مينويسم؟؟؟هر بار دارم به سايتتون سر ميزنم اما انگار ما لياقت نداريم ....حاج اقا من به كمكتون خيلي نياز دارم..!ازتون خواهش ميكنم جواب منو بديد .پيامي كه براتون فرستادم و به جوابش نياز دارم به اين نام بود:"من هموني هستم كه به كمكتون نياز دارم"ميشه خواهش كنم جواب منو هم بديد..؟؟ميدونم وقتتون كمه اما من واقعا موقيتم خوب نيست..؟؟؟ممنون اقاي مرادي ..خدا به شما و خانوادتون خير عطا كنه.... شهاب مرادی : سلام/ جدا خواهش
می کنم به ضوابط
ارسال توجه کنید. |
| |
Leila از tehran لينك | امضا شده : 01 دی 1386 ساعت 18:28 بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي، حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي… . ما واقعاًَ تا چيزي رو از دست نديم ، قدرش رو نمي دونيم . و در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست نياريم ، نمي دونيم چي رو از دست داديم ... . اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي ، تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل رو نداشته باش فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد ، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده ... . در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه كسي رو دوست داشت ، و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد ... . دنبال نگاهها نرو چون ميتونن گولت بزنن ، دنبال دارائي نرو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي كه باعث بشه لبخند بزني برو چون فقط با يك لبخند ميشه يك روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه... . آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ، به اندازه ي كافي بكوشي تا قوي باشي ، به اندازه ي كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه ي كافي اميد تا خوشحال بموني... . هميشه خودت رو جاي ديگران بگذار ، اگه حس مي كني چيزي ناراحتت ميكنه ، احتمالاً ديگران رو هم آزار ميده ... . شاد ترين افراد لزوماً بهترين چيزارو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميكنن ... . شادي براي اونايي كه گريه مي كنن و يا صدمه مي بينن زنده است براي اونايي كه دنبالش مي گردن و اونايي كه امتحانش كردن چون فقط اينا هستن كه اهميِِّت ديگران رو تو زندگيشون درك مي كنن ... عشق با يك لبخند شروع ميشه ، با يك بوسه رشد مي كنه و با اشك تموم ميشه ، روشنترين آينده هميشه روي گذشته ي فراموش شده شكل مي گيره ، نميشه تا وقتي كه دردها و رنجها رو دور نريختي توي زندگي به درست پيش بري ... . وقتي كه به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه مي كردي و بقيه مي خنديدن ، سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي ، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن ... . البته اين هارو نوشتم که بقيه توي سايت بخونن حاج آقا و گرنه يه وقت جسارت نباشه |
| |
Leila از tehran لينك | امضا شده : 28 آذر 1386 ساعت 17:09 يا علي ذاتت ثبوت قل هو الله احد نام تو نقش نگين امر الله الصمد لم يلد از مادر گيتي و لم يولد چو تو لم يکن بعد النبي مثلت له کفوا احد |
| |
باران از تهران لينك | امضا شده : 01 دی 1386 ساعت 18:28 سلام خسته نباشيد ... من براي شما دعا ميكنم كه ان شاا... بهمراه خانوادتون به اين سفر سراسر عشق و اميد برويد شما هم برام دعا كنيد تا خدا منو بطلبه و تا اون موقع هم يه صبر بزرگ بهم بده واقعا فقط اينكه بشيني و خونشو نگاه يا اينكه بدوني مهدي فاطمه هم از اينجا تشريف ميارند واقعا چه صفايي داره التماس دعا يا علي شهاب مرادی : سلام/ خدا زیارت
خانه اش را روزی
شما و ما و همه
مشتقان کند. |
| |
اهو از تبريز لينك | امضا شده : 11 دی 1386 ساعت 19:57 من هيچ خواستگاري ندارم به نظر شما ادم بدي هستم حرف هاي شما در برنامه تون منو ناراحت کرده اگر ميتونستم ازدواج مکردم مريض که نبودم خوب حال روز خوبي ندارم به غير از ازدواج بايد چي کار کنم خدا گفته هر کي ازدواج کنه ايمانش کامل مشه کسي که نميتونه ادم خوبي نيست کاش پسر بودم الان مفهمم مردم چرا پسرها رو بيشتر دوست دارن فقط دلم مخواد بميرم همين از پدر ومادرم خجالت مکشم شهاب مرادی : سلام/ من هم
ناراحتم . اگر فقط
ناراحت بمانیم و
کاری نکنیم فرهنگ
ازدواج اصلاح نمی
شود. اصلا
اینطور نیست که
دختر خانم مجردی
با شرایط شما،
آدم خوبی نیست! مجردی بد است و
از رسول خدا نیست
که روگردان از
ازدواج
باشد.(النکاح
سنتی فمن رغب عن
سنتی فلیس منی) شما هم بهتر است
متناسب شأن و
جایگاهتان و با
کمک گرفتن از
مشاور با تنظیم
مجدد معیاره و
هدف، برای ازدواج
تصمیم بگیرید.
