18 شهریور 1387 ساعت 23:41
صفحه اول
يادداشت ها
پیام های شما
آلبوم تصاوير
برنامه ها
جستجو
پیوندها
بازدیدکنندگان: 822274
 

جمعا 4696 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 »

نامورودی
بنده خدا
از اصفهان
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 20:24
سلام داداش. نمي دونم چرا بذهنم رسيد الان كه قراره بياين اصفهان ازتون يه خواهش كنم. شايد شما همون وسيله خيري باشيد كه منتظرش بودم. پدرم بدجوري با ذهنيات بدي كه نسبت به انتخاب من پيدا كرده جلوي من ايستاده. هرچي باشه پدرمه و احترامش به من واجبه. اما خدا ميدونه من چيزي جز حقي كه خدا و پيغمبرش برام قرار داده نخواستم. به رسم احترام از ايشان كه بزرگ خانواده هستند اجازه خواستم اما ايشان بدلايلي كه بيشتر ظاهري بود تا واقعي به شدت مخالفت كردند. از اونجا كه نعمت داشتن يه بزرگ فاميل سالهاست از ما گرفته شده و كسي رو پيدا نكردم كه بتونه تاثير روي ذهنيات ايشان بگذاره تصور كردم شايد شما كه به واسطه الطاف الهي مورد وثوق و موجه هستيد لختي مهمان ما باشيد و با ايشان از حقوق و حدود و دامنه مسئوليتشان صحبت كنيد تا شايد امر خيري كه نزديك يك سال است به تاخير افتاده بواسطه كلام دلنشين شما و بركت اين ماه مبارك و مواليد بزرگوارش محقق شود.
شهاب مرادی : سلام/ من چند ساعت بیشتر اصفهان نیستم با آقای ملتجی (عاشوراییان)هماهنگ کنید.
mahdi_jamalifar7063
از esfahan
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 20:36
عرض سلام و خسته نباشید خدمت حاج آقا شهاب مرادی. 
اول اینکه خیلی خوشحالیم که دارید برای نیمه شعبان تشریف میارید اصفهان و ما راا سر افراز میکنید. 
سوالی ندارم ولی یه راهنمایی میخواستم: 
...*خصو ی*... از شما فقط راهنمایی روو خواستارم. 
 
از تلاش شما ممنونم. البته این مورد را بنده برای بار سوم هستش که میپرسم. لطف کنید این دفعه پاسخ دهید!!! 
خدانگهدا
شهاب مرادی : سلام/ اگر خانواده شما موافقند گفتگوی پدر شما با پدر بزرگ ایشان مفید است. ان شاءالله خیر است
واحدی
از طهرون
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 18:43
بانثار یه ... و دعای خیر برای شما و خانواده  
خواهشن درموردهیئات مذهبی و وضع نابه سامان ... 
وضمناازاجرات ن درمردم ایران سلام تششششششششششششکر
شهاب مرادی : سلام/ چشم
سمیه مرادی
از شیراز
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 18:40
سلام. خسته نباشید. 
از اینکه به شیراز تشریف می آورید خوشحالم و پیشاپیش به شما خیر مقدم می گویم. 
می خواستم بدانم به جز شنبه عصر سالن دانشکده پزشکی، برنامه عمومی دیگری در شیراز دارید؟ 
متشکرم.
شهاب مرادی : سلام/ متشکرم. جلسه شب در حسینیه عاشقان ثارالله (ع)است.
 
سیده هدی میرطالبی
از تهران
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 22:58
از اینکه بحث مسجد را مطرح کردید واقعا جای خوشحالی دارد. 
اگر میتوانستید قسمت زنانه ی مساجد را ببینید واقعا دلتان برای ما می سوخت ! 
از کاشی کاری و طرحههای اسلیمی که خبری نیست منظره ای که دیده میشود یا میله هاو حصارهای جدا کننده است و یا پرده های ضخیم با رنگ های سیاه و سرمه ای و تیره... 
خانمها همیشه با حسرت از آن بالا یا از آن سوی پرده ها به قسمت مردانه نگاه میکنند.  
چه اشکال دارد که یک محراب نمادین هم در زنانه نصب شود؟ 
انگار نه انگار که خانمها هم زیبایی را دوست دارند ! 
معماری به گونه ای است که انگار هر چه مصالح در قسمت مردانه اضافه آمده در قسمت زنانه بکار برده شده!و این در اسلام عدالت مدار واقعا نا مناسب است. 
باز هم ممنون
شهاب مرادی : سلام/ در این مورد در دو برنامه از مردم ایران سلام صحبت کردم ولی باز جای گفتگو دارد. شما و همه خانم های مسجدی این موضوعات را با نگاه اصلاح و تغییر (ونه با آهنگ گله و...)  بیان کنید.
محمد آباد
از روستاي محمدآباد كوير از شهر
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 18:40
حاج آقا سلام  
مواليد خجسته شعبانيه را تبريك عرض مي كنم  
از روستايي در دل كوير براي شما مي نويسم و اين اولين نوشته من است چون نمي توانم برنامه هاي پر بار شما را در برنامه تلويزيوني مردم ايران سلام ببينم و لذت ببرم و ابراز نكنم و تشكر نكنم  
حاج آقا بنا با اقتضاي شغلم خيلي سخنراني و از اشخاص مختلف گوش كرده ام ولي بحث و طريقه گفتگوي شما كه قسمتي از موفقيت آنهم مديون مجري زيرك و زبر دستي چون اقاي شهيدي است برايم خيلي جذاب است . 
انتخاب بحث هايي عالي و به درد خور مردم و آن هم در تلويزيوني كه ...خيلي برايم جذاب است . انشاءا.. موفق باشي  
بحث جالب شما در باره مسجد مرا بر آن داشت تا از شما خواهش كنم كه به اين خدمتگذاران محترم مساجد امر بفرمائيد كه دست از سر معماري كهن مساجد قديمي بردارند و با تيشه سازندگي و گسترش جاي مسجد هنر قديمي ايرانيان را خراب نكنند و براي جوانان عزيز مسجدي نو و مدل دار بسازند در روستاي ما شايد اصلاً در نقشه جغرافيايي شهرستان جايي هم نداشته باشد يك مسجد جامع با قدمت حدوداً 800 سال ، جند تا بادگير قديمي در خانه هاي قديمي كه در حال خراب شدن است ، حمامي تاريخي كه به دست سازندگان را ه عبور بزرگتر خراب و مدفون شد و آب انباري تاريخي كه فقط به علت پارك ماشين ها و موتورهاي مردم فاتحه خوان مراسم ختم و هفت تخريب شد  
حاج آقا بگذريم كه سخن بسيار است و شنونده بسيار كم كم كم . اگر جوابي گرفتم و كسي را ديدم كه دلش براي تاريخ روستايم كه سطري از تاريخ كشورم ايران است سوخت ادامه خواهم داد . عكس هم از اين بنا تاريخي دارم انشاء ا.. اگر بلد باشم برايتان ارسال خواهم كرد  
ببخشيد خسته شديد 

