|
امیر صالحی از قزوین لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 19:08 باعرض سلام وتبریک به مناسبت فرا رسیدن اعیاد شعبانیه محضر مبارک حاج اقا مرادی عزیز. امیدوارم که حالتان خوب باشد و همیشه در راه ترویج شعائر اسلامی پایدار باشید. نیت پرسیدن حال حضرتعالی بود از این اینکه در شب میلاد حضرت علی اکبر (ع) قبول زحمت کردید وبه هیئت ما آمدید تشکر فراوان. راستی حاج آقا قرار بود نظر خودتون رو درباره برنامه به ما اعلام کنید یادتون که نرفته؟ به جواد آقای عزیز هم سلام برسونید. به امید دیدار به زودی زود. یا علی مدد التماس دعا دوستان شما در هیئت انصارالصلاه شهاب مرادی : سلام/ روی منبر
گفتم .بازم میگم
یه حال و هوای
خاصی داشت .به همه
دوستان سلام
برسون |
| |
رها از خاک از رشت لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 19:27 سلام آقای مرادی عزیز. خسته نباشین. خواهش می کنم اگه امکان داره کمکم کنید این موضوع خیلی ذهنم رو مشغول کرده... من تو یه سایت که آدمای زیادی عضوشن یه وبلاگ دارم کسایی که اینجا هستن خیلی غمگین و افسر ده ان...می خوام کمکشون کنم که به خدا نزدیک بشن...و از این همه بیهودگی و غم بیان بیرون...تو بلاگم چی بنویسم و چه جور بنویسم که اثر درستی روی روحشون داشته باشه؟....ممنون می شم اگه شما راهنمای من باشید...خدا همیشه نگهدارتون باشه شهاب مرادی : سلام/ از خدا و
مهربانی های او |
| |
yek farde moztar از tehran لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 18:20 سلام آقای مرادی. منو می بخشين که انشای درستی ندارم . متاسفانه در شرايط بسيار بسيار بدی گير کردم . من مادری دارم که دارای مشکل سرطان بوده و در اثر داروهای شيميايی موهای سر خودش رو از دست داده . پدرم به همين دليل ( خودش انکار می کنه ) هيچ گونه رابطه ای با او نداره . اينها حتی سلام هم به هم نمی کنن . پدرم آدم خوبيه ولی متاسفانه از مواد مخدر ( ترياک) استفاده می کنه . البته نه جلوی ما . برادری دارم که ۲۷ سالس و ما پول نداريم که اون رو زن بديم . همه جا جواب رد بهمون می دن . ايشون توسط همين کامپيوتری که من دارم باهاش برای شما می نويسم به طور علنی در خونه به عمل استمنا می پردازه . من هيچ گونه ارتباطی با برادرم ندارم . ايشون دچار وسواس شديدی شده و بسيار بد دهن و فحاشه و هيچ راهی وجود نداره که من با ايشون ارتباط بر قرار کنم . بسيار مظطرب هستم . ولی توکل بر خدا دارم و از آيندم خيلی می ترسم . از اين که کسی به خاطر خانوادم با من ازدواج نکنه . در ضمن مادرم هم با وجود اين که متعلق به يک خانواده ی مذهبی هستن ولی چنان فحش هايی می دهن و خيلی بد دهن هستن . من از مادرم خيلی می ترسم . ايشون مکرر آبروی منو پيش دوستام بردن و من اعتماد به نفسم رو به شدت در مقابل دوستانم از دست دادم . در ضمن من در يکی از بهترين مدارس تهران تحصيل می کنم و همه می گن که آدم باهوشی هستم . ( خودم دقيقا نمی دونم ) ولی به علت مشکلاتی که دارم و دعواها و استرس ايی که در منزل وجود داره اصلا قادر به خوب درس خوندن نيستم . آقای مرادی من اصلا حالم خوب نيست و شديدا احتياج به کمک و دعای شما دارم . اميدوارم که هر چه سريع تر من رو راهنمايی بفرمايين . متشکرم . شهاب مرادی : سلام/ مشکلات و
مسائل زندگی
همانطور که
میتوانند مانع
رشد و ترقی انسان
شوند اگر با
درایت و
هوشمندانه به
آنها نگریسته شود
می توانند راهی
بسوی پیشرفت
بگشایند. مسائل زندگی شما
واقعی و قابل
توجهند اما شما
از تواناییها و
قابلیت هایی
برخوردارید که می
توانند زمینه
عبور شما را از
این شرایط دشوار
و حرکت بسوی
آینده ای روشن
فراهم کنند. یکی از آنها
همین هوش و
استعداد خدادادی
شماست. از این
امکان بخوبی
استفاده کنید و
نگذارید با تسلیم
شرایط سخت شدن
فردایی همچون
امروز برایتان
رقم بخورد. رابطه تان را با
خداوند تقویت
کنید. با
دوستان خوب
ارتباط برقرار
کنید و با امید و
اعتماد به نفس
درس بخوانید. انشاءالله حتما
موفق خواهید شد.
من هم دعا می
کنم. |
| |
علی رضا یزدانجو از قزوین لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:58 سلام حاج اقا از تشریف فرمایی شما در قزوین بسیار خوشحال شدم وامیدوارم که شما را با ر دیگر ملاقات کنم شهاب مرادی : سلام/ یا علی |
| |
سرگردان66 از ایران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:58 با سلام خدمت شماوتشكر از سايت بسيار عاليتون. ...لطفام تن پيام من را در سايت درج نكنيد.التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ لطفا
بیشتر توضیح
دهید. |
| |
یلدا یوسفی از مازندران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:44 سلام آقای مرادی.خدا قوت. آقای مرادی من قبلا یه سوالی رو با نام( یلدا) مطرح کردم. انتظار داشتم جواب منو بدین. ولی نمی دونم چرا این اتفاق نیفتاد. به هر حال من ازتون ناراحت نشدم و برای اثبات این موضوع متن زیبای زیر رو به شما و همه ی کسانی که به این وب سایت مراجعه می کنند با نهایت احترام و ادب تقدیم می کنم: روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار این گونه می گفت:" می اید. من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد." و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به لب هایش دوختند اما گنجشک چیزی نگفت. و خدا لب به سخن گشود:" با من بگو از آنچه سنگینی سینه ی توست." گنجشک گفت:" لانه ی کوچکی داشتم. آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی. آن طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه ی محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟!" و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.فرشتگان همه سر به زیر انداختند! خدا گفت:" ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی.باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پرگشودی." گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود. و خدا گفت:" چه بسیار بلاها که من به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی!" اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگهان چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد. شهاب مرادی : سلام/ پیام قبلی