|
| |
سجاد از مشهد لينك | امضا شده : 01 دی 1386 ساعت 18:28 حرف نداريد حاج آقا کاش همه مثل شما بودند. دلسوز و مهربان و با ايمان و با تقوا و .......... شهاب مرادی : سلام/ هرچند شما
حسن ظن دارید ولی
؛ هذا من فضل ربی |
| |
بنده ي خدا از تهران لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:53 سلام شهادت امام پنجم را تسليت عرض ميکنم. ياعلي شهاب مرادی : سلام/ آجرکم الله
. صلوات الله علیه |
| |
سارا از اصفهان لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:46 اگه از شما دعوت کنيم که به دانشگاه ما بياييد.قبول مي کنيد؟ شهاب مرادی : سلام/ کدام
دانشگاه؟ و ... از طریق نهاد
هماهنگ کنید و ان
شاءالله در صورت
امکان ... |
| |
مشکات از تهران لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 19:04 سلام از راهنمايي منصفانه شما بسيار ممنونم.التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ خواهش می
کنم. |
| |
Leila از tehran لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 19:02 سلام حاج آقا ممنون از صحبت هاي قشنگ امروزتون مي خواستم بپرسم چه طوري ميشه کسي که از خدا فاصله گرفته رو با خدا آشتي داد من دوتا عمه مجرد با سن هاي 35و 31 دارم که به خاطر اشتباهات پدرومادرشون که الان در قيد حيات نيستند تا حالا ازدواج نکردند البته خودشون هم مقصر بودند ولي الان به کلي نااميدند حتي يک بار هم به بهشت زهرا سر خاک پدر و مادرشون نمي روند نماز نمي خونند و يکي شون داره منحرف هم ميشه و حرف هيچ کسیو هم قبول ندارند و با هم مدام دعوا مي کنند ما واقعا نمي دونيم چي کار کنيم البته من 18 سالمه و خيلي از اونها کوچکترم منظورم بزرگترهاي فاميل هستند مي خواستم اگر ممکنه شما راهنماييمون کنيد با وجود ليسانس و فوق ليسانس حتي راضي نيستند سر کار بروند شهاب مرادی : سلام/ مهربانی و
دلسوزی شما قابل
تقدیر است ولی در
کارشان دخالت نکن
و زیاد نگرانشان
نباش. این
شرایط برای هر
دختر خانمی دشوار
است ولی اصلا
نباید مجرد بودن
عامل خروج آنها
از اعتدال شود. جناب مریم علیها
سلام یکی از چهار
خانم برگزیده ی
عالم، مجرد بود و
نتوانست هیچگاه
ازدواج کند.او در
قیامت و در روز
حساب حجتی است از
جانب خداوند
متعال برای تمام
خانم های مجرد. آنها را از طریق
بزرگترها به
ازدواج مناسب
(متناسب) و مراجعه
ی جداگانه به
مشاور تشویق
کنید. شما
هم در انتخاب
به موقع همسر دقت
کن . |
| |
ستاره از سمنان لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:49 ازازدواج(شب زفاف)ميترسم.4سال مراسم ازدواج برگزار کرديم ولي... شهاب مرادی : سلام/ فورا به
روانشناس مراجعه
کنید. |
| |
مهر از تهران لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:46 سلام از سخنراني بسيار صميمانه شما در دانشکده الهيات تشکر ميکنم .التماس دعا. شهاب مرادی : سلام/ یاعلی |
| |
m45 از تهران لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:50 ضمن عرض ادب و احترام خدمت شما جناب آقاي مرادي مي خواستم در مورد مشکلم از شما به صورت خصوصي راهنمايي بگيرم . خصوصي دختري 23 ساله هستم ، که به تازگي وارد دوره کارشناسي ارشد شده ام .در سال دوم دانشگاه چندين خواستگار داشتم که چون آن وقت به ازدواج فکر نمي کردم (البته از مردها متنفر بودم) به آنها پاسخ رد داده ام و به خانواده ام که آن زمان براي حتي يک بار صحبت کردن با خواستگارانم به من اصرار مي کردند گفته بودم که تا درسهايم به پايان نرسد به ازدواج فکر نمي کنم . به همين دليل آنها نيز در حال حاضر هم به همين بهانه همه را رد مي کنند ، بين من و مادر و پدرم هم انگار ديواري است که من هيچوقت نمي توانم با آنها صحبت کنم . چگونه مي توانم به آنها بگويم که من قصد ازدواج دارم و واقعا از تنهايي خسته شده ام. در ضمن از چيزي هم بيشتر از همه رنج مي برم که نمي دانم چگونه آن را بيان کنم. 4 سال پيش با آقايي که به بهانه ازدواج براي آشنايي اقدام کرده بود و از اقوام نزديک هم بود رابطه داشته ام که در خلال آن به گناه آلوده شدم .البته اين آقا يک سال بعد ازدواج کرد و من هم بعد از توبه و انابه ، با استفاده از چادر سعي کردم نه تنها حجاب بلکه اعمالم را حتي درست انجام دهم . از آن زمان تا کنون از رابطه زناشويي پدر ومادرم رنج مي برم . من از گناهي که به آن عادت کرده بودم و واقعا آن را ترک کرده بودم ، متنفرم و علل وعوارض آن را نيز به خوبي ميدانم . به تازگي دوباره هم افکار شيطنت آميز و خاطراتم مرا وسوسه مي کند . اما نمي دانم که چه کاري و چگونه انجام دهم تا راه درست را طي کنم ؟ راستش در حال حاضر هم کسي براي ازدواج مرا انتخاب نکرده است .اما حدود 3 ماه پيش نيز از طريق اينترنت ( نه چت بلکه گروه هاي علمي ) با مردي (31ساله ) آشنا شدم که من در ابتدا نمي دانستم که او متاهل است ، ... و مرا به عنوان دوست ، در ايميل هاي خود گذاشته و با ايميل با هم در ارتباط بوديم . چند وقت که از ايميل ها گذشت فهميدم که به او علاقه مند شدم و چقدر مشترکات داريم ، در همين زمان فهميدم که او متاهل است .از آن به بعد سعي کرده ايم نه تنها sms بلکه ايميل هم بهم نزنيم ، اما تا کنون کاملا موفق نشديم . البته او به علاقه من نسبت به خود آگاه است و قطع شدن رابطه را نيز قبول دارد اما مي گويد اگر من با خودم کنار بيايم مي توانيم دوستان خوبي براي هم در حد يک رابطه ايميل باشيم که فقط به ارسال فايلها و مطالب مفيد اکتفا شود( تا به حال هم رابطه ما در حد ارسا کتب اينترنتي و فايل هاي جذاب معنوي و معرفي سايت هاي مفيد درسي و علمي بوده است ). او خانواده اش را دوست دارد و براي من هم دوست خوبي است و مرا از افکار و خاطراتم دور کرده است. مي دانم که رابطه ام با وي دچار اشکال است اما از بازگشتن به افکار شيطاني ام که يکبار اخيرا مرا به اقدام خودکشي کشانده است و آلوده شدن به عادتم به شدت مي ترسم . تورابه خدا کمکم کنيد ،آدرس يک مشاور را هم گرفته ام اما به ازاي نيم ساعت مبلغ گزافي (بيست هزار تومان) بايد بپردازم که نمي دانم به چه بهانه اين مبلغ را بگيرن .خيلي سعي کرده ام به خدا نزديک تر شوم اما شرايط و محيط اطرافم مرا وسوسه مي کند . ... (شايد بگيد توجيه است اما من فکر کردم که خدا او را سر راه من گذاشته است واما الان که من درمانده ام) از خدا نيز خجالت مي کشم که چرا توبه ام را شکسته ام و..... از اينکه به مشکلات من هم گوش داديد و راهنمايي مي کنيد ، سپاسگزارم . (m45) شهاب مرادی : سلام/ بخش هایی از
پیام شما
را(البته با حذف
برخی از قسمت ها)
جهت اطلاع و
استفاده مراجعین
محترم سایت منتشر
کردم .