شهاب مرادی : سلام/ از لطف شما متشکرم. من در جایگاه امر نیستم ولی گفتهام ومی گویم .البته به نظر من گوش شنوا زیاد است مثلا یکیش خود شما
fozak
از تهران
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 18:40
سلام در برنامه مردم ایران سلام وقتی راجع به ختم در مساجد صحبت میکنید لطفا بگید که جایی برای خانمهایی که نمیتوانند داخل مسجد بشند چه در ختم یا دیگر برنامه های مسجد،وجود ندارد یا باید نیان یا در راهرو در بعضی مساجد بایستند. 
هم چنین راجع به اولویت کارهای مسجد (همون مواردی که تابه حال متذکر شدید)هم صحبت کنید ممنون
شهاب مرادی : سلام/ نکته مهمی است در باب اعتکاف عرض کردم باز تکرار می کنم.
سحر.م.ه
از خوزستان
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 18:40
با سلام من اولین بار شما رو از طریق برنامه ایران سلام دیدم و صحبت های شما بر دلم نشست.ممنون میشم به سوالم جواب بدید چون خیلی وقته دنبال ادمی مثل شما برای پاسخگویی به سوالم بودم .من 19 سال دارم و با اقایی صحبت میکنم که او را برادر خود میدانم و ایشان هم مرا خواهر خود می دانند البته فقط صحبت نوشتاری در کامپیوتر و یک صحبت سالم بیش نیست اگه میشه شما نظرتونو بگید ممنون میشم.
شهاب مرادی : سلام/ این روابط هر چند (به نظر شما) غیر جنسی و سالم ,ولی برای دخترخانم ها خصوصا در سنین شما ریسک است چون ذره ذره شانس ازدواج را از شما میگیرد .
دوست
از شهر دوستی
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 18:40
سلام  
خوب هستیدآقای مردای متاسفانه ساعت صحبت شما صبح خیلی بده دقیقا همان ساعت مادرم می خواهد از شبکه 3 ورزش کند لطف کنید زودتر باشدمی خواستم بگوییم در این ماه عزیز به من خیلی دعا کنید تا مشکلم حل شود التماس دعا یا حق 

شهاب مرادی : سلام/ چشم .
عباس صالحي
از تهران
لينك
امضا شده : 01 شهریور 1386 ساعت 16:58
با سلام به چه كسي مستجاب الدعوه ميگويند و آيا شما ميتوانيد شخصي را با اين خصوصيت معرفي كنيد؟
شهاب مرادی : سلام/ هر کسی که دعا کند از اجابت سهم دارد این عمومی است .
«واذا سالک عبادی عنی فانی قریب آجیب دعوة الداع اذا دعان فستجیبوا لی و لیومنو بی لعلهم یرشدون.»
امير
از اراك
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 19:09
باسلام فقط مي خوام تشكر كنم ازتون. اميدوارم هنگام جون دادن ( بعد از سالهاي سال ) حضرت ارباب حسين ع به بالينتون بيان و سرتون رو روي دامان مباركشون قرار بدن . التماس دعاي مخصوص . حسين آرامش دلهاي تنگ است . ميلاد حضرت عي اكبر ع مبارك باد.
شهاب مرادی :
سلام/
سر عاشق به وقت مردن از عشق
عزیزم روی زانوی حســـــین است
حنانه
از تهران
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 19:04
سلام حاج آقا  
آيا درنمازقضا ميتوانيم ذكر تسبيحات اربعه(سبحان ا... والحمد... .......) را به جاي سه بار يك باربگوييم با تشكر من مقلد آقاي مكارم هستم
شهاب مرادی : سلام/ بله
امین حائری
از اهر
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 19:04
سلام 3 باره به حضور شمامن میخوام تعزیه ای در رثای امیرالمومنین در روز شهادت ایشون هجرا کنم.  
مسئولین شهر پارسال حمایت نکردن. 
شما کمک میکنید؟ 
میتونید . 
لطفا بهم جواب بدین. 

شهاب مرادی : سلام/ چه کمکی؟
Fatimah
از Karaj
لينك
امضا شده : 01 شهریور 1386 ساعت 19:15
باسلام 
آقای مرادی می خواستم ببینم آیا امکانش هست سایت را به زبان انگلیسی هم بگذارید یا اگر کسی به زبان انگلیسی از شما سوالی ب÷رسد آیا امکان پا سخ گویی آن وجود دارد.  

شهاب مرادی : سلام/ دست تنها هستم و برام ممکن نیست.
محدث
از بجنورد- مشهد
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 21:05
سلام  
چقدر پیام گذاشتن برای شما سخت است... 
یک مطلب در مورد مسجد نوشته ام . خوشحال می شوم بخوانید و نظر دهید 
 
(http://manma...gf a.com/post-104.aspx) 
 
[سل م 
 
مدتی است که در برنامه «مردم ایران سلام» بخشی اختصاص پیدا کرده به موضوع مساجد . کارشناس برنامه جناب آقای مرادی هستند. بنده هم قصد داشتم در مورد مساجد و موضوع این برنامه مطلبی بنویسم که البته تا کنون میسر نشده بود. امروز فرصتی دست داد تا همزمان با روز مساجد این مطلب را بر روی وبلاگ قرار دهم. 
 
۱- آقای مرادی خیلی دقیق و جالب در مورد مساجد صحبت کردند. به نظر من مطالبی که ایشون گفتند تا کنون در رسانه های ما بهش پرداخته نشده بود.مانند دستشویی ها، سر و صدا، تهویه، برخورد با نوجوانان، سیستم صوتی و... . افرادی که کم و بیش به مسجد رفته باشند متوجه می شوند که آقای مرادی با چه نکته سنجی و دقتی به ان مسایل نگاه کردند. خیلی خوشحالم که بالاخره در رسانه ملی به این مسائل پرداخته شد. در اینجا از مسئولین محترم برنامه مردم ایران سلام و همچنین جناب آقای مرادی تشکر می کنم. 
 
۲- پدر من سالهاست که عضو هیئت امنای مسجد محل مان هستند. مسجد محل ما یک مسجد موقوفه است که واقف آن تولیت مسجد را به پدر من سپرده است. این ها را عرض کردم تا روشن کنم که زیاد هم با مسایل مسجد بیگانه نیستم. به خاطر نوع مسئولیت پدرم با خیلی از مسایل ریز و درشت مساجد آشنا هستم. خوشبختانه جناب آقای مرادی اکثر مسائل را فرمودند من اینجا قصد دارم به چند تا خاطره از مسجد محل و همچنین یکی دو نکته ای که اقای مرادی کمتر به آن پرداختند اشاره کنم. 
 
من مدت هاست که در مساجد چیزی نمی خورم . چون در بسیاری از مساجد خودم در آبدارخانه مسجد حضور داشته ام و دیده ام که چه فجایعی رخ می دهد. به عنوان نمونه در چند مسجد اطراف محل ما که همیشه در آن ها فعالیت می کردم می دیدم که در آبدارخانه مسجد استکان های چای به هیچ وجه شسته نمی شوند و چای دوباره در آن ها ریخته می شود. در مسجد محل خودمان خادمی بود که یک سیستم جالب برای شستشوی استکان ها داشت به این صورت که یک استکان را پر از آب جوش می کرد بعد آن را داخل استکان دیگری خالی می کرد سپس استکان دوم را در استکان سوم و سوم را در چهارم ... تا آخرین استکان! حالا شما تصور کنید آلودگی ها به صورت تجمعی در استکان های آخر مجتمع می شد و چه آش قلمکاری می شد! 
 
حالا شستن میوه ها و سبزی ها و پنیر خرد کردن برای صبحانه صبح های جمعه و ناهار های ظهر عاشورا و ... بماند. 
 
یکی از مسایلی که فکر می کنم آقای مرادی به آن نپرداختند بحث خدام مساجد است . در واقع گاهی وقت ها خادمین مساجد برای خود دارای چنان قدرتی می شوند که امام جماعت و هیئت امنا هم از پس ان ها بر نمی آیند. خیلی وقت ها برخورد نامناسب خادم مسجد با نمازگزاران باعث رنجش ان ها و دور شدنشان از مساجد می شود. گاهی اوقات خادم مسجد برای خود مافیایی درست می کند که در آن به فعالیت های مختلف از جمله فعالیت های اقتصادی می پردازد. 
 