شما را پاسخ
دادم. این
داستان مرا به
یاد این عبارت
های دعای افتتاح
انداخت:
فَاِنْ اَبْطأَ
عَنّي عَتَبْتُ
بِجَهْلي
عَلَيْكَ ،
وَ لَعَلَّ
الَّذي اَبْطأَ
عَنّي هُوَ
خَيْرٌ لي
لِعِلْمِكَ
بِعاقِبَةِ
الاُْمُورِ ،
فَلَمْ اَرَ
مَوْلاً كَريماً
اَصْبَرَ عَلى
عَبْد لَئيم
مِنْكَ عَلَيَّ
يا رَبِّ ،
اِنَّكَ
تَدْعُوني
فَاُوَلّي
عَنْكَ ،
وَ تَتَحَبَّبُ
اِلَيَّ
فَاَتَبَغَّضُ
اِلَيْكَ ، وَ
تَتَوَدَّدُ
اِلَىَّ فَلا
اَقْبَلُ مِنْكَ
،
كَاَنَّ
لِيَ
التَّطَوُّلَ
عَلَيْكَ ،
فَلَمْ
يَمْنَعْكَ
ذلِكَ مِنَ
الرَّحْمَةِ لي ،
وَ الاِْحْسانِ
اِلَىَّ ،
وَ
التَّفَضُّلِ
عَلَيَّ
بِجُودِكَ وَ
كَرَمِكَ ،
فَارْحَمْ
عَبْدَكَ
الْجاهِلَ وَ
جُدْ عَلَيْهِ
بِفَضْلِ
اِحْسانِكَ
اِنَّكَ جَوادٌ
كَريمٌ |
| |
یلدا از ایران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:11 با عرض سلام و خسته نباشید خدمت معلم عزیزمان. اگه ادم فکرش به چیزای بیخود مشغول باشه چی کار کنه که به اونا فکر نکنه؟ تشکر شهاب مرادی : سلام/ پر کردن
اوقات تنهایی و
فراغت از طریق
مطالعه کتابهای
سودمند تماشای
فیلمهای آموزنده
ورزش گفتگوی مفید
با دوستان خوب و
انجام عبادات و
برخی از مستحبات
میتواند در کنترل
افکار موثر باشد. |
| |
یه بنده خدا از زیر آسمون لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:03 الا بذکر الله تطمئن القلوب. با سلام و عرض ادب و خسته نباشید خدمت حاج آقای مرادی. نمی خوام زیاد وقت شریفتون رو بگیرم ، سر ِ یه دوراههیه بزرگم و به این امید که دری به روم باز کنین مزاحمتون شدم . 23 سال از خدای مهربونم عمر گرفتم. توی یه خونواده ی متدین و با ایمان بزرگ شدم . خونواده ای که سرمایشون مهر و محبت و عاطفه ایه که نسبت به همدیگه دارن و هر گز ، هرگز اونو از هم دریغ نمی کنن.نمی گم تمام عمرمو و نمی گم خیلی خوب و کامل ولی سعی کردم بیشتر وقتمو صرف عبادت همون خدایی بکنم که همیشه بهترینهاشو برام خواسته . و همیشه از بابت چیزایی که بهم داده ممنون دارش بودم و بابت چیزایی که از سر حکمتش نداده ، شکر گذارش . دو سال از تحصیلم توی دانشگاه میگذره.توی این 2 سال خیلی عوض شدم، سعی کردم هر روز خودمو بیشتر به خدا نزدیک کنم تا صداشو بشنوم، تا بتونم راهی رو که توش قدم گذاشتم به سر منزل مقصود برسونم. هیچ وقت چه توی این 2سال و چه قبل از اون به هیچ پسری هم صحبت نشدم ، نه اینکه موقعیتش برام پیش نیاد ، نه ، همیشه باورم بر این بوده که ارزش احساساتم خیلی بیشتر از این حرفاس که بخوام اونو بدم به دست کسی که معلوم نیست قدرش رو بدونه یا نه تا اینکه یکی از همکلاسی های پسرم نظرم به خودش جلب کرد ، من با وجود اینکه توی شهر کاملاً مذهبی و خونواده ی خیلی متدینی بزرگ شدم و لی کمتر پسری رو دیدم با این اعتقادات، پاک ، ساده ، با ایمان ، با خدا، سر به زیر .از طریق اون با مسجد و مراسم امام زمان انس گرفتم ، ازم نخواس که چادر بزنم ولی وقتی برام از خوبی های چادر گفت ، با عشق به بی بی فاطمه چادری شدم . اینقدر برام از ارزش زن گفت که حتی الان دیگه حاضر نیستم یک تار از موهام رو هم نا محرم ببینه حاج آقا منو دلبسته ی اعتقاداتش کرد. تا اینکه تقریباً یکسال پیش به من پیشنهاد ازدواج داد ، با تمام مشکلاتی که داشتیم . اون 1.5 از من کوچیکتره و خونوادش هم نسبت به خونواه ی من نسبتاً مذهبی تر. وقتی که خونوادش رو در جریان قرار داد تقریباً همه مخالفت کردن ، به خاطر اختلاف سن و .. ولی ما تصمیممون واسه ازدواج بر مبنای 2-3 سال آینده بود ، چون ایشون واقعاً الان شرایط ازدواج رو ندارن ، سربازی ، کار و .. ولی خدایی داره که وقتی بهش توکل میکنه هر چیزی رو که بخواد بهش میده و این برای من خیلی مهمه .این ایمانی که داره برام قابل ِ ستایشه . ارتباط زیادی با هم نداشتیم گاهی تلفنی به خاطر اینکه از حال همدیگه با خبر بشیم . و گاهی ایمیل. یه رابطه ی کاملاً سالم بر پایه ی اعتقادات دینیمون برای شناخت بیشتر همدیگه . ما حتی همدیگه رو با اسم کوچیک هم صدا نزدیم . یه بار هم تو چشمای همدیگه نگاه نکردیم . نیت ما از اول با همدیگه به خدا رسیدن بود . ولی اون همش میگه که از این ارتباط احساس گناه میکنه ، حاج آقا ما هیچ کاری نکردیم که حتی زمینه ای برای ارتکاب به گناه باشه . به من بگید کجای این رابطه گناهه؟ آیا گناه که انسان با انگیزه برای رسیدن به کسی که قلباً دوسِش داره تلاش کنه و به هدفش برسه؟ کجای قرآن نوشته شده اگه یکی رو دوس داشته باشی و برای رسیدن بهش تلاش کنی گناه کردی؟ تا اینکه چند روز پیش تماس گرفته و با بغض میگه که یه اتفاقی افتاده که باید همدیگه رو فراموش کنیم . هرچه اصرار میکنم که چی شده جواب نمیده و میگه نمیشه بگم.قسمم میده که بدون اینکه چیزی بپرسم فراموشش کنم. من میدونم ، میدونم که اون اگر خواستار جدایی شده فقط به خاطر خودمه . چون همیشه میگه که ارزش تو بیشتر از منه ... به نظر شما من باید چیکار کنم ؟ مگه 2سال حرف کمیه ؟ مگه احساس چیز بی ارزشیه؟ حاج آقا من نمی تونم . من توی عمرم هیچ کسی رو به اندازه ی ایشون دوس نداشتم . به خاطرش پا روی خیلی چیزا گذاشتم . تمام سختیها رو حاضرم به جون بخرم ولی بدونم اون در کنارمه . به نظرتون اگه اختلاف سن 1.5 خیلی مهمه پس چطور بی بی فاطمه ثمره ی یه ازدواج با اختلاف سن 25 ساله؟ اکثر جوابهایی رو که به پیامهای مشابه داده بودین مطالعه کردم . میدونم که شما هم بر این عقیده هستین که اختلاف سن ممکنه دردسر ساز بشه ولی حاج آقا وقتی یکی عاقله و منطقی چه فرقی میکنه کوچیکتر باشه یا بزرگتر ؟ وقتی دو نفر در کنار هم میتونن به آرامش برسن و در سایه ی آرامش به اوج کمال ، چرا اینقدر مسئله ی اختلاف سن باید مهم باشه؟ چرا خونواده ها این چیزا رو درک نمیکنن ؟ چرا به جای اینکه دست جوونا رو بگیرن و کمکشون کنن اینقدر سر هر مسئله ای بهانه میگیرن و مخالفت میکنن ؟ حاج آقا کمکم کنید. یا علی .
شهاب مرادی : سلام/ مسئله شما
فقط اختلاف سن
نیست. پر و بال
دادن به احساسات
قبل از انتخاب
نهایی برای
ازدواج اغلب
اوقات دردسر ساز
است و یکی از
مشکلاتش این است
که مانع تفکر
منطقی میشود. زندگی فقط در
معنویات خلاصه
نمیشود. مسائل
مادی و معمولی
زندگی مثل شغل و
استقلال و موافقت
خانواده ها و ...