- با
توجه به توبه و
اصلاح رفتارتان،
از مرور خاطرات
گناه و بازگویی
آنها خودداری
کنید. - به
مغفرت الهی مطمئن
باشید. - دقت
کنید: مقایسه ی
"ارتباط جنسی
نا مشروع" (و
حتی مشروع غیر
رسمی) با
ازدواج و روابط
زناشویی غلط
فاحش است. به
مادر و پدرتان بد
بین نباش. -
و سعی کنید با
مهربانی و ادب و
تشکیل جلسات
خانوادگی فاصله
ها را با پدر و
مادرتان کم
کنید. -
ارتباطتان را با
این فرد -هرچند
مجازی و بدون
ارتباط حضوری-
قطع کنید. -
پرداخت وجه در
مشاور جزء
پُـرتـُکل های
حرفه ای آن است
ولی اگر
مشکلاتتان در
همین حد است با
عمل به این توصیه
ها فعلا نیازی به
مراجعه به مشاور
ندارید. - به
معنویت و عبادت
های مستحب به
صورت متعادل و با
شرط نشاط توجه
بیشتری کنید. -
اوقات خود را با
مطالعه، یادگیری
مهارتهای جدید و
آشنایی با مباحث
تازه و ورزش و
تفریح پر کنید. - با توجه به سن
شما ،شانس
ازدواجتان کم
نیست پس از
گفتگوی صمیمی و
صریح با مادر و
پدر هیچ
خواستگاری را رد
نکنید و پس از
بررسی های لازم
در مورد گزینه
مطلوب تصمیم
بگیرید. - به
خدا و رابطه
عاشقانه ی با او
توجه کنید. - تا خدای به
این مهربانی و
رئوفی داری نگران
نباش .
خوب
است به این
یادداشت ها عمل
کنید. می
خوام نمی شه بگو
عزیزم!
پاسخي به چند
سوال يك
نه . براي موفقيت
و سعادت |
| |
غلامرضا از اصفهان لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:42 سلام جناب اقاي مرادي . من نمازم را نميتوانم بخوانم . يه جورايي دوست دارم بخونم ولي نميتونم . چه کار کنم . راستي خيلي هم گناه کردم و ميکنم . لطفا به من کمک کنيد . چه طوري ديگه طرف گناه نروم و نمازم را سر وقت بخوانم . گناهم فقط دنبال دختر مردم رفتنه !!!همين کمک کمک ديگه نميخوام بدتراز اين بشم . مرسي30 از سايت خوبتون اقاي مرادي . 19 ساله از اصفهان شهاب مرادی : سلام/ گناه شوق
آدمی را به عبادت
کم می کند
توبه کن
. رفتن به مسجد
بسیار مفید است.
|
| |
غلامرضا شفيعي از اصفهان لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:32 جناب اقاي مرادي اگه امکان داره زمان پخش برنامه تلويزيوني خود را اعلام کنيد . شهاب مرادی : سلام/ معمولا در
صفحه اول سایت
درج می شود. |
| |
الهه بيگانه از اصفهان لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:15 سلام سلام صد تا سلام من يكي از دانشجويان دانشگاه اصفهان هستم . از برنامه خوبتون در دانشگاه اصفهان تشكر مي كنم. لطفا باز هم بياين. شهاب مرادی : سلام/ ان شاءالله
. من هم از حسن ادب
و اخلاق خوب
اجتماعی
دانشجویان محترم
دانشگاه اصفهان
مسرور شدم و
متشکرم. |
| |
مهدي 468 از تهران لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:50 باسلام امروز صبح به صحبت هاي شما در برنامه مردم ايران سلام گوش مي دادم . نکته اي در صحبت هاي شما وجود داشت که بايد روي آن تامل بيشتري صورت گيرد و آن هم اينکه شما تاکيد داشتيد سن 18 سال براي ازدواج دختران مناسب است . اما اين نظر هميشه درست نيست من متولد سال 62 هستم و مجرد. سال گذشته به خواستگاري دختري رفتم که 2 سال از من کوچکتر است و در رشته پزشکي تحصيل مي کند. ولي معيار ها و خواسته هاش خيلي از سن و سال او پايين تر بود و فکر کنم خانواده اش هم به اين نتيجه نتيجه رسيدند که براي دخترشان هنوز ازدواج زود است . ذکر کردن جزئيات دراينجا ممکن نيست ولي با خيلي از افراد متاهل که صحبت کردم گفتند ازدواج براي اين خانم زود بوده است. پس شايد بهتر اين باشد که بگوييم محيطي که فرد در آن زندگي مي کند و نحوه رفتار و تربيت والدين است که مي تواند آمادگي فرد نقش داشته باشد . نه صرفا رسيدن به سن مشخص انشاءالله هميشه موفق سعادتمند باشيد شهاب مرادی : سلام/ بله و البته
در دو جلسه اخیر
به نقش اساسی
خانواده، آموزش
وپرورش ،منبر و
محراب، دانشگاه و
رسانه ها و... در
رشد و ایجاد
آمادگی شخصیتی
دختر خانم ها (از
جمله مسئولیت
پذیری)تصریح
کردم! |
| |
سميه 12 از تهران لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 18:12 سلام من چند بار براي شما پيام گذاشتم پس چرا جواب نمي دهيد ،اصلا من جزء پيام گذاران شما نبودم چچچچچچچررررررا اااااااااا؟ خدا نگهدارتان شهاب مرادی : سلام/ لطفا به
ضوابط ارسال دقت
فرمایید. از شما
با این ایمیل!
