|
afshar از Japan لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:01 سلام من در مدتی که به ایران رفته بودم مادرم از شما خیلی تعریف می کردند . حالا که تلفنی باهاشون صحبت کردم میگفتند دیگه در برنامه مردم ایران سلام تشریف ندارید. امیدوارم دوباره به اون برنامه برگردید. سلام مرا هم به همه ی مادران برسانید. شهاب مرادی : سلام/ از لطف شما
و مادرتان
متشکرم. ان
شاءالله به زودی
در برنامه شرکت
خواهم کرد. |
| |
morteza از tehran لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:02 سلام.ميلاد امام رضا(ع)رو تبريك.مي گم. 1. حاج اقا من چند روز پيش در مورد حاج... پيغامي دادم چرا جوابمو نداديد؟ 2. كي تشيف مياريد مردم ايران سلام؟ 3. براي تولد امام رضا (ع)لطف كنيد بياييد چيذر. بازم میگم نمي دونيد چقدر دوستون دارم.با تشكر.مرتضي. شهاب مرادی : سلام/ آقا مرتضی 1.
چشم 2. به زودی
(ان شاءالله) 3.
جای دیگه قول
دادم. پس
التماس دعا |
| |
مادر یک روشندل از roshandel.special.ir لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:43 ای بابا حاج آقا از وقتی برنامه شما رو در تلوزیون دیدیم که صبح ها خواب نداشتیم بس که دنبال مباحثتون بودیم . کلی هم دنبال سایتتون بودیم عدووی سبب خیر شد پیدا کردیم . اومدیم کامنت بزاریم اینقدر خط و نشون کشیدین که یادمون رفت چی میخواییم بگیم !!!!!!! در حال حاضر فقط آرزوی موفقیت شما رو داریم . التماس دعا ... خونه ما سه پسر کوچولو داره که بزرگه نابیناست . او 9 سالشه و شما رو هم دوست داره به لحاظ شناخت صدای شما . |
| |
علي از ورامين -قرچك-خيابان مخابرات لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:43 سلام آقاي مرادي.نهايت خواهش را دارم كه به اين سوال من كه شايد سوال خيلي ها باشه يك پاسخ كامل بدهيد.من 17 ساله از ورامين هستم از يك دختر 14ساله كه همشهري هم هستيم در خانه يكي از فاميل هامون آشنا شدم.من او را بي نهايت دوست دارم.او هم مرا به نسبت دوست دارد .يك روز كه نامه اي برايش نوشتم پدر و مادرم نامه را ديدند ومن از خجالت آب شدم .آيا با آن دختر ديدار داشته باشم يا نه ؟ شديد دوستش دارم شهاب مرادی : سلام/ سن جناب
عالی برای انتخاب
همسر کم است .3-4
سال دیگر و تا آن
روز به تحصیل
،سربازی و شغل
فکر کن +عفاف.
تمام |
| |
علی صفایی از اسدآباد همدان لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:43 با سلام خدمت استاد عزیز می خواستم مجدد از اینکه دعوت ما را اجابت کردید از شما تشکر کنم و از مشکلات ایجادشده نیز پوزش بخواهم راستی استاد نظرتان درباره این سفر، برنامه چیه ؟ یه بنده خدا اصرار داشت که بداند از چه عطر یا ادکلنی استفاده می کنید ؟ با تشکر و آرزوی زیارت مجدد خیلی چاکریم باور کن حالا شهاب مرادی : سلام/ برنامه
ریزی و اجرا خوب
بود.خدا قوت. اون روز: ST dupont
nooir |
| |
narges از اسد اباد لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:43 از شما به خاطر حضور در اسد اباد ممنونيم
|
| |
دریا از تهران لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:43 سلام شما برای خانواده من دعاکنید چندشب که کابوس می بینم دعای خیرشما برایم شایدارامشی باشدمرسی شهاب مرادی : سلام/ دعا کردم
ولی چرا نگرانید؟ |
| |
جاماسپ از طهران لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:44 خداوند بشما طول عمر دهد |