نیز در موفقیت
زندگی مشترک
بسیار موثرند. براستی چرا او
خواهان قطع
ارتباط شده؟ او که امروز با
وجود این همه
علاقه نتوانسته
در مقابل مخالفت
خانواده اش
مقاومت کند فردا
چگونه از شما
حمایت خواهد
کرد؟ از این
فرصت استفاده
کنید. مدتی
بدون ارتباط و
بدون احساسات به
تمام جوانب و
عواقب این مسئله
فکر کنید و اگر به
این نتیجه رسیدید
که این ازدواج
مناسب است با کمک
یک فرد مورد
اعتماد (از اقوام
یا دوستان) و با
رعایت احترام
خانواده خود و
ایشان را متقاعد
کنید. |
| |
نهاد از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:27 با عرض سلام و خسته نباشید. کانون نهاد رهبری دانشکده علوم انسانی در نظر دارد همایشی تحت عنوان "مردان و زنان آخرالزمان" را در این دانشکده برگزار نماید . لذا از شما استاد گرانقدر استدعا داریم ما را در جهت برگزاری این مراسم یاری نمایید. از شما کمال تشکر و امتنان را داریم- اعضای کانون دانشجویی نهاد رهبری دانشکده علوم انسانی واحد تهران شمال شهاب مرادی : سلام/ در همان
دانشکده از طریق
جناب آقای دکتر
یاریجان
اقدام
فرمایید. |
| |
داوود از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:27 سلام آقای مرادی وای چه قدر دلم براتون تنگ شده بود خیلی وقته دیگه وقت نمی کنم صبحها برنامه شما را ببینم. غرض از مزاحمت یه سئوالی دارم از شما می خواستم بگم من برای خودم دختری را انتخاب کردم دختری که دوست داشتنمون دو طرفس و بسیار این دختر رو امتحان کردم که بیبینم اخلاقش رفتارش چه جوری هست ولی آقای مرادی این دختر یه موقعه ها که از چیزی ناراحت می شه رو سر من خالی می کنه و بعد معذرت می خواد حالا آقای مرادی خیلی من باهاش صحبت می کنم که همین رفتار بعدها بزرگتر از الانت می شه ولی باز بعد از مدتی تکرار می منه و باعث مشکل روانی رو من می شه به نظر شما من چه کار باید بکنم در این مواقع آقای مرادی حتی اگه مشل از منم هست بگید چون می خوام زندگی آیندم را با کارای الانم بیمه کنم ممنونم آقای مرادی یادتون نره جواب منم بدید خیلی دوستون دارم شهاب مرادی : سلام/ این
یادداشت
و یادداشت
جناب
سروان را به
دقت بخوانید. بعد تصمیم
بگیرید.
|
| |
پیمان زاهدی از تهران لينك | امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 18:01 با عرض سلام خدمت شما . من سه سال پیش در سن شانزده سالگی مشرف به مکه مکرم شدم و با توجه به شناخت از خود و تاثیر حج توقع داشتم پس از بازگشت انسان مومن تری شوم ولی... نمیدانم بگم تاثیر محیط بود یا خودم مقصرم نمیدونم ولی متاسفانه نمازم یک خط در میان شد و دیگر خبری از آن سجاده مفصل نیست و از اون طرف خدا رو صد هزار مرتبه شکر همان سفر باعث شده قبل یا پس از انجام کاری به اشتباه خودم پی ببرم و چون من موقعیت کاری ام طوری است که وقت زیادی برای اینکه پا منبری کسی شم یا با بچه مومن ها باشم ندارم (من در بازار کامپیوتر رضا کار می کنم و بیش از صد ارباب رجوع داریم که تعداد قابل توجه آنها خانم های جوان هستند) و من نسبت به نوع برخورد آنها که خیلی اروپایی و به اصطلح به روز است نمیتونم عکس العمل نشان بدم (به خاطر یه خورده حرمتی که واسش دارم) و این موضوع باعث شده که نگاه اطرافیان نسبت به من عوض شود و نمیتونم به راحتی به کارم ادامه بدم و من هم باید مثل اونها شم. شما رو به خدای احد و واحد قسم میدم به من کمک کنید . منی که میخوام از شر ارتباط با دختر رها شم باید چی کار کنم .مگه نمیگن دست زدن به نا محرم گناه کبیره است و پس چرا من نمیخوام مرتکب گناه شم باید هم رنگ جماعت شم . از شما خیلی ممنون هستم و خیلی خوشحال میشوم که به من جواب بدهید و به یک جوان نوزده ساله که پاش لغزیده ولی یک ته دلی معتقد است کمک کنید اگر هم نمی توانید جواب مفصل دهید شما در هر جای تهران که منبر داشته باشید به من این اجازه را بدهید که پا منبری شما شوم. با کمال تشکر پیمان زاهدی شهاب مرادی : سلام/ نماز ها را
بهتر بخوان این
دست خودته با
اصل مسئله موافق
نیستم (همرنگ
جماعت...) اتفاقا
اگر پرهیزکار
باشی در دل همون
جماعت بد هم خدا
بهت اعتبار و
ابهت میده .پس گول
نخور منبر که
اجازه ای نیست
قدمت به چشم. |
| |
رامين حميديان از اراك لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:27 سلام... علاوه بر تبريك اين عيد فرخنده از خدا و امام زمان براي شما ارزوي سربلندي و موفقيت روز افزون ارزومندم.الان من سوالم را مطرح نمي كنم بلكه از شما براي حضور در شهرمان(اراك)دعوت مي كنم... خواهشن جوابي كه به دنبال ان دل شادي به همراه دارد را از شما كسب كنيم.با سپاس فراوان از شما روحاني ارجمند. شهاب مرادی : سلام/ متشکرم ان
شاءالله من
چند نوبت در اراک
در مسجد الزهرا
سلام الله علیها
(در محله هپکو)
سخنرانی کردم. |
| |
معصومه حکیمی از قزوین لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:27 با سلام، در یکی از برنامه های گذشته تون راجع به ذکر توسل به امام هادی (مخصوص جوانها)صحبت کردید،من اون برنامه رو از دست دادم لطفا ذکر رو برام تکرار یا روی سایتتون بذارین.التماس دعای خاص خاص خدا نگهدار، شهاب مرادی : سلام/ پاسخ
سلام و صلوات خدا
بر امام هادی
|
| |
sara_sh از تهران لينك | امضا شده : 01 مهر 1386 ساعت 16:23 با سلام خدمت شما من علاقه زيادي به مادرم دارم.و بدون او قادر به زندگي نيستم.به همين خاطرمن هميشه از خدا ميخواهم كه طول عمر مرا كمتر كند تا خداي نكرده مرگ مادرم را نبينم.از آنجايي كه من 27 و مادرم 57 سالش است و اختلاف سني ما زياد است من بسيار نگرانم. و اگر دعايم مستجاب نشود من حتما مجبور به خودكشي مي شوم. از آنجايي كه در زندگي مشكلات بسياري داشته ام و همه آنها را تحمل كرده ام مشكلاتي كه تحملشان صبر ايوب ميخواهد آيا خدا از اين گناه من ميگذرد؟ اگر نه دعا و يا ذكري براي بر آورده شدن حاجتم به من ياد بدهيد. با تشكر از شما ضمنا در اثبات عدالت خداوند نيز مرجعي به من معرفي كنيد.
شهاب مرادی : سلام/ بله پدر ،
مادر ، بستگان و
دوستان و همچنين
مال و زيبايي و
جوانی و سلامتي و
... خلاصه همه ی
چيزهايي که امروز
متعلق به ما
هستند
ناپايدارند و
فانی. کُلّ
مَن علیها فان
اين واقعيت
زندگي است. هيچ
انساني هميشه
زنده و سالم و
زيبا نميماند.