پیام دیگری
دریافت نکردم. |
| |
سجاد از مشهد لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:46 با سلام خدمت شما اقاي مرادي ... من مدتي بود که با خانومي دوست بودم الان 20 سالمه و ايشون 17 سالشونه. پدرم با بيرون رفتن ما مشکل داشتند چون ميگفتند گناه داره. رفتيم خاستگاري. خانواده دختر گفتند که ساله ديگه اينا رو عقد کنيم که اقا پسر شما هم کارشناسي رو قبول بشند (شرطشون اينه). حالا تا اون مدت من اگه بخوام برم بيرون پدرم مخالفت ميکنند. ميخوام بدونم اگه نيت ازدواح باشه بيرون رفتن ما گناه داره يا نه ممنون و متشکر شهاب مرادی : سلام/ بهتره رسمی
و با اطلاع
خانواده ها گاهی
بیرون از منزل
پیاده روی و
گفتگو داشته
باشید. |
| |
مريم از اصفهان لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:40 سلام و واقعا خدا قوت شهاب مرادی : سلام/ یا علی |
| |
taha از تهران لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:37 سلام حاج آقا ، از اينکه امروز شما رو در برنامه مردم ايران سلام ديديم ، کمي خيالم راحت شد وهمينطور در مورد آپديت نکردن سايتتون که علتش رو گفتين.مي دونم شما در راهنمايي جوون ها مضايغه نمي کنيد ولي اي کاش من رو هم به ياد داشته باشيد که چقدر به راهنمايي شما احتياج دارم.هر روز در انتظار پاسخ شما به مشکلم صفحه پيام هارو مي خونم.التماس دعا ، روز عرفه من رو هم به ياد داشته باشين . با احترام طاها شهاب مرادی : سلام/ پاسخ
دادم.یا علی |
| |
روزبهاني از بروجرد لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:40 باعرض سلام وخداقوت - من در برنامه -مردم ايران سلام-با شما آشناشدم.صحبتاتو عاليه اما حيفه كه فقط برنامه هاي دوشنبه هاتونو ميبينم لطفا خلاصه اي ا سخنرانيها و برنامه هاي ديگرتون رو توي سايت قرار بديد تا بيشتر و بهتر از صحبتهاي شما استفاده كنيم. بااجازتون ايت شما رو هم لينك دادم. ازشما تشكر ميكنم و با ميگم خداقوت شهاب مرادی : سلام/ فعلا مقدور
نیست. از لطف
شما متشکرم. |
| |
مهدي علي اكبري از رفسنجان لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:40 با سپاس فراوان ازشما لطفا مدت برنامه رابيشتر كنيد شهاب مرادی : سلام/ یا علی |
| |
علي حسيني از تهران لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:40 درمان خود ارضايي شهاب مرادی : سلام/
پاسخي به چند
سوال ( خودارضایی
/ استمناء ) |
| |
سيد حامد عصمتي از بناب روستاي زوارق لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:40 با عرض سلام به حضور جنابعالي لطفا در مورد مسايل روز دوشنبه كه در مورد ازدواج است صحبت بيشتر بفرماييد با تشكر از جناب عالي همچنين از برنامه خوب مردم ايران سلام كمال تشكر را داريم شهاب مرادی : سلام/ از توجه شما
متشکرم. |
| |
راضيه دادفر از اصفهان لينك | امضا شده : 26 آذر 1386 ساعت 17:40 باسلام خدمت استادمحترم وعزيزم ميخواستم بدونم چرا با مهريه ي كم مخالفيد.اصلا بهتره مهريه در چه حدودي باشه؟بسيارمتشكر م.التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ با تحمیل
«مهریه
کم» به
دختر (از ناحیه
خانواده پسر)
مخالفم وهمیشه با
تشویق و زمینه
سازی فرهنگی
«مهریه
کم» از
ناحیه دختر و
خانواده دختر
موافقم. ما
نباید حق یک دختر
خانم را در مورد
تعیین میزان
مهریه اش ندیده
بگیریم. مهریه
متوسط و متعادل و
معقول موافقم.