| |
یاس5 از قزوین لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:44 به نام خدایی که بازگشت همه به سوی اوست سلام/ حاج آقا مرادی سالگرد درگذشت برادر عزیزتان را خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می نمایم. امیدوارم خداوند ما را نیز مورد لطف و عنایت ویژه خود قرار دهد تا همچون عزیز شما مرگی شهادت گونه نصیبمان گردد. آمین/التما س دعا/ یا زهرا.س. شهاب مرادی : سلام/ از لطف شما
متشکرم. |
| |
زهرا از تهران لينك | امضا شده : 27 آبان 1386 ساعت 22:44 سلام از صحبت هاي قشنگتون ممنون کاش همه روحاني ها مثل شما حرف ميزدن حرف هاتون خيلي اثر گذاره کاش بيشتر توي تلويزيون مي اومديد بازم ممنون اميدوارم که ببينمتون خداحافظ |
| |
ایزد از تهران لينك | امضا شده : 01 آذر 1386 ساعت 22:51 سلام.... و حالا درخواستم:ایا نرم افزاری هست که قران را موضوعی و ایه ایه بررسی و تفسیر کرده باشد و کاملا معتبر باشد؟از کجا می توان تهیه کرد؟ ضمنا از همه تلاش های شما درباره احیای دین و حذف اعتقادات غلط سپاسگزارم. شهاب مرادی : سلام/ آدرس:
مرکز تحقیقات
کامپیوتری علوم
اسلامی |
| |
احسان کاظم از تهران لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:40 سالگرد درگذشت محسن رو به شما تسلیت می گویم. چهره سرشار از آرامش او پس از مرگ گواهی آرامش او در جهان دیگر بود . آنقدر اطمینان داشتم که میهمان امام حسین (ع) است که در آخرین لحظه های خداحافظی با او ملتمسانه می خواستم که سلام من را به سالار شهیدان و مولایم برساند و اتفاقات و الطاف بعدی که در زندگیم پیش آمد یقین کردم که او به بهترین شکل سلام مرا رسانده است. روحش شاد و خدا به شما صبر عطا نماید.یا علی شهاب مرادی : سلام/ آقا احسان
از لطف و
مهربانیت بازهم
متشکرم. وفقک
الله |
| |
همایون از شور لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 23:39 سلام ای رفته ز چشم و جا گرفته در دل دردی ست که بی تو زندگی باید کرد ببخشید آقای مرادی وقت نکردم بیام. مشکلی برام پیش اومد.خیلی ناراحت شدم که نتونستم به موقع سالگرد برادر بزرگوارتون رو تسلیت بگم...بازهم به خودتون تسلیت عرض می کنم. مصیبت سختی است. خداوند صبر بدهد. این چند بیت را تقدیم می کنم: عشق گاهي خواهش برگ است در اندوه تاك عشق گاهي رويش برگ است در تن پوش خاك عشق گاهي ناودان گريه ي اشك بهار عشق گاهي طعنه بر سرو است در بالاي دار عشق گاهي يك تلنگر بر زلال تنگ نور پيچ و تاب ماهي انديشه در ژرفاي تور عشق گاهي شور رستن در گياه عشق گاهي غرقه ي خورشيد در افسون ماه ""عشق گاهي سوز هجران است در اندوه ني رمز هوشياريست در مستي مي"" عشق گاهي معجز قلب مريض رويش سبزينه اي در برگ ريز عشق گاهي شرم خورشيد است در قاب غروب روزه اي با قصد قربت ذكر بر لب پايكوب عشق گاهي هق هق آرام اما بي صدا اشك ريز ذكر محبوب است در پيش خدا عشق گاهي طعم وصلت مي دهد مزه ي شيرين وحدت مي دهد عشق گاهي شوري هجران دوست تلخي هرگز نديدن هاي اوست عشق گاهي يك سفر در شط شب عشق پاورچين نجواي دو لب عشق گاهي مشق هاي كودكيست حس بودن با خدا در سادگيست عشق گاهي كيمياي زندگيست عشق در گل راز ناپژمردگيست عشق گاهي بوي رفتن مي دهد صوت شبناك تو را سر مي دهد عشق گاهي نغمه اي در گوش شب عادتي شيرين به نجواي دو لب عشق گاهي مي نشيند روي بام گاه با صد ميل