مثال: خادمی در مسجد محل ما فعالیت می کرد که خود بدون اطلاع هیئت امنا مسجد را برای مجالس ترحیم اجاره می داد. یا مبلغی اضافه از عزاداران می گرفت. یا خادمی بود که برای کسبه اطراف مسجد کلید دستشویی مسجد را ساخته بود و برا یاستفاده از دستشویی از آن ها ماهانه پول می گرفت. جالب اینکه برای تمام خدام تاریخ این مسجد یک دهنه دکان با کاربری تجاری هم در نظر گرفته شده بود(علاوه بر مقرری ماهانه و محل خواب و اسکان و مزایای دیگر) 
 
در سال ۱۳۷۴ یا ۷۵ بود که در راستای طرح اوقات فراغت در تابستان با همکاری یکی دو نفر از دوستانم اقدام به برگزاری کلاس های تابستانی برای بچه های اطراف مسجد کردیم.(آن موقع سوم دبیرستان یا پیش دانشگاهی بودم). ماجراهای زیادی داشتیم . یکی از مسائلی که برای ما پیش آمد بحث تبلیغ بود. آن موقع پدرم رئیس هیئت امنای مسجد بودند و اتفاقا خادم مسجد هم رابطه خوبی با پدرم نداشت.قرار بود هر روز قبل از اذان ظهر و قبل از اذان مغرب از طریق بلندگوی مسجد بای کلاس ها تبلیغ کنیم . بعد از مدتی تبلیغ دیدیم هیچ کس مراجعه نمی کند. بعد از کمی بررسی متوجه شدیم هنگامی که ما از بلند گوی مسجد اطلاعیه می خواندیم خادم مسجد بلندگوی بیرونی را که برای اهالی محل پخش می شد خاموش می کرده و بلندگوی داخل مسجد را روشن می کرده است (یعنی خودمان برای خودمان اطلاعیه می خواندیم)بعد ما هم مجبور شدیم یک بلندگوی دستی برداریم و در خیابان ها راه برویم و تبلیغ کنیم (که اتفاقا به همراه چند تکنیک دیگر موثر هم افتاد) 
 
یکی دیگر از مباحثی که اقای مرادی به آن پرداختند بحث حضور کودکان در مساجد بود. مسجد محل ما بعد از اینکه بحث شوراهای محلی و دادن قالی و یجچال و ... منتفی شد روز به روز خلوت تر شد. بعد از مدتی صف نمازگزاران تشکیل شده بود از پیرمردها و بچه ها! همین موضوعی شده بود که دشمنان ! به انتقاد از مسجد بپردازند و بگویند: اینجا مسجد بچه هاست. واقعا که اشتباه بزرگی بود. همه جا تلاش می کنند نسل جدید را هر جور شده به سمت مسجد بکشانند اما کمتر موفق می شوند اما اینجا که همه خودجوش آمده بودند این همه انتقاد می شد. بعد کم کم یک جو ضد کودک و نوجوان در مسجد شکل گرفت .خادمین مسجد هم در این راستا سنگ تمام گذاشتند و حتی گاهی اوقات بچه ها را راه نمی دادند. کلاس های تابستانی ما هم از این قضیه در امان نماند. با اینکه ما توانسته بودیم حدود ۱۲۰ نفر از بچه های محل را در این کلاس ها دور هم جمع کنیم و یک تابستان مفید را برای آن ها رقم بزنیم اما هیئت امنا روی خوشی به نشان نمی داد. خادم هم از موقعیت استفاده کرده و انواع کارشکنی ها را داشت. کلاس ها هر روز باید جا به جا می شد. از طبقه دوم به طبقه اول از بخش برادران به بخش خواهران از همکف به زیر زمین ... اما هر چه بود ما کلاس ها را برگزار کردیم و نکته جالب این بود که در طول ۲ ماه و اندی کمترین ریزش را در کلاس ها داشتیم (به جرئت* می توانم بگویم کمتر از ۵-۶ نفر ) 
 
یکی از خاطرات جالب آن روزها این بود که : یک روز که باز به بهانه برگزاری مجلس ترحیم ما را به زیر زمین مسجد فرستادند کلاس قرائت قرآن بود که دوستم اقای اعتمادنیا تدریس می کرد. بالا هم مجلس ترحیم داشت شروع می شد. اقای اعتماد نیا داشت تلفظ صحیح طا را آموزش می داد و می گفت بعضی ها به اشتباه طا را غا تلفظ می کنند مثلا می گویند : اعوذ بالله من الشیغان الرجیم ، که این اشتباه است و از سر راحتی خود اینگونه تلفظ می کنند در همین هنگام صدای قاری مجلس بالا به گوش رسید که می خواند: اعوذ بالله من الشیغان الرجیم... همه یک لحظه سکوت کردند و بعد انفجار خنده... 
 
خیلی پراکنده گویی نکنم . مطلب زیاد است و وقت کم . به اشاره می گذرم و اگر مجالی بود در فرصتی دیگر کامل تر می نویسم. 
 
دو رویی ها، تناقض ها، تبعیض ها می تواند جوانان را از مساجد دور کنند.یادم می آد گاهی وقت ها در مجالس عزاداری معصومین و ائمه اطهار چیزهایی می دیدم که مایه تاسف من می شد. مثلا افرادی را می دیدم که در وسط مجلس میاندار سینه زنی بودند و به شدت می گریستند و سینه می زدند گاهی غش می کردند و بیحال ان ها را خارج می کردند. ... 
... 
یادم می آد در همان روزهایی که مسجد محل مان را، صفوف نماز را مجالس عزاداری را ، جلسات قرآن ماه رمضان را کودکان و نوجوانان پر می کردند.هرگاه به چیزهایی مثل هدیه دادن یا غذا دادن و این جور چیزها می رسید نوجوانان یا به حساب نمی آمدند یا جزء آخرین نفرها بودند. حتی یادم می آید ظهر های عاشورا که دست های عزاداری از حرم امام رضا(ع) بر می گشتند چند نفر قلدر را دم در می گذاشتند تا بچه ها را راه ندهند. همان بچه هایی که در سرما و گرما چراغ مسجد را روشن نگه می داشتند. 
 
شاید در فرصتی دیگر از جفاهایی که بر ما در برگزاری کلاس های تابستانی مسجد رفت بگویم. 
 
اما خیلی خوشحالم که حالا هر وقت به مشهد می روم و از کنار محله های کنار مسجد می گذرم جوانان برومندی را می بینم که هنوز هم آن روزهای خوب مسجد را فراموش نکرده اند. هنوز هم یک احساس معلم و شاگردی بین ما هست. جوانان خوبی که الان تمام فعالیت های مدهبی و فرهنگی مسجد را پوشش می دهند. باز هم خدار را شکر 
 
(حتما بعدا خاطرات بیش تری از مسجد و مجالس مذهبی خواهم گفت)]
شهاب مرادی : سلام/  متن کامل پست شما را خواندم و به پیامتان اضافه کردم.مفید است خدا قوت.
محمد علی علی اکبر
از تهران
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 21:11
سلام  
ازحرفهای خوب شما ممنوم هستم 
خواهش می کنم در سابت خودتون از برنامه های آینده اطلاعاتی بدهید که بتونیم در جلسات شما شرکت کنیم.من خیلی مشکلات روحی دارم که احساس می کنم حرفهای شما می تونه تاثیر مثبتی داشته باشه. راستش رو بخواهید من جلسه ای نیستم ولی حرفهای شما برای من تو همین مدت کمی که با برنامه مردم ایران سلام آشنا شدم تاثیر خوبی داشته.خیلی دلم می خواست بتونم با شما بیشتر و به طور راحت صحبت کنم.البته میدونم خواهش بیجایی هست چون قطعا شما جایی که برید سرتون خیلی شلوغه. باز هم از شما بابت حرفهای قشنگتون ممنون هستم. 