زندگي روال عادي
خود را طي
ميکند.واقع بين
باشيد ولی خود را
براي اتفاقاتي که
هنوز روي نداده
نگران و آشفته
نکنيد. به خدا
توکل و به لطف او
اميد داشته
باشيد. انشاءالله
خداوند به
مادرتان عمر
طولاني بدهد. به افکار منفي
اجازه بروز ندهيد
و از بودن کنار
مادرتان لذت
ببريد. |
| |
تاتا از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 16:00 با سلام و تبریک به مناسبت این ایام مبارک و پر برکت. خوشحالم که مطالب و مباحثی رو باز کردید که شاید تا بحال اصلا و یا خیلی کم به آن پرداخته شده است.وقتی پیام دوستمون به نام "محدث" رو خوندم،اول رفتم به خاطرات گذشته ام(زمانی که کمتر از ١۳ سال داشتم و توی محله سابقمون،با دوستم به مسجد میرفتیم،با اینکه مسجد کوچکی بود ولی خیلی باصفا بود.خادم مسجد که به همراه همسر پیر و مهربانش توی اتاقی کوچک در همانجا زندگی میکردن،پیش نماز پیر و خوبی که هنوز صدای کشیدگی حروف سوره هاش توی گوشمه و خواندن نمازش طول می کشید ،نور سبز رنگ چراغهای مسجد که زیبایی و صفای خاصی رو به حیاط کوچک آنجا میداد،خدمتگزارا ی مهربانی که از اهالی محل بودن و تدارک برنامه های مختلف رو میدادن....اما حالا چند سالی میشه که اون خادم خوش اخلاق،اون پیش نماز مهربان و یکی از بهترین هم محله ای های سابقمون دیگه توی این دنیا نیستن.خدا همه شون رو رحمت کنه)،و بعد خوشحال شدم که هنوز هم جوانان خوب و برومند کم نیستن که با غرور و افتخار از دین و ملیتشون حرف میزنن و دفاع میکنن و به فکر این هستن که اسلام واقعی رو برای همه مخصوصا جوانان به ارمغان بیارن. یکی از بستگان ما،از خیرین مدرسه ساز است و دست زیادی در کارهای خیر داره،با اینکه بالای ۸٠ سال دارن ولی هزار ماشاءالله تا بتونن از کار خیر دریغ نمیکنن و خدا بهشون سلامتی و طول عمر بده،بزرگ فامیل هستن و ثواب صله رحم های زیادی رو برای خودشون می خرن.اما همین آقا،از بس مسائل مختلفی که متاسفانه اصلا با مسجد و قوانین اسلام سازگاری نداره رو در مساجد دیدن،دیگه رغبت چندانی به ساخت مساجد و نشناخته کمک کردن به مسئولان آنها رو ندارن ولی در عوض خیلی برای تحصیل علم بچه ها راغب هستن. "و واقعا چقدر خوبه که ما بچه مسلمانها سعی کنیم هم دین داشته باشیم و هم علم تا دستمون باز باشه" شب ولادت آقا امام زمان(عج) که تشریف آورده بودید مسجد فاطمه الزهرا در بوستان طلیعه،خیلی دوست داشتم به سخنرانی شما برسم ولی به دلایلی دیر رسیدیم و برنامه شما تموم شده بود و من شما رو کنار ماشین دیدم،رویم نشد بیام از نزدیک باهاتون صحبت کنم و ازتون به خاطر همه زحماتتون تشکر کنم ولی گفتم حداقل از طریق سایت این کار رو بکنم_حاج آقا مرادی،یکی از دعاهایی که اغلب از خدا برای همه بندگان خوب و مسلمانش می کنم اینه که:به همه ما این توفیق رو بده تا نمردیم،حداقل سرسوزنی از معرفت آقا امام زمان رو کسب کنیم.از شما هم می خوام این دعا رو برای همه مخصوصا مشتاقان دیدار و ظهور آقا بکنید و انشاءالله که ما هم بی نصیب نباشیم.آخه آقامون اینقدر خوبه که فقط کافیه یه کوچولو دلت هواش رو بکنه،اونوقته که خودش دستت رو میگیره و میبره....ابیاتی زیبا رو هم تقدیم به شما و عاشقان گل نرجس میکنم.با آرزوی توفیق روزافزون برای شما و همه بندگان خوب خداوند: ای سرّ توحید ازل،در طالع تقدیرها ای نور ذات جلوه گر،در جلوه ها،تصویرها در ذات ذرات جهان،هر دم ز تو تاثیرها ای آفتاب،ای آفتاب،از خلق پنهان تا به کی؟! عالم سیه،از بس ستم،این خلق،حیران تا به کی؟! ای از افقهای قِدم،تابیده ای بر کائنات اندر بیان تو بود،آیات حق را بیّنات ای بینات حق و عدل،ای رایت راه نجات ای آفتاب،ای آفتاب،از خلق پنهان تا به کی؟! مقهور افکار قرون،آیات قرآن تا به کی؟! ای عالم ایجاد را،حکمت توئی،حشمت توئی ای خلق را از سوی حق،نعمت توئی،رحمت توئی ای عقل را هادی توئی،وی نقل را حجّت توئی ای آفتاب،ای آفتاب،از خلق پنهان تا به کی؟! عالم سیه،از بس ستم،این خلق،حیران تا به کی؟ شهاب مرادی : سلام/ از لطف شما
متشکرم. |
| |
m3r از tehran لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:27 سلام میلاد امام زمان (عج) را تبریک می گویم.التماس دعا شهاب مرادی : سلام / من هم
میلاد امام زمان
(عج) را تبریک می
گویم.التماس دعا |
| |
احسان شاکری از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:27 سلام، اسعد الله ایامکم در دانشگاه تهران(جای پا) و هیئت انصار العباس دیدمتون من مذهبی ام 22 ساله مجرد فرزند 3 از چهار نفر که تک پسرم و دو خواهرم ازدواج کردن. برای آینده ام (تحصیل،ازدواج،ش ل) گیجم فعلا) برای دینم در مسائل خصوصی و پر حیا سردرگمم(رساله ها ابهام دارند) لطفا راهنماییم کنید
شهاب مرادی : سلام/ آقا احسان ابهام ها را
بنویس مسائل
فقهی را هم تلفنی
از دفتر مرجع
تقلیدتان سوال
کنید . |
| |
پرنيان از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 15:59 سلام حاج آقا.ولادت منجي بشريت وعيد بزرگ نيمه ي شعبان مبارك.چون خيلي وقت بود كه براتون پيغام گذاشتم و شما جوابم رو نداديد ناراحت شدم و در پيغامي از شما گله كردم ولي حالا واقعآ تشكر ميكنم كه به پيغامم جواب داديد.با تشكر بي كران از شما. و من الله التوفيق
شهاب مرادی : سلام/ یا علی |
| |
عباس منتظرفرج از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 15:59 سلام عليكم جاج آقا مرادي فرا رسيدن ميلاد امام عاشقان مهدي موعود (عج) را به شما تبريك مي گويم و در اين روز بزرگ از خداوند منان برايتان سلامتي و موفقيت آرزو دارم و انشا الله هرچه زودتر شاهد ظهور آقامون جضرت مهدي باشيم و بتوانيم از منتظران واقعي ايشان باشيم به اميد ديارتون در پناه خدا باشيد شهاب مرادی : سلام/ یا علی |
| |
خانم x از اصفهان لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:28 سلام. خيلي خوشحال شدم از ديدارتون تو انگورستون ملك. به نظر شما آيا رفت و آمد چند ماهه ي دختر و پسر زير نظر خانواده براي شناخت بيشتر قبل از ازدواج لازمه؟ آخه بعضي از بزرگترها تاكيد دارند كه براي جلوگيري از گناه خيلي زود صيغه ي محرميت خوانده بشه. باز هم ازتون ممنونم. شهاب مرادی : سلام/ مقدمه و
لازمه ی عقد بین
پسر و دختر (
محرمیت و یا دائم)
شناخت، تناسب،
تفاهم و توافق
است. رفت و آمد
و رفاقت (و خوش و
بش و...) بهتر است
بعد از محرمیت
(یعنی بعد از
شناخت و... و اتخاذ
تصمیم برای
ازدواج) باشد و
البته مفید است
چون پروسه شناخت
و هم زبانی دختر و
پسر تا چند ماه
بعد از ازدواج
طول می کشد(بین 6
ماه تا 3 سال
بعد از عروسی) اما لازم است
قبل از عقد و در
مراحل خواستگاری
و با نظارت
خانواده ها چند
جلسه (رسمی) دختر
و پسر با هم صحبت
کنند.