مي افتد به دام عشق گاهي سر به روي شانه اي اشك ريز آخر افسانه اي عشق گاهي هم حكايت مي كند از جدايي ها شكايت مي كند عشق گاهي نو بهاري گاه پاييزي سرخ زرد! گاه لبخندي به لب هاي تو گاهي كوه درد عشق گاهي دست لرزان تو مي گيرد درون دست خويش گاه مكتوب تورا ناخوانده مي داند زپيش عشق گاهي راز پروانه است پيرامون شمع گاه حس اوج تنهاييست در انبوه جمع عشق گاهي بوي ياس رازقي ساقدوش خانه ي بن بست ياد مادري عشق گاهي هم خجالت مي كشد دستمال تر به پيشاني عالم مي كشد عشق گاهي ناقه ي انديشه ها را پي كند هفت منزل را تا رسيدن بي صبوري طي كند عشق گاهي هم نجاتت مي دهد سيب در دستي و صاحبخانه راهت مي دهد عشق گاهي در عصا پنهان شود گاه بر آتش گلستان مي شود عشق گاهي رود را خواهد شكافت فتنه ي نمروديان زو رنگ باخت عشق گاهي خارج از ادراك هاست طعنه ي لولاك بر افلاك هاست عشق گاهي استخواني در گلوست زخم مسماريست در پهلوي دوست عشق گاهي ذكر محبوب است بر ني هاي تيز گاه در چشمان مشكي اشك ريز عشق گاهي خاطر فرهاد و شيرين مي كند گاه ميل ليلي اش با جام مجنون مي كند عشق گاهي تاري يك آه بر آيينه اي حسرت نا ديدن معشوق در آدينه اي عشق گاهي چاه را منزل كند يوسفين دل را مطاع دل كند عشق گاهي هم به خون آغشته شد با شقايق ها نشست و هم نشين لاله شد عشق را گو هرچه مي خواهد شود با تو اما عشق پيدا مي شود بي تو اما عشق كي معنا شود...؟ ببخشید خداحافظ شهاب مرادی : سلام/ متشکرم. شاعر؟ و
التماس
دعا
لـیــنــک
|
| |
زهرا از فارس لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 23:19 سلام میلاد کریمه اهل بیت خانم فاطمه معصومه(س) مبارک من مدت هاست که به سایت شما سر میزنم ولی تا حالا پیام نگذاشته بودم واقعا خسته نباشید من مشکل بزرگی داشتم به حدی که واقعا آرزوی مرگ میکردم ولی خدای مهربون من فراموشم نکرده بود و هدیه هایی برای من فرستاد که اگر هر لحظه تا آخر عمرم شکر بگویم باز هم جبران نمیشود آنچه من میخواستم نشد ولی آنچه خداوند به من داد بارها و بارها بهتر از خواسته من بود که با سماجت ولجاجت از او میخواستم الان متاسفم و شرمنده از این همه دعاهای طلب کارانه اما الان صبر برایم زیباترین واژه است و ممنونم از خدای عزیزم که به حرف من توجهی نکرد و برایم بهتر از آن را فرستاد خدایا شکر به اندازه بزرگیت اما تا چند وقت پیش داشتم اشتباه بزرگتری میکردم ولی باز هم لطف خداوند شامل حالم شد و دوباره توبه و من وخدای مهربان به هر حال هدفم دلداری دادن همه انهایی است که فکر میکنند مشکلشان بزرگتر است وهمه آنهایی که فکر میکنند دعاهای اشتباهشان باید مستجاب شود من فکر میکردم مشکلم از همه بزرکتز است و نمی دانستم چرا دعاهای شب و نیمه شبم اجابت نمیشود اما الان فقط میگویم خدایا شکر که دعای پر سماجت من مستجاب نشد و خدایا شکر که دعاهایی از من را مستجاب نمودی که باعث شادی و لبخند پدر و مادر وخودم شد ممنون ممنون ممنون اللهم عواقب امرنا خیرا انشاءالله مممنو ن از شما و بازدید کنندگان التماس دعا از همه کسانی که پیام من را میخوانند. خدا نگهدار |
| |
فائزه . م از استان گلستان لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:40 سلام آقای مرادی . سومین سالگرد برادرتون رو خدمت شما خانواده ی محترمتون تسلیت عرض میکنم. از خداوند متعال علو درجات رو براشون خواستارم. شهاب مرادی : سلام/ متشکرم |