شهاب مرادی : سلام/ برنامه های عمومی را اعلام می کنم.
يه دلداده يسياه بخت
از تهران
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 21:10
سلام مي دونم كه ممكن به سوالم جواب نديد ولي من فقط براييه همدردي و يه مشورت اينجا اومدم . 
اومدم كه بگم من يه دختر 17 سالمه ...خصوصی... 
من توي اين يك سال چند بار مي خواستم خودكشي كنم .  
اما نشد حا لا ميخوام بدون هنوزم جايي براي زندگي كردن من روي اين زمين خاكي هست يانه ؟ فقط همين  

شهاب مرادی : سلام/ دخترم توبه کن و عادی به زندگی ات ادامه بده و به یک مشاور با تجربه (ترجیحا خانم روانشناس) مراجعه کنید.
 مبادا یک اشتباه به اشتباه بزرگتر یا اشتباهات بیشتر منجر شود.
مهديه کفيل الناس
از يزد
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 18:00
سلام حاج اقا خسته نباشيد ببخشيد که مزاهم وقتتون شدم خواهش مي کنم به سوال من جواب بديد اخه خيلي نياز به کمک شما دارم خواهش مي کنم  
من دختري هستم مدت 6 ماه هست که چت مي کنم از روز اولي که شروع به چت کردن کردم با يک پسر اصفهاني دوست شدم اول قرار بود با هم دوست باشيم بعد مدتي هست که به من پيشنهاد ازدواج کرده وخيلي اسرار داره وگاهي وقتا هم تحديد ميکنه اخه تلفن خانه ي مارو داره ولي حاج اقا من چت مي کنم ولي بيوگراف زندگيمو دروغ گفتم وهيچ يک از حرفاي که در مورد خودم وخانوادم بهش گفتم حقيقت نداره حاج اقا خيلي ميترسم من دوستش دارم ولي مي ترسم که باهاش ازدواج کنم اخه من تو يک خانواده ي مذهبي هستم اقاي مرادي خواهشا کمکم کنيد من منتظر جوابتون هستم خيلي ممنون خدا عمر با عزتتون بده که کمک به خلق خدا مي کنيد
شهاب مرادی : سلام/ جدا شما این کار را انتخاب! و این انتخاب را درست و عقلایی می دانید؟!!
قطع رابطه کنید و به هیچ وجه از او نترسید و اگر با منزل شما تماس گرفت به 110 زنگ بزنید.

چت مضر و خطرناکه
مهدی2
از تهران
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 19:23
وحشتناک دوستت دارم
شهاب مرادی : سلام/ یعنی چه جوری؟
باران آقائي
از يزد
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 19:23
بي نهايت از محبت شما ممنونم.شخصي كه قبلاً از او نام بردم خواستگار من است.در طي جلسات صحبت با او متوجه عقايدش شدم گرچه او همه را واضح به من گفت و از اينكه نماز نميخواند اظهار ندامت ميكند اما ميگويد نميتوانم در خانه‌اي كه بيش از 30 سال است زندگي كرده‌ام وتاكنون نمازي نخوانده‌ام نماز بخوانم برايم سخت و مشكل است مي‌گويد ميخواهم با كمك تو راه‌درست را پيدا كنم اما وقتي از من سئوالاتي در مورد اينكه چرا نماز، چرا روزه،چرا كعبه و ... را ميپرسد نميتوانم با جوابهايم قانعش كنم اطلاعات علمي زيادي دارد كه براي هرجواب من دوباره سئوالي ميپرسد.واقعاً درمانده شده‌ام بارها از خدا خواسته‌ام همانطور كه طي اين سالها مرا از هواوهوس و يا گناه كبيره نگاه داشته بازهم كمكم كند.ازنظرسطح‌زن دگي،شرايط سني نزديك به هم هستيم. ولي اي كاش تايك اندازه‌اي از نظر اعتقادي به هم نزديك بوديم او اهل ديدن شبكه‌هاي خارجي است و من فقط در حدشنيدن موسيقي آنهم تاحدودي نه مداوم.اما مخالفتي هم ندارم.معتقدم هرچيز جاي خود وحدواندازه خود.باتوجه به اينكه واقعاً به هم علاقه‌منديم نميخواهم در تصميم اشتباهي كنم ضمناًهميشه مرا به خاطر اعتقاداتم ويا وضع ظاهريم (از نظرمتانت ووقار)مي‌ستايدو هميشه از من التماس دعا دارد.بازهم از اينكه مصدع اوقاتتان شدم بي‌نهايت عذرميخواهم.موفق باشيد
شهاب مرادی : سلام/ اطلاعات کافی نیست
 در مورد انتخابتان مجدد بررسی و تفکر کنید .
شاید  می خواهد برای شما انگیزه ی مضاعف بسازد (هدایت او).هوشیار باشید.
فرشته
از مشهد
لينك
امضا شده : 01 آبان 1386 ساعت 20:02
سلام آقاي مرادي يكي از سرگرمي هاي من وقتي خسته ميشم اينكه بيام سايت شما رو ببينم وبخونم ممنون از شما. تا به حال چند بار ميل براي شما فرستادم همه بي جواب مثل حرفهام ودعاهام از خدا كه تا حالا جواب نگرفتم ؟؟ ...... 

شهاب مرادی : سلام/ اکثر پیام های شما پیگیری بود نه سوال و سوال اخیرتان را امشب پاسخ دادم و در جدیدترین صفحه منشر شد.
راستی شاید سوال شما از خدا هم سوال نیست که جواب نداره.خیلی اوقات حواجت ها براورده شده است ولی متوجه نمی شویم.

بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

زهرا سادات
از ايران
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 22:42
سلام اميدوارم که حالتون خوب باشد. 
چرا در مسجد ها شبانه روز باز نيست تا ما جوانها هر وقت که دلمون گرفت بتوانيم به آنجا برويم و کمى با خودمون خلوت کنيم و مجبور نباشيم تو پارک يا به يه ناکجا آبادى ديگه برويم .اميدوارم در برنامه بعديتون در اين مورد هم صحبت کنيد .
حميد رحيمي نژاد
از نيشابور
لينك
امضا شده : 31 مرداد 1386 ساعت 21:37
با سلام  
چند وقت است در اينترنت وبلاگ ها و سايت هايي به... 
... 
لطفا به آن سر زده و ليست از اسلام برگشته ها را ملاحضه كنيد ... پس اگر مي شود مقداري از بحث هاي خود را در رابطه با شبه هاي اسلام قرار دهيد تا كمتر از اين اتفقات بيفتد چون ما وبلاگ نويسان مسلمان به تنهايي قادر نيستيم به تبليغات گسترده ي ضد اسلام پاسخ دهيم
شهاب مرادی : سلام/ نا امید نباشید و به هیچ وجه از دشمن نترسید.
 این تبلیغات واهی است و واقعیت امروز جهان اسلام خواهی است و الاسلام یعلو و لا یعلی علیه .