انگورستان
ملک حسینیه
ای است بسیار
زیبا و مصفا در
اصفهان |
| |
میخک خسته از نمیدونم لينك | امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 18:01 بگید از کجا شروع کنم. و راستی نوشته قبلی ام خصوصی باشه.چون از شنیدن کلمه دیوونه نشو زندگیت را بکن و ای مهملات را بذار کنار خسته شدم. شاید شما آخرین کسی هستید که میخام باهاتون صحبت کنم....اینو هم خصوصی اش کنید و نیز قبلی را. خدا نگه دارتون. شهاب مرادی : سلام/ از همین جا
و همین حالا شروع
کن قبل از بسم
الله ، اعوذ
بالله ... هم بگو
(به او پناه ببر و
خودت را به او
بسپار) هیچ
بهانه ای برای
نرفتن و نرسیدن
وجود نداره
.برخیز و برو ... تو پای به ره
در نِه و هیچ
مپرس
خود راه بگویدت
که چون باید رفت
لینک |
| |
فلانی از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 15:59 سلام آقای مرادی . شما كجايين؟؟؟؟؟؟
شهاب مرادی : سلام/ در این
هفته 3 سفر
(قزوین، شیراز و
اصفهان) و حدود 14
سخنرانی داشتم
و فرصت و
امکان کانکت
نداشتم. |
| |
منیژه ق از شیراز لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 15:59 باسلام وخسته نباشید. انتقاد دیگری داشتم از برنامه ی مردم ایران سلام. چرابرای خاتمه دادن به صحبت های شماصدای موسیقی را اینقدر بلند میکنند؟ فکرنمیک نیداگریک اشاره هم به شمابکنندشمامتوج ه میشویدکه وقت برنامه تمام شده؟ آیانمیدانن داین نوعی بی ادبی است؟
شهاب مرادی : سلام/ قطعا قصد
توهین ندارند و
فضای برنامه و
رژی بسیار
دوستانه و
محترمانه است |
| |
میلاد از iran لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 14:35 عید شما و تمام شیعیان ومسلمین جهان مبارک و ان شا الله زودتر امام عصر ظهور کنند |
| |
میلاد از iran لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 14:35 سلام آقای حجه الاسلام مرادی من در کلاس دانشگاه تهران شما را از نزدیک دیدم همونی که mp3 رو ازش گرفتی و گفتید دیگه ظبط نکنید من می خواستم شما به من راهنمایی کنید من از دختر خانمی که در همان دانشگاه در رشته دندانپزشکی درس می خواند و در کلاس زبان با هم آشنا شدیم ومن فکر می کردم ایشان درخواست من را قبول کند ولی نکرد حالا بعد از مدتی با رفتارش چیزه دیگری میخواهد و دوستش به من گفته میخواهد با وی صحبت کند به نظرتون درسته ازتون ممنونم خدا ناصر شما باشد شهاب مرادی : سلام/ اگر برای
ازدواج آماده ای
و اگر از او
بزرگتری و اگر
با هم تناسب و هم
شانی دارید و
اگر در صورت
موافقت او زمینه
ی خواستگاری رسمی
فراهم است و
اگر او یکی از این موارد
نیست بسم الله . در غیر این صورت
نه. |
| |
مهدیس نوری از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 14:35 میلاد قائم آل محمد بر تمام منتظران مبارک باد. |
| |
عباسی از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 14:39 آب زنید راه را هین که نگار میرسد مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد میلاد آخرین ذخیره ی الهی بر منتظران حضورش مبارک . ...خصوصی.. شهاب مرادی : سلام/ تبریک . به موضوع اعتدال
، انصاف را هم
اضافه کنید به هر
حال حق با شما
بوده. |
| |
نایا از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 14:26 سلام تو رو خدا بگید برنامه هاتون را توی تلوزیون بعدازظهر ها بطور کامل پخش کنند چون ما شاغل هستیم و بی بهره می مانیم. متشکرم شهاب مرادی : سلام/ چشم |
| |
مصطفي از اصفهان لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 14:26 زهي خجسته زماني كه يار باز آيد به كام غمزدگان غمگسار باز آيد به پيش خيل خيالش كشيدم ابلق چشم بدان اميد كه آن شهسوار باز آيد اگر نه در خم چوگان او رود سر من ز سر نگويم و سر خود چه كار باز آيد مقيم بر سر راهش نشسته ام چون گرد بدان هوس كه بدين رهگذار باز آيد دلي كه با سر زلفين او قراري داد گمان مبر كه بدان دل قرار باز آيد چه جور ها كه كشيدند بلبلان از وي ببوي آنكه دگر نو بهار باز آيد زنقش بند قضا هست اميد آن حافظ كه همچو سرو بدستم نگار باز آيد ميلاد امام موعود حضرت مهدي (عج) بر تمام پيروان وشيعيانش مخصوصا بر شما مبارك باد . جناب آقاي مرادي حضور چند ساعته شما در شهر ما ، شهر دين وهنر و ولايت و مخصوصا در جمع صميمانه بچه هاي عاشوراييان باعث شور و هيجان وصف ناپذيري گرديد . اما حيف زمان كافي براي ملاقات و استفاده از شما وجود نداشت . ان شاالله در اين مدت اندك حضورتان در اصفهان لذت برده باشيد . منتظر حضور مجدد و بيشتر شما در اين شهر زيبا و در اين جمع پر شور وهيجان خودمان ( عاشوراييان ) مي مانيم . التماس دعا يا علي
شهاب مرادی : سلام/ جمع دوست
داشتنی و مودب
جوانان
عاشوراییان را
دوست دارم. به
امید دیدار مجدد |
| |
دهاتی از اصفهان لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 14:27 با سلام من دانشجو هستم به نظر شما چه تفسیر قرانی خوبه منظورم راحت و قابل فهم بودن تفسیره ...غیر از تفسیر اقای قرائتی...لطفا قبل از ماه مبارک پاسخ دهید....ممنون شهاب مرادی : سلام/ تفسیر نمونه |
| |
ندا و زهرا از شیراز لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 14:27 سلام ... خیلی ممنون از اینکه تشریف آوردید شیراز خیلی خوشحال شدیم از نزدیک شمارو زیارت کردیم.ای کاش حداقل 2روز و در چند نوبت در سالن سینا وصدرا برنامه گذاشته بودید.شرمنده شدیم بعد از نماز در حسینیه مجلس آرام نبود خیلی نتونستیم از صحبتهاتون استفاده کنیم .ای کاش باز هم ما راقابل میدونستید.خیلی دوستتون داریم.... خیلی زیاد التماس دعا داریم. راستی نظرتون در مورد شیراز چیه؟ شهاب مرادی : سلام/ آسمان