| |
فرشته از مشهد لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:40 سلام ارتحال برادر عزیزتون رو تسلیت میگم .وقتی کلمه دلتنگ رو دیدم تمام احساس شما رو درک کردم . شهاب مرادی : سلام/ یاعلی .سپاس |
| |
marjan.gh از tehran لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:42 سلام حاج آقا من ازدانشجوهای دانشگاه م.امام حسین هستم خیلی لطف کردید که به دانشگاه مااومدید سالگرد برادرتون آقامحسن راهم تسلیت عرض می کنم خسته نباشید خداقوت خیلی حرف دارم براتون.التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ یا علی
.موفق باشید |
| |
م.م.م. از teh لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:42 با سلام خدمت استاد عزيز شرمنده كه سال درگذشت برادرتان را اشتباه تايپ كردم خوشا به حالش كه امروز اينهمه بنده خدا يادش كردندوبراي ايشان دعاي خير كه مطمئنا شامل حالش ميشودحاج آقا پدر من همدوازده سال پيش با همين بيماري فوت كردولي با اين تفاوت كه فقط چهار روز طول كشيد خدايش بيامرزد.آمين شهاب مرادی : سلام/ خدای
مهربان پدر
عزیز شما و جمیع
اموات مومنین
؛دلبستگان به
امیرالمومنین را
میهمان رحمت
واسعه اش فرماید. |
| |
ف.مصری از ایران لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:42 سلام من هم سالگرد وفات برادرتان را به شما تسلیت عرض میکنم 2ماه پیش عکس برادر بزرگوارتان را در گالری عکسهایتان دیدم وقتی فهمیدم که از دنیا رفته اند خیلی ناراحت شدم معنویت خاصی در چهره ی ایشان وجود دارد حالا میفهمم چرا .انشا الله در قیامت با حضرت علی محشور شوند. از نظر ظاهری خیلی شبیه شما هستند ولی انشا الله شما 100 عمر کنید .یا حق شهاب مرادی : سلام/ از لطف شما
ممنونم |
| |
لیلا از تهران لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 23:40 باعرض سلام و احترام سالگرد رحلت برادرتان را تسلیت میگم ، برادر شما عاشق امیرالمومنین بود و چه عاشقانه به اسم مولایش علی 110 روز بیماری را تحمل کرد. خوش به حال اونایی که فهمیدن برای چی آفریده شدن و به کجا باید برن؟ التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ بسیار
متشکرم. برای
شما و همه عزیزان
از خدا روزهای
سراسر شادی و
موفقیت را
خواهانم. یا
علی
لـیــنــک
|
| |
سما از تهران لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:42 ... و حسين بر زمين گرم کربلا سر مي نهد و زبان تشنه را در کام خشک مي گرداند: (( الهي رضآ برضاک و صبرآ علي بلاک و شکرآعلي نعماک ، لا معبود سواک سالگرد غمانگيز رحلت برادر بزرگوار و جگرگوشهي شما و همه ي دوست داران اهل بيت را تسليت عرض مي كنم... خدايا همه ي دوست دارانش را ياري كن تا بياد او در سالگلرد پرواز غم انگيزش سجاده ي عشق را باز كنند و برايش 2 ركعت نماز مغفرت و يادبود بخوانند. شايد با شادي روحش قلبهاي غم آلودمان اندكي شاد شود. برادر بزرگوار جناب آقاي مرادي از صميم قلب برايتان آرزوي صبر و بردباري دارم. شهاب مرادی : سلام/ از لطف شما
و ذکر آرامبخش
حسین (ع) ممنونم. |
| |
زینب66 از تهران لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 23:36 سلام من هم مثل بقیه دوستان سالگرد درگذشت برادرعزیزتون روتسلیت میگم. انشاالله دلباخته امیرالمومنین باامیرالمومنین محشور باد. التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ متشکرم یا علی. |