در این رابطه مقاله منتشر نشده ای از یادداشت های موضوعی آیت الله شهید مطهری را بخوانید:
« اسلام و نیازهای جهان امروز
اصلی است در جهان آفرینش و در اجتماع انسانی به نام اصل احتیاج. آنچه در جهان و در اجتماع به وجود می آید ناشی از احتیاج است و آنچه باقی می ماند نیز از احتیاج است. هر چیزی كه مورد نیاز باشد به وجود می آید و باقی می ماند و هر چیزی كه مورد نیاز نباشد به وجود نمی آید و باقی نمی ماند.این اصل را به دو شكل می توان تفسیر كرد. یكی اینكه احتیاج و مورد نیاز بودن در اصل پیدایش اشیا موثر است كه اگر چیزی مورد نیاز نباشد به وجود نمی آید و قهرا در بقا نیز مادامی باقی است كه مورد نیاز است و همین كه از مورد نیاز بودن افتاد محو و نابود می شود. به عبارت دیگر كه در حركت طبعی و قسری گفته ایم حركات طبعی قابلیت بقا و دوام دارد برخلاف حركت قسری. چیزی كه هست امور مورد نیاز به فرض از بین رفتن، دو مرتبه به وجود می آیند. البته نه به این معنی كه هر چیزی هم كه محو و نابود می شود به دلیل این است كه مورد نیاز نیست، زیرا گاهی چیزی به علل قسری نابود می شود. معنی دیگر اینكه اشیاء ممكن است اصل پیدایش شان بنا بر اصل احتیاج به آنها نباشد، بلكه فقط قابلیت آنها و امكان ذاتی و استعدادی آنها برای پیدایش كافی است كه به وجود بیایند ولی برای بقای آنها مورد نیاز بودن آنها شرط بقای آنها است. به عبارت دیگر ملایمت و سازگاری آنها با اشیای دیگر بلكه بالاتر از سازگاری، مورد نیاز بودن آنها و رافع بودن آنها یكی از احتیاجات مجموعه هستی را كه به صورت یك واحد است شرط ادامه یافتن وجود آنها است. در جهان هستی، یك شیء بدون اینكه وجودش در حفظ و بقای یك مجموعه مفید و موثر باشد و به عبارت دیگر مورد نیاز باشد قابل بقا و دوام نیست.به طور كلی در قرآن كریم حق و حقیقت در نهایت امر پیروز، و باطل، پوچ و از بین رفتنی معرفی می شود. این مطلب گاهی به همین صورت پیروزی خود حق بر باطل بیان شده است، مثل: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا یا: بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق یا: فٲما الزبد فیذهب جفاء و ٲما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض... و گاهی به صورت پیروزی طرفداران حق بیان می شود، مثل اینكه می فرماید: و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلین. انهم لهم المنصورون. و ان جندنا لهم الغالبون.
این اصل، نوعی خوشبینی به نظام هستی می دهد.
مولوی می گوید:
هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی كه جست
حق تعالی كاین سماوات آفرید
از برای رفع حاجات آفرید
هر كه جویا شد بیابد عاقبت
مایه اش درد است و اصل مرحمت
هر كجا دردی دوا آنجا رود
هر كجا فقری نوا آنجا رود
هر كجا مشكل جواب آنجا رود
هر كجا پستی است آب آنجا رود
آب كم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا نزاید طفلك نازك گلو
كی روان گردد ز پستان شیر او
ما درباره این حدیث: « الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» گفتیم كه سه معنی می توان برای آن ذكر كرد.
یكی آنچه فقها گفته اند كه انشاء دانسته، از آن استفاده حكم تكلیفی و وضعی كرده اند. دیگر اینكه اخبار است. اخبار از چه آیا اخبار از یك واقعیت در مرحله عقل و استدلال و حجت، یعنی اینكه حجت و استدلال و منطق اسلام همواره پیروز است، هر چند در عمل و واقعیت مغلوب باشد یا اینكه در جنگ تنازع بقا كه میان عوامل مختلف اجتماعی هست، در نهایت پیروز است و پشتیبان پیروزی او و بقای او و ادامه او اصل نیاز و رفع احتیاجات و هماهنگی با احتیاجات است كه: هو الذی ٲرسل رسول بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله ولو كره المشركون. به عبارت دیگر در تصادم ها و تضادهای اجتماعی ناجح و موفق است ما جانب احتمال دوم را ترجیح دادیم.اسلام شخصیت خود را در پاسخگویی به نیازها و در حل مشكلات جهان دیروز و امروز ثابت كرده است. امروز همه سخن در این است كه چه عقیده و مرامی و چه آیین و مسلكی جوابگوی حل مشكلات امروز بشر است و این كه چه نیازهایی هست البته باز سخن در این نیست كه چه میل ها و رغبت ها و عطش های كاذب كه غالبا به صورت تمایل به عصیان و سنت شكنی و قطع رابطه با گذشته است و یك دنیا تحیر و سرگردانی نتیجه می دهد، ظاهر می شود. اسلام نیامده است تا عطش های كاذب به اصطلاح نسل امروز را فرو نشاند، بلكه خود اینها انواعی بیماری است كه باز اسلام است كه به این بیماری ها شفا می بخشد.احتیاجات گاهی به این صورت است كه جهان و اجتماع بیمار است و غده های چركینی آن را رنج می دهد و نیاز دارد به یك نشتر كه غده ها را پاره كند و آرامشی نسبی به بیمار ببخشد، آنچنان كه كمونیسم كرد، و گاهی علاوه بر آن نیازمند این است كه پس از نشتر، بخیه و پانسمان كند و صحت و سلامت كامل به آن ببخشد، اسلام در گذشته، هم نشتر به جامعه گرفتار غده های چركین زد و هم این كه اصلاح و پانسمان كرد. قانون تنازع بقا همان طوری كه در میان جانداران هست در میان مرام ها و مسلك ها و آیین ها نیز هست، و همان طوری كه در آنجا اصل بقای اصلح حكمفرما است و آن كه بیشتر و بهتر رافع نیازها است باقی می ماند، در اینجا نیز چنین است.