شیراز آن قدر به
زمین نزدیک است
که میشود ستاره
چید. |
| |
باران الهي از مازندران لينك | امضا شده : 01 مهر 1386 ساعت 15:59 سلام. فردزودرنجي هستم وباكوچكترين چيزي گريه ام ميگيرد واين باعث ميشود كه مورد تمسخر قرار بگيرم ودر اين مواقع خيلي عصبي ميشوم وحرمت را ميشكنم لطفا مراراهنمايي كنيد كه چگونه جلوي عصبانيتم را بگيرم. خواهش ميكنم لااقل شما به درددل من گوش دهيد واگر توانستيد مرا راهنمايي كنيد . درتكميل آنچه كه برايتان فرستاده بودم بايد بگم حرمت شكني هايي كه گفتم تنها از جانب من نيست . من از علاقه ي فراوان خانواده ام نسبت به خودم خبر دارم وآنها هم ميدانند كه من به آنها خيلي علاقه دارم اما احساس ميكنم ما زبان هم را نميفهميم يا شايد هم نميخواهيم بفهميم من ميگم احترام بايد دوطرفه باشد ولي آنها ميگويند اگه ما به تو حرف زشتي ميزنيم تو نبايد جواب ما را بدهي البته بايد بگويم اين حرمت شكني هيچ وقت به پدر ومادرم نبوده ومشكل من با خواهرانم است كه تفاوت سنيمان 8 سال است آنها مدام ميگويند تو به ما احترام نميكني . اگر بخواهيم در جمع با تو حرف بزنيم ميترسيم كه تو آبروي ما را ببري اما من هيچوقت تو جمع آبروي آنها را نبردم.مگر در جمع خانوادگي كه متاسفانه دامادها هم حضور دارند . آنها ميدانند كه من از گير دادن زياد خوشم نمياد اما آنها مدام به من گير ميدهند و ميگويند خواهر هاي ديگران را ميبينيم حسرت ميخوريم كه چرا ما اينطور نيستيم. آنها مرا بداخلاق ميدانند در حاليكه ميبينند تا زماني كه به من گير ندهند شوخترين آنها من هستم جالبتر اينجا است كه در دوستانم منو به عنوان يك فرد خوش اخلاق ميشناسند. باور كنيد بيشتر لباسهايي كه ميپوشم به سليقه ي آنها خريده شده واگر سليقه ي آنها را قبول نداشته باشم به من ميگويند تو اصلا تيپ نميزني برو فلاني رو نگاه كن چه تيپي ميزنه و راه ميره . به نظر شما من چطور به آنها بفهمانم كه من هم وجود دارم. من هم احساس دارم مثل هر نوجوان و جوان ديگري دوست دارم از من تعريف بشه نه اينكه راه به راه ديگري را به رخ من بكشند.ازتون خواهش ميكنم گرهي كار مارا باز كنيد . ازاينكه وقتتون را در اختيار من گذاشتيد خيلي ممنونم و منتظر جوابم هستم . خيلي ممنون شهاب مرادی : سلام/ یک موعظه
عمومی: بعضي
اوقات ما از
ديگران انتظار
داريم ولي خودمان
به انتظارات آنها
توجه نميکنيم از
آنها توقع احترام
و محبت و مهرباني
داريم اما
خودمان؟!!... و
در پاسخ به شما
چند نکته را عرض
می کنم خودتان
نتيجه گيري کنيد:
1-ادب زينت
انسان است .آدم
باادب نزد همه
عزيز است. 2-محبت کردن کليد
برقراري هر
ارتباط انساني
آرامش بخشي است. 3-خوش اخلاقي از
صفات پسنديده است
به شرطي که خوش
خلقی گزینشی
نباشد و با همه
خوش خلق باشيم. 4-پذيرش نظرات و
انتقادهاي
سازنده نشانه
منطق و عقل است.
نباید هر انتقادي
را "گير
دادن" تلقي
کرده و به آن زیاد
فکر کنيم. اگر هم
انتقاد وارد نبود
یا از سر حسادت و
لجاجت طرف مقابل
مطرح شده بهترین
انتخاب بی
اعتنایی است و یا
با منطق آن را رد
کنيم . 5-خانه
امن ترين مکان
براي رسيدن به
آرامش و خانواده
مطمئن ترين کانون
مهرورزي است. اصلاح روابط
خانوادگي باعث
ميشود بيشتر از
زندگي لذت ببريم. |
| |
كودكي نادان كه به غلط زند بر هدف تيري! از تهران لينك | امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 19:28 سلام خدمت حاج آقا مرادي عزيز مي خواستم چند تا نكته كه به ذهنم مياد بگم: 1- مواظب باشيد محبوبيتتان فريبتان ندهد و باعث توقفتان نشود.معمولا اطرافيان تو اين زمينه خيلي موثرند.فيد بك هاي مثبتشان خطرناكه. 2- سعي كنيد دل كسي رو نشكونيد.چون آدم ها وقتي سرشون شلوغ ميشه اين چيزا به طور طبيعي پيش مياد. 3- از راه حلقه آيات و روايات خارج نشيد.(مثل بعضي بزرگواراني كه به ورطه شاعري مي افتند و حرف هاشون به منبع وحي متصل نيست وفقط براي جذب جوانان حرف مي زنند.)امام رضا (ع) مي فرمايند: شما زيبايي هاي كلام ما را بگوييد مردم خودشون ميان. اگر راهمون درست باشه لازم نيست چيز ديگه اي قاطيش كنيم.اين اتصال به آيات و روايات رو از دست ندين. 4- سعي كنيد چند نفر رو داشته باشيد كه از بيرون اشكالاتتون رو به شما بگن.(اگه از اساتيدتون باشه بهتره) من خودم خيلي ها رو ديدم كه چون اين اتاق فكر رو ندارن اشكالات ريزشان بزرگ شده و به زمين خورده اند.ميگن مرحوم ميرزاي شيرازي يكي رو ميذاشته كه بعد از منبر بهش بتوپه تا مغرور نشه. 5- سعي كنيد براي خودتون يه تيم از طلاب مستعد درست كنيد و آروم آروم باهاشون كار كنيد تا بتون كمكتون باشند. الآن خيلي مراجعه كننده داريد. بعدا نميتونيد پاسخگو باشيد.چه اشكالي داره كه به مرور بتونين يه مركز درست كنين كه بتونه بر اساس دين اسلام مشكلات اينچنيني رو حل كنه. اين همه روانشناس داريم كه كاري هم نمي كنند. امثال حضرتعالي بايد پيشقدم بشن. 6- اگه حاصل عمر همه ما اين باشه كه فقط گره يه نفر باز بشه برامون بسه. كارتون خيلي مقدسه. يه اتاق فكر و نظارت بذاريد(نه حتما تشكيلات عريض و طويل) تا كارتون دوام پيدا كنه. براي خودتون چشم انداز داشته باشيد.چشم ناظر داشته باشيد. 7- من خيلي كوچك تر از اين حرفام كه بخوام به شما انتقاد كنم.احساس كردم كه بايد اين حرف ها رو بزنم.لحنم هم مناسب نبود. ولي به قول شهيد بهشتي تلخي انتقاد بهتر از شيريني تظاهره. بازم شرمنده چه كنيم كودك نادانيم كه الكي الكي تيري زديم يا علي مدد خيلي مخلصيم
شهاب مرادی : سلام/ متشکرم. « بسم الله
الرحمن الرحیم وَالْعَصْرِ .
إِنَّ
الإِنسَانَ
لَفِي خُسْرٍ . إِلاَّ
الَّذِينَ
آمَنُوا
وَعَمِلُوا
الصَّالِحَاتِ
وَ تَوَاصَوْا
بِالْحَقِّ وَ
تَوَاصَوْا
بِالصَّبْرِ
.»