مثلا از 14 تا 110 تا
سکه بسیارخوب است
و 300 و400 هم بد و
زشت نیست. |
| |
مريم از اصفهان/ دانشگاه اصفهان لينك | امضا شده : 27 بهمن 1386 ساعت 00:03 سلام و خدا قوت.از روزی که اومديد دانشگاهمون کلي ذوق داريم هنوز.مينويسم ما چون خيلي هستيم! براتون يه خداقوت با خط خوب نوشتم که ببينين هممونم بد خط نيستيم،اما نشد که بخونينشو ذوق کنين.ممنون از اينکه اومدين و بازم منتظرتون هستيم.سعي ميکنيم ازاين به بعد به قول شما مشتي بشيم که شما نگين ...!موفق،پراز نشاط و.....باشيد سلام کردم،تميز نوشتم،اسمم رو هم گفتم پس شما هم لطف کنين و بخونين.خدا نگهدار تون... شهاب مرادی : سلام/ خوشحالم
الحمدلله. ان شاء
الله شاداب و
موفق باشید. |
| |
مطهره *محمودي از تهران لينك | امضا شده : 11 دی 1386 ساعت 18:27 "Beyond Words" *وراي کلمات With my right foot first اول با پاي راستم I stepped into the holy mosque در مسجد الحرام قدم گذاشتم Upon the cold white marble بر فراز سنگ مرمرين سفيد Where day and night people sat worshippin', praying جايي که مردم روز و شب مي نشستند ، نماز مي خواندندو عبادت مي کردند Right and left the mosque being cleaned چپ و راست مسجد تميز شده بود Shinin' not a particle of dust بدون حتي ذره از غبار، مي درخشيد The carvings of marble, the plates of gold حکاکي هاي مرمرين، لوحه هاي طلا The symmetry of the whole mosque قرينه سازي هاي تمام مسجد Yeah the largest of it all بله و بزرگتر از همه اينها The came the grandest of the whole عظيم تر از همه The big beautiful house of Allah خانه زيبا و بزرگ الله Covered with black cloth and gold leaf writin' پوشيده با پرده اي مشکي و ورقه هايي که روي آن با طلا نوشته شده My life flashed passed me, the good and the bad ناگهان تمام زندگي ام در يک لحظه از جلو چشمانم گذشت، کرده هاي خوب و بدم Such a feeling my brother, never ever felt I had چه احساس عجيبي برادرم، تا به حال هرگز چنين حسي نداشته ام A special bondage to the almighty احساس مخصوص بنده خداوند بودن A sudden chill in me ناگهان سردي مرا فراگرفت Lookin' around the large floor was filled with unity به اطرافم به زميني که يکپارچه از مردم پر شده بود Circling the beautiful house مردم به دور خانه خدا حلقه زده بودند Chanting, people sitting, prayin' for forgiveness مردم نشسته بودند مناجات مي کردند و براي آمرزش گناهان دعا مي کردند Prayin' to do better I witnessed در حال دعا شهادت دادم که عمل صالح انجام دهم Takin' a deep breath, tears was runnin' نفس عميقي کشيدم، اشکانم سرازير مي شدند I ran around the black house, the ancient black house به دور خانه سياه پوش دويدم، خانه باستاني سياه پوش Built by Ibrahim, peace be upon him, circlin' 24 no doubt خانه اي که توسط حضرت ابراهيم عليه السلام بنا شد، بي هيچ شکي 24 بار به دور آن چرخيدم I got closer, as did my heart, as did my soul, amazing نزديک تر شدم، چنانکه قلب و روحم نزديک تر شد، شگفت انگيز بود How everyone had their attention only on worshippin' که چگونه هر کسي فقط و فقط تمام توجهش به پرستش است All concerns forgotten, focused on prayin' تمام نگراني هايم فراموش شدند، تنها بر روي نيايش تمرکز مي کردم Forgettin' everything matters and happenings just giving همه چيز را فراموشم کردم، هر اتفاقي که تا به حال افتاده بود I looked up in the sky thanking Allah for this journey به آسمان سر بلند کردم و خدا را براي اين سفر شکرگزاري کردم Sayin': I swear I didn't schedule to be here this early گفتم: خدايا من برنامه ريزي نکرده بودم که به اين زودي اينجا باشم I thought I'd come here like pops in my forties and fifties من فکر مي کردم که من مانند شيوخ در 40 يا 50 سالگي اينجا خواهم بود And the doe I paid for the ticket, was meant for some hobby و پولي که براي خريدن بليط پرداختم فقط براي اين بود که به اينجا بيايم تفريحي کنم But who am I to say if I will be alive tomorrow ولي من که هستم که بگويم آيا فردا زنده خواهم بود؟ Or 20 years from now, will my health be able to follow يا 20 سال ديگر انقدر سالم هستم که بتوانم پيرو و تابع باشم ؟ For a moment I pictured my self 6 feet deep براي لحظه اي خودم را در عمق 6 فوتي زيرزمين تصور کردم In the cemetery, my corps in the same white sheets در ميان قبر، بدنم را در کفن سفيد ديدم، مانند همين لباس سفيد احرام Allah holds the master plan and it's already written سرنوشت ما به دست قادر الله نوشته مي شود، همانطور که هم اکنون نوشته شده است The pens are withdrawn, the pages are dry... it's written! قلمها به کناري گذاشته شده اند، کاغذها خشک شده اند .... سرنوشت ما به تحرير درآمده !!! Looking back on my life به زندگي گذشته ام مي نگرم Life that's gladly been given to me زندگي که با سرور و شادي به من داده شد Open my eyes and embrace the smile پس چشمانم را باز مي کنم و لبخند زندگي را در آغوش ميگيرم Given to you & I که به من و تو (از جانب خدا) هديه شده است *شعري از اوتلنديش |
| |
محمود از اروميه لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 23:35 باعرض سلام محضر اقاي مرادي از شما بسيار ممنون بخاطر برنامه تلويزيوني وگفتگوهاي با ارزشتون. شهاب مرادی : سلام/ من هم از
لطف و توجه شما
متشکرم. |
| |
تنها 343 از ايران لينك | امضا شده : 18 تیر 1387 ساعت 23:32 سلام 1. من يه دختر 23 سالم. 7-8 سالي بود كه عاشق پسر داييم بودم. 2. البته بنا به گفته شما برام زود بود. 3.ولي به مرور زمان كه بيشتر شناختمش فهميدم از بخت خوبم بود كه عاشق اون شدم. هيچي نداشت به جز يه ايمان واقعي به خدا يه مومن واقعي بود مهربون وآروم بين پسراي فاميل يه نگين تمام عيار بود.منم عاشق همين چيزاش بودم. اطمينان داشتم كه باهش خوشبخت ميشم.حس كرده بودم كه اونم دوستم داره. 4. يه روز از حرفاي عروسشون فهميده بودم كه اونم دوستم داره. 5. ولي چون خواهر بزرگترم ازدواج نكرده بود ازدواج ما امكان پذير نبود البته چيزي هم نگفته بودن. 6. بالاخره سال گذشته ازدواج كرد ومن تنها گذاشت. بدون هيچ حرفي. 7. خودم فكر ميكنم به خاطر ترس از ازدواج فاميلي و مشكلات احتماليش منصرفش كردن. دلم رو با اين فكر آروم ميكنم 8.چون نميتونم باور كنم كه دوستم نداشته. خواهرم بعد اون ازدواج كرد 9. تا حالا هم از بين خاستگارام موقعيت خوبي براي ازدواج پيش نيومده. 10.هر كاري ميكنم نميتونم فراموشش كنم افسرده و تنها شدم. 11.توي اين چند ساله تمام لحظاتم رو با عشق اون سر كرده بودم 12.حالا بدون عشقش دارم ديوونه ميشم . 13. فكر ميكنم ديگه نميتونم كسي رو به اندازه اون دوست داشته باشم. ... شهاب مرادی : سلام/ شماره ها را
من اضافه کردم. تا
مرحله به مرحله
شما اشتباهات
رایج یک علاقمندی
را خودتان بررسی
کنید. مثلا :
1. 7-8 سال
دلبستگی یک طرفه!