اصل بقای مفید و عدم بقای غیرمفید یك مطلب است كه بهترین مثالش در اعضای جانداران در زیست شناسی است و بقای متاع های مفید در اقتصاد است، از قبیل جواهر و سنگ ها و فلزهای قیمتی. و اما اصل بقای اصلح در زمینه تنازع بقا است. آیه «فٲما الزبد فیذهب جفاء و ٲما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض» ناظر به اصل بقای مفید و نافع است و آیه «ولقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» ناظر به بقای اصلح است، همچنین آیه «ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین.» یكی از مشكلات این است كه یك چیزی هم دین باشد و دین، با ثبات و یكنواختی و توجه به گذشته توٲم است در عین حال با نیازهای دنیای نو منطبق باشد. این خصوصیت مختص اسلام است. این خود یكی از جهاتی است كه نیاز جهان امروز را به اسلام روشن می كند. جهان امروز اولا به خود دین احساس نیاز می كند. ثانیا به دینی احساس نیاز می كند كه با نیازهای دیگر هماهنگی داشته باشد، با سایر خواسته های طبیعی و غریزی هماهنگی داشته باشد و با نیازهای نویی كه در دنیای نو پیدا می شود هماهنگی داشته باشد، رابطه انسان را با عقل و علم محكمتر كند، با تمدن نیز.در دنیای گذشته دین را بیشتر با تعصب می پذیرفتند نه از روی تعقل و احساس نیاز، ولی امروز روی احساس نیاز می پذیرند.مسئله ای كه به نام تفكیك دین از سیاست عنوان می شود، عنوان محترمانه ای است، ناسزای مودبانه ای است به اسلام كه جوابگوی نیازهای جهان امروز نیست و اول بار این را ترك ها با الهام از فرنگی ها عنوان كردند. اسلام بینش های نو را می پذیرد و هدایت می كند. یكی از مقدمات و علل و زمینه های امیدبخش برای اسلام، شكست ادعاهای نویی است كه به نام تازه ترین آفریده های اندیشه های انسان عرضه می شود، به طور كلی شكست چیزهایی كه به صورت فلسفه، افكار نو، كمونیسم، سوسیالیسم و غیره مطرح شده و دو مرتبه چشم ها را متوجه دین كرده است.توام بودن دین و دنیا، جسم و روح، ماده و معنی، فرد و اجتماع در اسلام واضح تر از این است كه قابل تاویل و توجیه باشد. انكار اسلام، برای اسلام از این ناسزاهای مودبانه به نام تفكیك دین از سیاست قابل تحمل تر است.»
م.م.م.
از tehran
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:54
با عرض سلام وخسته نباشیدخدمت شما خواهشا اگه براتون امکان دارد برنامه هاتونوحداقل یه روز زودتر در سایت بنویسید قرار بود برنامه شنبه شب را یادداشت کنید من امروز بیش از 10 بار به سایت سر زدم.حاج آقا ما هم تو این دنیای بزرگ دلمون به این خوشه که پای منبر شما بیایم.همیشه دعاتون میکنم سالم وموید باشید یا علی
شهاب مرادی : سلام/ ببخشید.پیام ها را که می خوندم یادم رفت ...
الان هم تا زمان منبر یک ساعت بیشتر وقت نیست: نارمک- خ شهید آیت- خ جویبار شرقی- میدان 26 کوچه سعادت ساعت 21:00
م.ن
از داراب
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 13:30
میلاد با سعادت حضرت امام حسین ( ع ) و همچنین برادر بزرگوار ایشان حضرت اباالفضل ( ع ) را خدمت تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم .
شقایق
از زاهدان
لينك
امضا شده : 29 مرداد 1386 ساعت 19:01
سلام.آقای مرادی باز هم از شما ضمن التماس دعا خواستار شما هستم .فقط خواهشمند هستم این مطالب مثل پیام قبلی نمایش داده نشود.خصوصی. 
... 
ف ط خواهش می کنم این مطالب نمایش داده نشه 
باز هم ممنون 
التماس دعا
شهاب مرادی : سلام/ هر دو گزینه را فراموش کن.
ميلاد
از مشهد
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 20:09
با سلام . آقاي مرادي من تا به حال 10 تا سوال از شما پرسيدم اما شما جواب نداديد.من اميدم به شما بود .شما هم كه به بي پناه ترين انسان محل نمي ديد . اگه ميشه جواب منو توي صحفه اول بدهيد . 
حاج اقا اگه با دوست دخترم كه خيلي هم دوستش دارم بخوام ازدواج كنم مشكل نداره؟ 
من از بعد ازدواج مي ترسم . اگه انگشت نماي محل بشم چي؟ 
به خدا ر... رو خيلي دوست دارم اما تنهام نميدونم بايد چي كار كنم. من الان18 سال سن دارم اما خيلي عجله دارم مي ترسم عشقمو از دست بدم . با خودم شرط گذاشتم يا ازدواج با ر... يا خودكشي از ارتفاع . شما براي من راه حل پيدا كنيد. برام دعا كنيد  
اميدم اول به خدا و چهارده معصوم و بعد به اطرافيانم كه شما باشيد
شهاب مرادی : سلام/ اولین پیشنهاد همراه داشتن چتر نجات است.
برادر عزیزم چقدر خوب است خودت ، خودت را بشناسی ،اگر با جوانی و شرایط این روزهای  خوب جوانی آشناتر شوی دیگر هیجانات و علاقه مندی های  18 سالگی را  خیلی جدی و واقعی نمیگرفتی .
پس  با موضوع ازدواج و انتخاب همسر عاقلانه تر و از منظر تدبیر برخورد کنید.
در مورد مصداق ازدواج  هم فعلا صبر کنید  تا زمان انتخاب فرا رسد .
 یادداشت جناب سروان را به دقت بخوانید .