|
| |
احسان سمیع زاده از شیراز لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 18:45 با سلام و ادب خوشحال و ذوق زده شدم که امشب شما را زیارت کردم.من همان کسی هستم که در حیاط مسجد در روز شنبه 3 شهریور با شما عکس گرفتم(لباس مشکی به تن داشتم)امیددارم از این به بعد نیز شما را ببینم.آنقدر سوال داشتم که با وجود اطرافیان خجالت می کشیدم آنها را مطرح کنم.سوالاتم را در این بخش به مرورو می پرسم.راستی ایمیل شما چی هست؟خیلی دوستون دارم و از صحبتهای شما خیلی خیلی لذت می برم. التماس دعا خدانگهدار شهاب مرادی : سلام/ از همین
طریق و (لطفا)
خلاصه .در خدمتم
.التماس دعا |
| |
رییسی از تهرون لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 18:47 سلام شهاب مرادی : سلام آقا نوید |
| |
محسن شهیدی از قزوین لينك | امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 18:09 به نام خدا سلام حاج آقای مرادی من یکی از مستمع های سخنان شما تو امامزاده اسماعیل (ع) قزوین بودم خیلی از حرفاتون استفاده کردم و امیدوارم یک روزی بیاد که همه باهم مهربون باشند. شهاب مرادی : سلام/ ان شاءالله |
| |
مشايخ از تهران لينك | امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 18:09 سلام حاج آقا.خداقوت...(خصو ي)... يا علي. شهاب مرادی : سلام/ با توکل به
خدا و اعتدال و
آرامش اهداف خود
را دنبال کنید. |
| |
دينا رها از تهران لينك | امضا شده : 01 شهریور 1386 ساعت 19:22 به نام آفريننده هستي. سلام . اگر در كلاس موسيقي كه استادش مرد است و مجرد نيز مي باشد شركت كرده و در حين ياد دادن دست هنرجو را بگيرد تا به او طرز صحيح گرفتن آلات موسيقي را بگويد آيا براي خانمها اشكال دارد وگناه است يانه؟راهنماييم بفرماييد كه آيا بايد به او تذكر دهم يانه؟ متشكرم شهاب مرادی : سلام/ بله اشکال
دارد. |
| |
شليل41 از تهران لينك | امضا شده : 01 شهریور 1386 ساعت 19:22 سلام حاجي! (زود خودموني شدم) توي اين كلاساي "ردپا" سربسته يه چيزايي در مورد ازدواج هي ميگفتيد، اما اصلا نشد كه در موردش توضيح بديد. (شايدم نخواستيد) خيلي دوست دارم بدونم كه چي ميخواستيد بگيد! چون الان به شدت به راهنمايي در اين مورد نياز دارم. درضمن با طرز برخوردتون خيلي حال كردم. مثل اينكه اصلا محافظه كاري تو روشتون نيست. به قول خودتون با لودر ميفتيد به جون طرف! شايدم اون طرف خيلي ناراحت بشه، اما خب خيلي بهتر از اينه كه سركار بمونه. به هر حال خيلي باحاليد!! شهاب مرادی : سلام/ این
یادداشت را فعلا
ملاحظه بفرمایید:
يك
نه . براي موفقيت
و سعادت |
| |
محدث از بجنورد- مشهد لينك | امضا شده : 01 شهریور 1386 ساعت 19:22 سلام .از اینکه مطلب من را خواندید ممنونم. خیلی خوشحال شدم و البته متعجب شدم که کل مطلب را در ادامه پیام من گذاشتین. متشکرم حتما مطالب بیش تری در این زمینه خواهم نوشت و از راهنمایی های حضرتعالی استفاده خواهم کرد. با اجازه شما آدرس سایت شما را در پیوند های وبلاگ خودم قرار می دهم. موفق باشید شهاب مرادی : سلام/ یا علی |
| |
علی از قزوین لينك | امضا شده : 01 شهریور 1386 ساعت 19:23 /////////جشن میلاد حضرت علی اکبر(ع)/////// سخنران : جحت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی (از تهران) مداح : حاج مهدی اکبری (از مشهد) زمان : جمعه 2 شهریور ماه بعد از نماز مغرب و عشا مکان : قزوین خیابان سپه خیابان شهید انصاری حسینیه امامزاده اسماعیل(ع) با تشکر شهاب مرادی : سلام/ خدا قبول
کند. |
| |
حسن از شیراز لينك | امضا شده : 01 شهریور 1386 ساعت 16:54 حاج آقا اگه ممکنه درباره امام جماعت مسجد هم یه توضیحی بدین آیا هرکسی که رفته حوزه و برگشته میتونه بیاد امام جماعت بشه و یا بالعکس امام اونقدر مسن باشه که جوانایی که پشت سرشون نماز می خونند صبرشون لبریز بشه؟ لطفا یه توضیحی درباره شرایط امام جماعت بدین. |
| |
طاهره از زنجان لينك | امضا شده : 01 شهریور 1386 ساعت 16:58 باسلام آیا همه ی طلبه ها فن صحبت را می آموزند یا اینکه به توانایی و اطلاعات خود شخص بستگی دارد؟ خیلی برایم مهم است که جوابش را بدانم... خیلی ممنون شهاب مرادی : سلام/ هر دو گزینه |
| |
پرنيان از تهران لينك | امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 23:03 سلام. اميدوارم كه اين نامه ي من رو بخونيد.لطفا" خصوصي باشد. خدايا ...خصوصی والبته طولانی... (لازم به ذكر است كه پدر من يك مهندس هستند با طرز فكري قديمي ولي سني كم) جناب آقاي مرادي: من اين نامه رو براي خدا مينوشتم كه يكدفعه به ذهنم رسيد براي شما يه نسخه از درد دلام رو با خدا بفرستم تا از خواندن اون بفهميد اشكال كار من و پدرم در كجاست و كمكم كنيد.اي كه دستت ميرسد كاري بكن. و من الله التوفيق من دوست ندارم اين مطلب در سايت شخصي شما در معرض ديد همه باشد .با تشكر از شما.
شهاب مرادی : سلام/ ما همیشه
نمیتوانیم
آدمهایی را که با
آنها زندگی
میکنیم تغییر
دهیم. اما در
روابط با آنها
میتوانیم
رفتارهایشان را
پیش بینی و کنترل
کنیم. یکی از
واقعیات زندگی
شما پدری است با
خصوصیاتی که
توصیف کرده
اید(که فرض می
گیریم کاملا درست
باشد).شما
میتوانید با
شناختی که از
پدرتان دارید
موقعیتها را تا
حدودی کنترل
کنید. -در حد
توانتان
حساسیتهایش را در
نظر بگیرید. -خشم او را تحریک
نکنید. -با
احترام و محبت با
او رفتار کنید. -با انجام
فعالیتهای
سازنده و آرامش
بخش مثل ورزش تنش
ها و عصبانیتهای
خود را نیز کم
کنید. -دائما
در ذهنتان
رفتارهای او را
تحلیل و او را با
دیگران مقایسه
نکنید. -توجه
به نکات مثبت
شخصیت و رفتار
ایشان نیز فراموش
نشود. خود شما
نیز از این قبیل
رفتارها اجتناب
کنید تا در آینده
مادری مهربان
برای فرزندانتان
باشید. |
| |
پرنیان از تهران لينك | امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 18:56 با سلام خدمت آقای مرادی!امیدوارم شاد و سلامت باشید!خوشحالم از اینکه خداوند روزی ام ساخته تا با شخصیتی همچون شما عزیز بزرگوار آشنا گردم و از سخنان زیبا و سودمندتان در این عمر کوتاه خود بهره مند گردم! و بسیار مسرور از اینکه شما عزیز گرانقدر همپای پیشرفت و تکنولوژی پیش رفته و این امکان را به من و امثال بنده داده اید تا از این طریق با شما عزیز بزرگوار ارتباط برقرار نمائیم! باید عرض کنم که؛ برای من و برادرم مشکلی پیش آمده است که مطمئنم شما می توانید ما را با راهنمائی های خود کمک و یاری نمائید! از آنجا که امکان بازگویی این مشکل را در این مکان ندارم! از شما عزیز گرانقدر تقاضا می کنم که آدرس پست الکترونیکی(ایمی ) خود را به پست الکترونیکی اینجانب که آدرس آن را خواهم گذاشت، بگذارید تا بتوانم مشکلمان را برای شما عزیز بزرگوار مطرح نمایم! اگر این تقاضای بندهء حقیر را پاسخگو شوید، یک دنیا ممنون خواهیم بود و از خداوند متعال طلب خیر و عاقبت بخیری شما را همچون همیشه خواهانیم! از اینکه چند لحظه ای از وقت گرانبهای خود را به بندهء حقیر اختصاص دادید، بسیار ممنون و سپاسگزارم! مشتا انه و بی صبرانه چشم انتظار ایمیل شما عزیز بزرگوار در پست الکترونیکی خود هستم! پیروز و پایدار، باقی و برقرار باشید! در پناه حق! دوستار شما: پرنیان