روشن ترین دلیل
توهمی بودن عشق
است. 2. 3. ... |
| |
نيلوفر آبي از شيراز لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 21:54 سلام آقاي مرادي با اين همه مشغله واقعا به شما خسته نباشيد مي گويم . اين بار دوم است كه برايتان پيام مي گذارم . شما كه خواستگاري دختر از پسر را هرزگي نمي دانيد پس چراپيام مراجواب نمي دهيد ؟ باور كنيد خيلي به راهنمايي شما نياز دارم . غير از شما كسي را ندارم كه با او مشورت كنم . مي ترسم زمان بگذرد و من كار اشتباهي انجام دهم . خواهش مي كنم به پيام قبلي من كه در آن وضعيتم را تقريبا كامل توضيح داده ام پاسخ دهيد . پيشاپيش از شما متشكرم . در پناه حق سلامت و پيروز باشيد . =========================== == سلام آقاي مرادي شب و روزتون به خير . من دختري 24 ساله و ليسانس هستم . يك سالي ميشه كه به پسري علاقه مند شدم ولي اون خودش نمي دونه . ما با هم فاميل دور هستيم . از خانوادش شناخت كامل دارم . هم سطح هم هستيم . با بعضي از خصوصيات اخلاقيش آشنا هستم ولي دلم ميخواد بيشتر باهاش آشنا بشم ببينم هموني كه فكر ميكنم هست يا نه .جناب سروان رو هم چندين بار خوندم . در ضمن اون يك سال از من كوچيكتره و الان داره تهران فوق ليسانس مي خونه .من شيراز هستم. چون كتابهاي روان شناسي ميخونم يه جورايي حس مي كنم كه از جنس هم هستيم . به نظر شما من چيكار كنم؟ آيا اين درسته كه به يكي از دوستام بگم كه تلفني راجع به من باهاش حرف بزنه و موضوع رو بهش بگه ؟ميشه لطفا حتما منو راهنمايي كنيد . بدجوري سر دوراهي موندم . شهاب مرادی : سلام/ احتمال خطا
در این انتخاب
زیاد است. شانس ازدواج
واقعی خودتان را
کم نکنید. اما
اگر هدف شما
داشتن یک زندگی
موفق نیست و
هدفتان ازدواج با
اوست به استعلام
از وی اقدام کنید
لااقل اشکال شرعی
ندارد. |
| |
morteza از tehran لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 21:51 سلام حاج اقا.مثل اينكه دوست نداريد جواب پيغام منو در مورد حاج ... بديد ؟ نمیدونم اين چندمين پيامي كه در اين مورد مي فرستم يه خواهشا لااقل علت جواب ندادنتون رو بگيد چون قبلا گفته بوديد جواب ميديد.با تشكر.مرتضي شهاب مرادی : سلام/ پسر خوب
لطفا ضوابط ارسال
را یک بار دیگر
بخوان . البته
مطلب شما را به
ایشان گفتم. التماس دعا |
| |
الله ياري از اراک لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 21:51 سلامبا تشکر از راهنمايي هاو صحبتهاي شما ميخواستم بدونم آيا از طريق نامه ( غير از پست الکترونيک ) هم ميشه با شما مکاتبه کرد؟ شهاب مرادی : سلام/ نه! معاف
بفرمایید. |
| |
حسيني از قم لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 21:51 با عرض سلام و خسته نباشيد در مورد تشكيل جلسات مي خواستم بگويم در خانه ما به طور معمول اهل خانه صبح روزهاي جمعه بعد از صبحانه دور هم جمع مي شوند و در مورد مسائل هفته گذشته، اتفاقاتي كه آن ها را مشغول كرده ،دلخوري هايشان از هم ، برنامه آن روزو .... صحبت كرده و باهم كارهاي آن روز را پيش مي برند آيا اين باهم بودن غير رسمي همان هدف جلساتي را كه شما توصيه كرديد دنبال مي كند يا حتما بايد شكل رسمي تري داشته باشد؟( خانواده ما از دو دختر شش ساله و يازده ساله و يك پسر شانزده ساله وبنده و همسرم تشكيل شده كه شايد از ديد من مادر همين دور هم بودن براي حل مشكل كافي باشد زيرا از آنجا كه بچه ها حر ف هايشان را معمولا به بنده منتقل مي كنند و من هم هميشه بعد از صبحانه روز جمعه موضوع را در جمع مطرح مي كردم ، به گمانم اين گونه مسئله حل مي شد و كمتر مي شود كسي حرفش را به راحتي در جمع نگويد ) شهاب مرادی : سلام/ خوب است ولی
بهتر است "جلسه
خانوادگی"خودش
موضوع دور هم جمع
شدن اهل خانواده
باشد و جلسه ،
رییس ، منشی
،"دستور" و
"مصوبه" هم
داشته باشد. لینک |
| |
مينا از تهران لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 21:50 سلام استاد گرامي اميدوارم خوب و خوش باشيد در پناه ايزد منان.جناب اقاي مرادي من به پاسخ سؤالم بسيار نياز دارم در رابطه با ازدواجم سوالاتي دارم ازتون من دختري 20 ساله هستم از تهران ... ايشان طلبه است و بر اساس دلبستگي سعي کردم که با اين مسآله کنار بيام و تحقييقاتي انجام دادم در رابطه با طلاب و بيشتر علاقمند شدم چون خانواده ي خودم در سطح متوسطي از امور مذهبي هستند.ولي من در کل به اين مسائل علاقه داشتم اما الان که 1 هفته بيشتر به خواستگاري نمونده خواستم از يک فرد عالم کمک بگيرم که يک دختر معمولي مثل من با يک طلبه مي تونن زندگيه خوبي داشته باشن؟واين که اين آقا مي گه که فقط در قم کار و موقعيت زندگي دارند ايا واقعا راهي نيست که طلبه اي در تهران زندگيه راحتي داشته باشد؟زيرا مادر من با اين که من در قم زندگي کنم مخالف است لطفا به من کمک کنيد شهاب مرادی : سلام/ با توجه به