باران آقائي
از يزد
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 20:09
با درودو خسته نباشيد بي پايان.اي كاش جواب سئوال مرا نيز بدهيد.نميدانم شايدهنوز دريافت نكرده ايد.شخصي هستم تقريباً مذهبي،چگونه ميتوان مردجواني را كه بيش از 15 سال است به تكليف شرعي خود عمل نكرده والان پشيمان است ولي عقايدش به او اجازه نمازخواندن نميدهد را تشويق به نمازخواندن و... كنم درحالي كه با تمام پاكيهايش معتقد است كه چرا خدا خانه دارد؟و...اگر اجازه ميدهيد با خودتان تلفني صحبت كند و به سئوالاتش پاسخ بدهيد واقعاً تا آخر عمر مديونتان هستم.چون برايم عزيز است.
شهاب مرادی : سلام/ این مرد کیست؟ رابطه و نسبتش با شما چیست؟ اگر برای طلب هدایت به شما مراجعه کرده یا شما تصمیم دارید او را علی رغم اعتقاداتش به اصرار هدایت کنید ،هر دو اشتباه است.
راه باز و تکلیف روشن است.اگر پشیمان است بسم الله شروع کند با اولین نماز واجب... لینک  لینک
نگرانی من از تصمیم اشتباه شما برای انتخاب است.
کاملتر بنویسید و بنویسید چرا تصمیم به هدایت اجباری او دارید.
آوا
از اصفهان
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 20:09
درمسجدمحل ما هنگام نماز جماعت اتصال برقرار نیست هرکس هرجایی که بخواهد می ایستد . به نظر شما تکلیف چیست ؟
شهاب مرادی : سلام/ موضوع را به امام جماعت بگویید.
محسن حافظی فر
از تهران
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:49
سلام خسته نباشید سایت جالبی دارید حالا فهمیدم چرا وقت نمیکنید حال ما را بپرسید!افتخار بدید وبلاگ ما را هم ببینید ... موفق باشید
شهاب مرادی : سلام/ وبلاگ "بی رنگ"شما رادیدم
... نه از رومم ، نه از زنگم
 همان بيرنگ بيرنگم ، بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم ...
ali
از tehran
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:54
وابستگی روحی و ازدواج چه مقدار با هم مرتبطند؟ اگر از روانشناسان دیگر با ذکر منابع هم جواب دهید ممنون میشم
شهاب مرادی : سلام/ بیشتر توضیح دهید.
مشكات56
از تهران
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 20:19
سلام عليكم خسته نباشيد 
با عرض تبريك به مناسبت اين اعياد خجسته ومبارك 
لطف كنيد به سوال اينجانب پاسخ بفرماييد،باتشكر فراوان 
التماس دعا
شهاب مرادی : سلام/ تبریک . چشم .
رضا
از سمنان
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:14
سلام وخسته نباشید میخواستم در مورد مساله ای که ذهن مرا سخت اشفته کرده است با شما صحبت کنم من مردی 62 ساله هستم ودارای اعتقادات مذهبی شدیدی هستم ودارای یک همسر خوب دارم وسه فرزند هستم وبجه هایم افراد مذهبی هستند وازدواج کرده اند وسرخانه زندگی خودشان هستند ولی اخرین فرزند من که 25 سال سن دارد تا دو سال پیش فرد مذهبی بود ومخندس هم هست ونامزد هم داشت ولی ناگهان نماز را ترک کرد وتمام اعتفادات مذهبی را فراموش کرده ونامزدش رابه هم زد او حالت بسیار غریب پیدا کرده ودیگر قران نمی خواند در حالی که در سن 21 سالگی از مسجد جایزه گرفته بود پسرم می گوید می خواهد تا اخر عمر زن نگیرد و همچنین او هر روز شاهنامه فردوسی می خواند وناگهان علاقه شدیدی به تاریخ و مخصوصا تاریخ باستان پیدا کرده وجدیدا حرفهای به شدت ضد اسلامی میزند ومن ومادرش وبرلدر وخواهرش رامسخره می کند ومدام یک بیت فردوسی که اعراب را سوسمارخور معرفی می کند من از شما تمنا می کنم مرا راه نمایی کنیدشما این ایام را شادباش می گویمبا
شهاب مرادی : سلام/ آرامش خودتان را حفظ کنید.
احتمالا فرزند شما با فرد ، افراد یا جریاناتی آشنا شده که ناگهان تغییراتی در اعتقاداتش ایجاد کرده اند.
خوب است از مشاوره با یک عالم دینی آشنا به مسائل و روحیات جوانان بهره بگیرید و از ایشان بخواهید با پسرتان صحبت و زمینه بحث و تبادل نظر را برای تقویت اعتقادات صحیح گذشته اش ایجاد کند.
موسویان
از تهران
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 16:23
سلام آقای مرادی 
من پدر مهدیه سادات هستم(ناهارخوری امام رضا....) 
10 روز است که مادر عزیزم رااز دست داده ام.در جهت صبر برای خود و خانواده دعا بفرمایید.
شهاب مرادی : سلام/ برای مادر محترمتان مغفرت واسعه ی الهی را خواهانم.
تکرار تلاوت آیه ی شریفه ی «انا لله و انا الیه راجعون» در تقویت و ایجاد آرامش در شما موثر است، من هم دعا می کنم.
م.ن
از داراب
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:28
سلام جناب آقای مرادی 
( خصوصی ) 
خسته نباشید مرا پذیرا باشید. 
...
شهاب مرادی : سلام/ پیشنهادات مذکور را دریافت نکردم. لطفا مجدد ارسال فرمایید.
عاطفه
از ساری
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:28
سلام 
در سر درب مسجد جامع ساری نوشته "با چادر وارد شوید"در حالی که دختر من علاقه ی زیادی به نماز جماعت داره ولی چادر نمیذاره و علاقه ای هم نداره، می ترسه وارد مسجد بشه 
این کار آقایون مصداق این کلام "متولیانی که صاحب خانه شدند" 
... 
تشکر
شهاب مرادی : سلام/ یک مسجد دیگر را انتخاب کنید.
مساما چادر حجاب برتر است و این به معنی انحصار حجاب در پوشیدن چادر نیست.
صنم
از تهران
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:29
سلام حاج آقا،خوبين؟ راستش درد دل داشتم باهاتون...خصوصی...
شهاب مرادی : سلام/ تمام پیام شما را خواندم . نظر و سلیقه شما درست است.
در مورد «مردم ایران سلام»: آقای شهیدی فرد هم تهیه کننده(مدیر)برنامه هستند و هم مجری.
لیلا
از تهران
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:28
سلام بالاخره این آقایی که 16 بار رفت خواستگاری اون خانم حافظ قرآن باهم به سلامتی ازدواج کردن؟!!!
شهاب مرادی : سلام/ نمی دانم .
مريم
از سمنان
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:28
سلام : 
من دختری 26 ساله ام. پدرم کارمند بازنشسته و مادرم خانه دار است .دارای لیسانس ریاضی محض از دانشگاه دولتی ام. 2برادر و 1خواهر دارم. سختی درسها را با امید به اینکه روزی کمک پدر میشوم با شیرینی به ا تمام رساندم. حال 3سال است که بیکارم با اینکه رتبه 2 بین هم دوره ایهایم داشتم و در ارزوی یک لحظه تدریسم با اینکه خیلی دنبال کار بوده ام اما حتی به عنوان حق التدریس نیز مشغول به کار نشده ام و شرمنده خستگی ها و زحمات پدرم هستم. شما خودتون میدونید که چرخوندن زندگی 6 نفره با حقوق ناچیز بازنشستگی سخته وپدرم روزانه 8 ساعت کار میکند وما از دیدن خستگیهای او ناراحت میشویم و کاری از دست ما بر نمی اید . خواستگار خوبی هم نداشتم که باری از دوش پدرم بردارم قصدم ناامیدی نیست چون بزرگترین گناه است.در این زمانه دخترای خوب تو خونه میمونند . امیدم به خدا و راهنمایی شماست.
شهاب مرادی : سلام/ اگر همچنان در منزل بنشینید، از تسلطتان به مطالب کاسته می شود و هم کسل خواهید شد.
خوب است با کاهش سطح توقعتان،  برای تدریس (و صرف نظر از حقوق و دستمزد)، در مدارس عادی و... تدریس خود راشروع کنید تا خدا برکت دهد و به خواست او مراحل پیشرفت پیش رویتان قرار گیرد.
مبادا خواستگارهای خود را به بهانه های غیر منطقی یا نه چندان مهم رد کنید.
غبار مکتب الزهرا
از thran
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:29
سلام علیکم حاج آقا به محفل مکتب الزهرا هم سری بزنید: 
نورخانه دات بلاگفا 