شهاب مرادی : سلام/ از همین
طریق درخدمتم و
التماس دعا |
| |
tanha از esf لينك | امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 23:01 با سلام. خیلی وقته دلم می خواست ازشما مشورت بخواهم تا اینکه امروز فرصت شد. من یک دختر 24 هستم فارغ التحصیل تا این سن دنبال عشق و عاشقی هم نرفتم ولی الان جند وقته از یکی ازخواستگارم خوشم آمده با این مشکل که دوسال کوجکتره ولی چیزی که باعثش شد اخلاق و نجابتش بود وایمان قوی برای من اخلاق بیشترین ملاک است. ولی خانوادم راضی نیستند پدر و مادری دارم که فکر می کنن کل زندگی در پول و مدرک بالا خلاصه می شود(فوق دیپلم مدرک نمی دانند). در حالی که حتی گاهی وقتی می گم مگه خودتان از اول پولدار بودید یا اینکه با تلاش و خواست خدا رسیدید سریع در نفرین و این که بچه ای و بی عقلی را شروع می کنند، دست می گذارند رو نقطه ضعف من که سریع می گویند خدا بی پدرو مادرت کند تا اختیار دست خودت باشد. همه می گن بی ارده ای چون تو روی پدر و مادرم نمی ایستم ولی آنها تا این سن بد اذیتم کردن من باید درس می خواندم یا هر کاری برای کلاس گذاشتن آنها برای اینکه در خانه نباشم روزی 14 ساعت کار می کنم خارج خانه که وقتی رسیدم فقط بخوابم حرفی نزنم. شما می گویید چه کنم؟آن شخص تمام ملاکها را داره هرچند الان سرباز است یا اینکه با خواستگارهای که پدر و مادرم می گویند ازدواج کنم که حتی نمی شناسمشان من اخلاق برام از همه چیز مهمتره؟ خیلی حرف زدم شرمنده امید با راهنمایتان از این سر در گمی در بیام. امید دریایی باشید
شهاب مرادی : سلام/ ممکن است
ملاکهای شما برای
انتخاب همسر با
ملاکهای پدر و
مادرتان کاملا
منطبق نباشد و چه
بسا آنها در
مواردی
اشتباهاتی نیز
داشته باشند (مثل خلاصه کردن
زندگی در پول و
مدرک تحصیلی
بالا)اما توجه
داشته باشید که
: 1-آنها
والدین شما هستند
و قطعا دلسوز و
خیرخواهتان. 2-رضایت آنها
در ازدواج شما
یکی از کلیدهای
آرامش زندگی
آینده شماست. 3-درگیر شدن
با آنها شما را از
لطف خداوند و
حمایت آنها بی
نصیب میکند. 4-خواستگارتان
علیرغم داشتن
اخلاق خوب و
ایمان دو سال از
شما کوچکتر است و
سرباز (و احتمالا
فاقد شغل ثابت و
مشخص).با عنایت به
همه این نکات و با
تشکیل یک جلسه
خانوادگی
صمیمانه حرفهای
خود را با آنها
بزنید و آنگاه
تصمیم منطقی و
واقع بینانه ای
بگیرید. |
| |
پریسا.ک از شیراز لينك | امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 23:01 با سلام. خواهرم شما را به من معرفی کرد.ایشان هم از طریق دانشگاه با شما اشنا شدند. مشکلی هست که میخواستم شما ما را راهنمایی کنید ما سه خواهر هستیم که من کوچکتر هستم خواهر اولم 26 سال دارد و لیسانس دارد خواهر دومم 22 سال داردوالان دانشجو است من هم که 19 سال دارم و امسال دانشجو میشوم البته یک خواهر 30 ساله هم دارم که ایشان ازدواج کرده اند.دو برادر29و 24 ساله هم دارم. مشکل در مورد خواهر26ساله ام است.او همه چیز خود را از ما مخفی میکند.همه ی وقت و زندگی خود را با دوستان هم دانشگاهی خود سپری میکند ان هم با دوستانی که از نظر فرهنگی و خوانوادگی با او خیلی تفاوت دارند.وضع مالی ما ضعیف است پدرم همه ی توان خود را خرج کار کردن میکند چون بیسواد است والبته مهربان .مادرم هم همینطور.میخواهم این را بگویم که انها متوجه ی این مسائل نمی شوند که خواهرم در چه وضعی به سر میبرد.مدتی است که در کار تمرین تئاتر با دختری اشنا شده است که بسیار ثروتمند است و البته سیگاری .خواهر من هم که بسیار از جو دوستان خود تاثیر پذیر.او هم مخفیانه سیگار میکشد.جدیدا در یک دفتر هم کار میکند ولی همع ی پول خود را خرج دوستانش می کند.او همیشه در خانوادهی ما بیشتر از بقیه خرج میکند چون دوست دارد خود را هم ردیف انها بداند.فرد بسیار دست و دل بازی است .این را هم بگویم که با همه ی این مسائل درگیر مسائل ناشایست تری نشده است و به بعضی از اصول اخلاقی پای بند است.او خیلی به دوستانش وابسته است.هر شب ساعتها تلفنی با انها صحبت میکند.همه ی کار های دوستانش را او انجام میدهد حتی برای کارهای انها خودش هزینه میکند .با دوستانش خیلی مهربان است ولی با خانواده اصلا. هر وقت پول میخواهد هر طوری شده باید از پدرم بگیرد البته انها هم بدون هیچ سوالی در اختیارش قرار میدهند حتی اگر با قرض شده . ولی ما خواهر برادرها بعضی اوقات از خواسته های خودمان میزنیم چون میدانیم در توان پدرمان نیست. وضعیت روحی خوانواده ی ما خوب نیست هر کس سرش به کار خودش است . مادرم حتی همه ی کار های شخصی خواهرم را انجام می دهد خواهرم هم وقتی به خانه می اید داخل اتاقی می رود و اصلا بیرون نمی اید.وقتی هم که ما سه خواهر با هم صحبت میکنیم و به او میگوییم که این کارها اشتباه است قبول نمیکند حتی با ما دعوا هم میکند.و ما را عقب مانده و بی فرهنگ میداند .این را هم بگویم که خودش بعضی اقات ان هم به ندرت در مورد مسائلی ما را نصیحت میکند.او حتی در مورد بحث های خوانواده گی خود را دخالت نمی دهد. امیدوارم ما را راهنمایی کنید با تشکر فراوان شهاب مرادی : سلام/خواهر شما
به لحاظ تربیتی و
شخصیتی ناهماهنگ
با خانواده حرکت
میکند و این
رفتارها ریشه در
گذشته او دارد که
بهرحال گذشته
گذشته است.در حال
حاضر توصیه میشود
با محبت و احترام
، حسن نیت خود را
برای تغییر رفتار
به او ثابت کنید و
با بها دادن او را
در جمع خواهرانه
خود پذیرا
شوید.با مهربانی
و بدون ملامت
کردن (ضمن
آنکه رفتارها و
خصوصیات مثبت او
را نیز یادآور
میشوید)سعی کنید
او را متقاعد
کنید که باید در
بعضی از
رفتارهایش
تجدیدنظر کند.اگر
توانستید زمینه
مراجعه او را به
یک مشاور فراهم
کنید. |
| |
رضا موتاب بفروئی از اردکان لينك | امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 23:01 سلام . اقای مرادی از بحث مسجد ممنون هستم لطفا کمی در مورد رفتار مادرها با فرزندان بگویید... ممنون |
| |
غلامرضا منصوری از اصفهان لينك | امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 21:33 پیشاپیش ورود شما را به اصفهان خوشامد میگم می خواستم در برنامه شبکه2 از تخت فولاد اصفهان صحبتی داشته باشید و از علمای انجا شهاب مرادی : سلام / ان شاءالله |
| |
nashenas از تهران لينك | امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 21:02 سلام,آقاي مرادي شما كه اين قدر ادعاي خدمت به مردم بودن روداريدوبه مردم ميگوييد هركاري ازدستتون بر مي ايد براي هم انجام بدهيد,چراكمك من بدبخت نميكنيد؟چرا نمي گوييدمن چه جوري خودارضايي رو ترك كنم,ماه رمضان هم نزديكه ولي من دستم به هيچ جا بند نيست,ولي شما فقط شعار ميدهيد,براي بارهزارم من مزاحم نيستم شهاب مرادی : سلام/
لینک |
| |