مقدمات آشنایی
تان و عدم تناسب
فرهنگی دو
خانواده و عدم
شناخت شما از
فضای طلبگی و
برخی تضادها بهتر
است تجدید نظر
کنید و در شناخت
هدف خود از
ازدواج(یعنی
آرامش) و سایر
انگیزه ها و
معیارهای همسر
خوب برای ازدواج
موفق مجدد بررسی
نمایید. |
| |
nardis122000 از تهران لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 21:50 سلام.کوتاه ميپرسم .شما در جواب خانمي از مشهد از ايشون سوال کرديد که چرا خواستگاري دختر از پسر رو هرزگي ميدونن .حالا من ميخوام نظر شما رو راجع به اين موضوع بدونم با توجه به شرايط امروز ايران.ممنون ميشم اگه پاسخ بفرماييد .خدانگهدار شما باشه. شهاب مرادی : سلام/ قطعا حرام
نیست ولی شأن
دختر ایجاب می
کند پسر
خواستگاری کند و
دختر ناز و ... به قول حافظ
....چو یار ناز
نماید شما نیاز
کنید |
| |
فيضي از اراک لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 21:50 با سلام اگه ميشه در برنامه هاتون در مورد دخالت هاي بيجاي مادر شوهر ها صحبت کنيد براي خواهرم که بچه دار نميشود دعا کنيد پس خدا کي جواب اين ادم ها را مي دهد ديگه خسته شديم شهاب مرادی : سلام/ به عروس ها
چیزی در خصوص
تفاهم و همکوشی و
درک مادر شوهر
نگم؟ لازم است
زوج های جوان
مفهوم
"خانواده جدید
خود" را به
عنوان یک
واحد مستقل
درک کننند و این
مقدمه تنظیم
روابط سالم
وسازنده و موفق
با والدینشان است
وکسب چند مهارت
ضروری و این نیاز
به زمان دارد پس
به آنها فرصت
دهید.و کمکشان
کنید. در
مورد خواهرتان هم
دعا می کنیم شما
هم به خدای
مهربان قادر حکیم
تفویض کنید. |
| |
روح الله صدرايي از تهران لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 23:49 سلام چندين روز قبل از شما گله اي کردم که چرا بدون توجه به شرايط کنوني جامعه به دفاع از ميراث رضا خان که همان سربازي است پرداختهايد و گفتم که من وبلاگي دارم و در آن به بيست و پنج دليل ثابت کردهام که سربازي اجباري بايد حذف شود و همچنين اسامي 77 کشور که سربازي اجباري را حذف کرده بودند ذکر کردم. اما اکنون مي بينم که به سوال من هنوز پاسخ نداده ايد. مي دانم سرتان شلوغ است ولي اگر براي جوانان ايراني ارزش قايل هستيد وبلاگ من را ديده و اگر قانع شديد به حق حضرت زهرا قسمتان مي دهم که دردهاي ما جوانان را ... برسانيد. با تشکر ------------ ما زياران چشم ياري داشتيم؟ متاسفان ه شنيدم كه چند ماه قبل شما در تلويزيون از يك پديده رضاخاني دفاع كرده ايد. بله سربازي را مي گويم. من در وبلاگم اسامي 77 كشور جهان كه سربازي اجباري را لغو كرده اند را آورده ام . اولين مطلب وبلاگ من هم بيست و پنج دليل براي حذف سربازي اجباري است كه در آنجا به تاريخچه سربازي و مخالفت علماي بزرگي چون سيد ابوالحسن اصفهاني با آن و نيز نامه علماي تهران كه سربازي را ريشه كن و خانمان سوز دانسته اند اشاره كرده ام. همچنين تاثير منفي سربازي بر ازدواج را ذكر كرده ام. خواهشمندم اكنون كه خود را متخصص سربازي هم دانسته ايد حتما مطالب وبلاگ من و به خصوص بيست و پنج دليل را بخوانيد و اگر قانع شديد در تلويزيون از ما جوانان عذر خواهي كنيد و اگر هم نشديد لااقل نمك روي زخم ما نريزيد و اگر هم از جمله آخوندهاي درباري هستيد كه به هر نحوي مي خواهند همه چيز را توجيه كنند خوب با شما حرفي ندارم. البته اين را هم بگويم من خودم و خانواده ام كاملا مذهبي و ولايتي و انقلابي هستيم ولي سربازي را نقض اسلام و حقوق جوانان در جمهوري اسلامي مي دانم و با آن شديدا مخالفم. شهاب مرادی : سلام/ این دو پیام
و بخش هایی از
وبلاگتان را دیدم
،خواندم تعجب
کردم و قانع
نشدم. همواره
دوران خدمت
سربازیم را(با
تمام دشواری
هایش)از روزهای
خوب زندگی ام می
دانم و بر
اساس اصول منطقی
معتقدم سربازی،
مقدس ،مهم و
ضروری است و باید
به کارکرد های آن
بیشتر توجه کرد.
البته جالب
است بدانید که
امام راحل(ره)
خدمت مقدس سربازی
را از "عبادات
اسلام" می
دانستند. و
همچنین: «خدمت وظیفه
عمومی واقعا یک
خدمت
مقدسی است ...
همه خانواده ها و
همه احاد جوانان
باید اهمیت آن را
درک کنند و با شوق
و علاقه به سوی آن
بشتابند.»
مقام معظم رهبری |
| |
نیلوفر1984 از یه جای دور لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 21:54 سلام آقای مرادی . طاعات و عباداتتو قبول حق . من چند سال یه گناه کبیره رو انجام میدادم ...ولی از یک هفته قبل از ماه مبارک رمضان این گناه رو به طور کامل ترک کردم و تازه الان فهمیدم که اینکار گناه کبیره بوده . خیلی ناراحت و پشیمون هستم . آیا برا بخشیده شدن گناه کبیره باید کار مخصوص و ویژه ای انجام داد ؟ ممنون میشم اگر جوابمو بدبد .