شهاب مرادی : سلام/ دیدم .یاعلی خسته نباشید.
مهديه
از م
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:29
سلام أقاي مرادي  
الان كه مي خوام براتون ييام 
بزارم اون قدر غمكينم كه حتي 
حال نوشتن هم ندارم. 
لطفا اينهايي كه مي خوام بنويسم نشون داده نشه 
... خصوصی... 
لطفا كمكم كنيد.
شهاب مرادی : سلام/ عشق؟ ...
این حال شما افراط در علاقه ورزی است .
باید روابطتان را به اعتدال برسانید و در دوستی با دیگر دوستان سهیم و شریک باشید و او را از انحصار در دوستی خارج کنید.
توبه برای شما آرامش آور خواهد بود.
Amir .G
از birjand-khorasanjonubi
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:55
با سلام و تشکر از شما برادر گرامی واقعا از صمیم قلب عرض میکنم برنامه های شما را با علاقه ای وصف ناپذیر نگاه میکنم و سوالی که از شما دارم اینه که هنگام غسل کردن خیلی وسواس دارم به طوریکه یک غسسل ساده حدود نیم ساعت طول میکشه چه کار کنم ؟ و دیگه اینکه آیا وقتی لباس به تن دارم میتونم غسل ارتماسی بکنم . مرجع تلقیدم هم آقای فاضل بودند الان هم آقای مکارم
شهاب مرادی : سلام/ چرا؟ با خودت قرار مسابقه بذار وهر دفعه زمان غسل را کاهش بده تا با 5-10 دقیقه انجام شود.
 در غسل ارتماسی هم اگر آب به بدن برسد با لباس مثلا مایو اشکالی ندارد.در مسایل فقهی به رساله مرجع تقلیدت مراجعه کن.
علی بداغ آبادی
از مشهد
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:18
با سلام وعرض تبریک به مناسبت میلاد سرور و سالار شهیدان  
سوالی که برایم مطرح است این می باشد که معمو لا افراد آگاه برای ازدواج از جهت سنی وقت تعیین می کنند .می گویند برای دختران از 20 الی 25 سال سن مناسبی است. حال این سوال مطرح است که آیا این تعیین درست است وبر فرض درست بودن ملاک آن چیست. 
این نکته را نیز اضافه کنم که اقوال در این زمینه متفاوت است.بعضی دیگر به این مطلب هستندکه سن 18 الی 23 برای دختران خوب است. 
سوال دیگر وآن اینکه طلبه علوم دینی در این برهه از زمان تخصصش راروی چه رشته ای باید بگذارد . 
با تشکر فراوان
شهاب مرادی : سلام/
1- سن مناسب ازدواج ملاک ثابتی ندارد و در فرهنگ ها و جوامع مختلف کم و بیش متفاوت است.
مهم اینست که متناسب با شرایط و عرف جامعه دختری که در خانواده و موقعیت عادی بزرگ شده توانایی مسوولیت پذیری و اداره یک خانواده را داشته باشد که امروزه در نسل جدید بیشتر جوامع سن ازدواج دخترها و پسرها نسبت به نسل قبل بالاتر رفته است.
2- به نظر میرسد یک طلبه علوم دینی علاوه بر یادگیری فقه و اصول ، معارف و علوم اسلامی باید بتواند هرچه بیشتر در تبلیغ و ترویج دین بکوشد و این میسر نیست مگر اینکه مشکلات امروز جامعه را بداند و از روشهای صحیح و کارامد تبلیغ آگاهی داشته و پاسخگوی مسائل زندگی و شبهات اعتقادی مردم باشد.
عدم تسلط به منطق و روش شناسی مشکل ساز است
mahdi
از mazandaran-jouybar
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 20:20
سلام 
راستش بحث هاتون تو مردم ايران سلام داره به جاهاي خوبي ميرسه 
من هم ميخواستم به يه مطلبي اشاره كنم كه اگه صلاح دونستيد تو برنامه بهش اشاره كنيد 
راستش ما از طرف پايگاه مقاومت محل چند سال پيش با خريد يه ميز پينگ پنگ اون رو داخل حياط مسجد گذاشتيم. 
باور كنين يه چهره هايي تو مسجد ما كه تا اون موقع 5 تا نماز خون ثابت هم نداشت پيدا شدن كه بزرگ هاي محل طي 40 - 50  
سال موفق به اين كار نشده بودن و همهش گله مي كردن كه اين چه پايگاهه هست كه نميتونه چند تا نماز خون داشته باشه 
خلاصه بعد از 10 - 12 روز چون پاي بسيج(پايگاه) وسط بود مخافتها به چنان اوجي رسيد كه با وجود تلاش زياد روحاني محل كه تاييد مراجع رو رو مبني بر بلا مانع بودن اين كار نشون داده بود ميز رو جمع كردن و همه چيز مثل سابق و با استعفاي دسته جمعي اعضاي پايگاهبهر حال اگر از اين بگم كه همونهايي كه براي اولين بار تو سن 15-16 سالشون مسجد ا.ده بودن الان سر از كجا ها در آوردند.. 
خوب اگه تا اينجاي متن رو خوندين ممنون ميشم تو برنامه هر چند فقظ به موضوعش اشاره كنين . 
يا حق 
مهدي 
سید محمد امین محبی
از بندرعباس
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 19:42
مسجد محل ما فقط ایام عزاداری بر پا است نه در ان مراسم شادی برگزار میشود نه نماز جماعت
شهاب مرادی : سلام/ چرا؟ معمولا تکیه  این گونه است نه مسجد!
Vahideh
از تهران
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 20:20
سلام.میلاد امام حسین(ع) را خدمت شما تبریک می گویم.من رفتن به مسجد را خیلی دوست دارم ولی متاسفانه هر وقت به مسجدی می روم خانم های مسن مدام از آدم ایراد می گیرند : چرا جورابت نازکه؟ چرا موهات بیرونه؟ چرا نماز رو زود شروع کردی؟ چرا ...؟ 
تنها جایی که از نماز خواندن در آن لذت می بردم،مسجد دانشگاه تهران در دوره دانشجویی بود که تمام مواردی که در مورد مسجد می گویید در آن جا رعایت می شودو از مسئولان مسجد دانشگاه تهران بسیار متشکرم.
ف عليزاده
از شهر مس سرچشمه
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 20:06
با سلام 
چگونه ميتوان شما را براي سخنراني دعوت كرد
شهاب مرادی : سلام/ لینک
سمیه
از استان فارس
لينك
امضا شده : 27 مرداد 1386 ساعت 20:06
سلام خیلی خوشحالم که با سایت شما آشنا شدم از بابت زحماتتون ممنونم .امیدوارم ما جوان ها رو فراموش نکنید. 
موفق باشید یا حق
شهاب مرادی : سلام/ یا علی
محك
از تهران
لينك
امضا شده : 25 مرداد 1386 ساعت 10:26
خصوصي : با سلام و عرض خسته نباشيد. مسئله من جنبه روانشناسي داره ،‌قبلا هم يك بار شما رو در دانشگاه ملاقات كردم ، اما مي خواستم موضوعي را براي شما تعريف كرده و راهنمايي بخواهم . موضوعي تقريبا احساسي در دانشگاه و سردرگمي در اين موضوع .
شهاب مرادی : سلام/ شرمنده یادم نیست. کدام دانشگاه؟
 لطفا موضوع را خلاصه ولی کامل بنویسید.(چرا خصوصی؟!)
آشنا اما غریب
از آذربایجان شرقی
لينك
امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 18:41
سلام حاجی  
احوال شما این اولین پیامی است که به شما مینویسم وامید وارم پاسخ بدهید من همیشه در شبکه دو منتظر می مانم تا شما را با آن لحن خواص و آرامتان ببینم 
من پسری23 ساله هستم دانشجوی ترم پنج دانشگاه ازاد واگر خدا بخواهد وقبول کند بچه ی مذهبی نیز هستم خوب سوال من این بود من الان در دانشگاهی هستم که وضع واوضاع آن خیلی خراب است و من به شخصه وقتی به دانشگاه میروم تا زمانی که خارج شوم سردرد می گیرم و گیج ومنگ میشوم البته این را هم بگویم که خیلی تند رو نیستم و سعی میکنم متعادل باشم 
خوب خودتان نیز از وضع و اوضاع دانشگاه آزاد که با خبرید راستش بعضی وقتها کم می ارم دیونه می شم می خوام همه چیرو ول کنم نمی دونم موندم چی کار کنم 
از یه طرفه دیگه خیلی از دوستام دوست دختر دارند و همیشه در مورد آنها تعریف و توصیف میکنند و من هم میبینم که چه قدر انگیزه پیدا کردنند یا میکنند وقتی من هم وضع رو اون جور میبینم به سرم میزنه من هم یکی شو پیدا کنم اما دلم وجدانم اعتقادم نمی ذاره اگر هم بگذاره اون دختری رو که من سراغ دارم میدونم که اهل حرف زدن نیست چون دختریه مذهبی با حجب و حیا 
شرایط ازدواج رو هم ندارم که پا پیش بگذارم 
حال نمی دانم چه کنم با این او ضاع که در جامعه و دور و اطرافمون هست شما بگید من چه کار کنم؟ 
حاجی التماس دعا دعا مون کن که تو مسیر خدا باشیم و توی این مسیر چپ نکنیم و همیشه تو این مسیر باشیم 
یا حق
شهاب مرادی : سلام/ این یه دو راهی نیست! بلکه چندراهیه.
دعا می کنم.
نگران نباش و با آرامش و موضوع به موضوع
و گام به گام تصمیم بگیر.
 
رسول الله(ص) :

"انَّ من موجباتِ المغفرة بَذلَ السَلام
و حسنَ الکلام"

یکی از موجبات مغفرت ، سلام کردن و سخن نیکو گفتن است.