شهاب مرادی : سلام/ فقط
استغفار. |
| |
معصومه 251 از استانه اشرفيه لينك | امضا شده : 18 آذر 1386 ساعت 23:33 سلام خسته نباشيد ...يه شعر پيدا کردم ذوق کردم گفتم براي شما هم بفرستم اگه از قانون کوتاه بودن پيام تبعيت نشد معذرت مي خوام از اقاي مهدي سهيلي دخترم با تو سخن مي گويم زندگي درنگهم گلزاريست و تو با قامت چون نيلوفر،شاخه ي پر گل اين گلزاري من به چشمان تو يک خرمن گل مي بينم گل عفت ، گل صدرنگ اميد گل فرداي بزرگ گل فرداي سپيد چشم تو اينه ي روشن فرداي من است گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ کس نگيرد زگل مرده سراغ دخترم با تو سخن مي گويم ديده بگشاي و در انديشه گل چينان باش همه گل چين گل امروزند همه هستي سوزند کس به فرداي گل باغ نمي انديشد انکه گرد همه گل ها به هوس مي چرخد بلبل عاشق نيست بلکه گلچين سيه کرداريست که سراسيمه دود در پي گل هاي لطيف تا يکي لحظه به چنگ ارد و ريزد بر خا ک دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک تو گل شاداي به ره باد مرو غافل از باد مشو اي گل صد پر من همه گوهر شکنند ديو کي ارزش گوهر داند دخترم گوهر من ، گوهرم دختر من تو که تک گوهر دنياي مني دل به لبخند حرامي مسپار دزد را دوست مخوان چشم اميد به ابليس مدار اي گوهر تابنده بي مانند خويش را خار مبين اري اي دخترکم اي سراپا الماس از حرامي بهراس قيمت خود مشکن قدر خود را بشناس قدر خود را بشناس |
| |
shahab_m از uae لينك | امضا شده : 11 دی 1386 ساعت 20:08 با سلام مجدد و مجدد آقاي مرادي روحاني دوست داشتني قراره شما هم دل ما رو بشکني؟! اين سومين باره پيام ميذارم و هر روز هم سايت شما رو چک مي کنم جواب ما رو نمي خواي بدي مرد خدا؟ اقلا بگو نه ما انتظار نکشيم يا علي مدد شهاب مرادی : سلام/ قرار بود
بیام دبی نشد ان
شاءالله هر وقت
آمدم (در برنامه
ها در صفحه اول
سایت اعلام می
کنم) حضوری با شما
در مسجد امام
حسین (ع) صحبت می
کنم. از دفتر مسجد
پیگیر باشید. |
| |
مرجان از اصفهان لينك | امضا شده : 17 آذر 1386 ساعت 22:57 اقاي مرادي از اينکه وقتتان رابراي ما مي گذاريند تشکر ولي اي کاش بيشتر وواضح تر منظورتان را مي رسانديند تا ما بتوانيم قانع شويم چون اينقدر اطرافمان امواج منفي هست که امواج مثبت شما راخنثي مي کند شهاب مرادی : سلام/ ازدواج با
اتباع بیگانه،
عدم شناخت از
فرهنگ وزبان، عدم
بررسی و تطبیق
معیارهای طرفین و
غیر رسمی بودن
مراحل ابتدایی و
انگیزه ی زیارت و
امثال آن که حاکی
از عدم آگاهی و
اشراف شما به
موضوع دارد
والبته شاید اصل
قصه خواستگاری
سرکاری باشد. فرصت های واقعی
ازدواج را از دست
ندهید. با این
افراد ازدواج
نکنید... ولی
این به این معنی
نیست که ازدواج
با هر یک از افراد
خارج این لیست
دشواری ندارد!
دقت کنید. |
| |
مرجان از اصفهان لينك | امضا شده : 17 آذر 1386 ساعت 20:48 سلام اقاي مرادي من همان دختري هستم که برايت نوشتم که به يک پسر عراقي اشنا شدم ولي جوابي نديدم شاييد به دستتان نرسيده باشد به اين صورت که از من ادرس پل خواج را پرسيدند ومن چون انگليسي بلد بودم انها را کمک کردم تا به پل خواجو برسيم در مورد موضاعات مختلفي صحبت کرديم ودر اخر سر به خاطر کاري شماره موبايلم را به اودادم درضمن فراموش نشود که او بادوستانش بود ومن هم بادوستانم چند روزي که در ايران بود چند باري به من زنگ زدند ودر اخر از من خواستگاري کردند وگفتند که عيد قربان که به مشهد مي ايند با خانواده امده تا انها من راببينند ومن هنوز اين را به خانواد ه ام نگفتم چون مي دانم که مخالفت مي ککند من دختر يک جانباز هستم(هم چنين دايي وعمويم هم شهيد)دختري نيستم که به دنبال پسر واين چيز ها باشم حال نمي دانم چگونه اين را به خانوادها م بگويم از طرفي با انکه اورا نمي شناسم خودم خيلي دوست دارم ازدواج کنم چون اون موقع راحتر مي توانم به کربلا وعتبات عاليات بروم وبعضي اوقات پيش خودم فکر مي کنم که حاضرم زندگي سختي داشته باشم ولي انجا باشم طي اين 2 ماه از نظر روحي ومعنوي خيلي اذيت شدم ازتون خواهش مي کنم من را ياري کنيد منتظر جواب شما هستم شهاب مرادی : سلام/ به چند دلیل
و در یک کلام :
فراموش کن. |
| |
عبدالله برزوئيان از تهران لينك | امضا شده : 17 آذر 1386 ساعت 20:46 سلام آقاي مرادي قرار نيست هر وقت سئوال داريم بيايم بتون سر بزنيم .خواستم بتون بگم از صميم قلب دوستون دارم...از صميم قلب شهاب مرادی : سلام/ سپاس |
| |