| |
فاطمه1386 از ایران لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:42 سلام حاج آقا،تسلیت عرض می کنم.واقعا غم سنگینیه خدا صبر بده ،مخصوصا به مادرتون. شهاب مرادی : سلام/ سنگین است
ولی نهایتا صبر
شیرین است. ان
الله مع
الصابرین. متشکرم. |
| |
ع 121 از يه جايی همين نزديکی ها لينك | امضا شده : 21 آبان 1386 ساعت 22:41 سلام خسته نباشيد . سومين سال درگذشت برادرتان را به شما و خانواده محترمتان تسليت عرض می نمايم . روحش شاد . 1. ... 2. در ضمن من با خواندن متن کسانی که نبايد با آنها ازدواج کرد به اين نتيجه رسيدم که اصلا" نبايد ازدواج کنم چون کسی که از همه اين موارد پاک و مبرا باشد وجود ندارد .) يا علی
شهاب مرادی : سلام/ متشکرم. 1. در مورد هدف و
انگیزه خود در
مورد حوزه و
موانع تحصیل
بیشتر توضیح
دهید. 2. نه این
گونه نیست آدم
سالم و خوب و الهی
زیاد است. |
| |
m3r از tehran لينك | امضا شده : 20 آبان 1386 ساعت 10:08 سلام آقای مرادی سومین سالگرد درگذشت برادرتون را تسلیت می گویم.وقتی لینک را به سایت ایشان دیدم سری به آن زدم ؛ تکان دهنده بود ... از خدا برایتان طلب صبر می کنم .التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ متشکرم
یاعلی |
| |
م.م.م. از teh لينك | امضا شده : 20 آبان 1386 ساعت 08:07 با سلام وعرض ادب حاج آقاي مرادي سومين سال در گذشت برادر عزيزتون خدمت شما وخانواده گراميتون تسليت ميگويم انشاالله در محضر باري تعالي برعلو درجات نائل شوند .(آمين)التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ بسیار
متشکرم.
لـیــنــک
|
| |
فاطمه از تهران لينك | امضا شده : 20 آبان 1386 ساعت 08:07 سلام/ بانهایت تاسف سالگرد فوت برادر گرامیتان را تسلیت می گویم/وسلامتی شما استاد محترم را از خداوند متعال خواستارم/ شاید این ابیات حرف دل برادر شما بود: ماهی دریای دورم واسه من دنیا سرابه/ چشام از گریه شب و روز مث ماهی توی ابه/ دلم از دنیا گرفته چقده تاریکه دنیا/ واسه من بخون دوباره قصه ی ا د م و حوا/ و حرف دل شما گویی همان شعر است: شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم / ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟ ... امیدوارم با اربابش محشور شود/ ببخشیددوباره ناراحتتان کردم/ التماس دعای فراوان از شما برای عاقبت به خیری ما دعا کنید/ما عازم مشهد هستیم؛ گروه دانشجویی، برایمان دعا کنید/یا علی مدد/ شهاب مرادی : سلام/ متشکرم. حرف
دل آقا محسن
تماما در عشقبازی
با اهل بیت خصوصا
امام حسین و امام
رضا و شب آخر با
امامن حسن بود و
آخرین ابیاتی که
زمزمه می کرد:
حسنم
نور دو چشمان من
است حسن آرام
دل و جان من است حسنم بسکه زغم
ناله نمود طشت
را پر زگل لاله
نمود دلم از
غصه کباب است
هنوز قبر تو
چونکه خراب است
هنوز...
لـیــنــک
و: سوز دل یعقوب
ســــتمدیده زمن
پرس کاندوه دل
ســـــوختگان
ســــــوخته
داند هرگه که
بـســــوزد جگرم
دیده بگرید وین گریه نه
آبـیـســـت که
آتش بنشاند سلطان خیـالت
شـــــــــــبی
آرام نگیرد تا
بر سر صبر من
مســـــــکین
ندواند |
| |
الهدي از تهران لينك | امضا شده : 20 آبان 1386 ساعت 08:07 سلام عليكم با احترام سالگرد وفات برادر عزيزتان آقاي محسن مرادي را تسليت مي گويم. روحش همنشين باائمه هدي(عليهم السلام)و اولياي الهي باد.و دعايش همچنان شامل حالمان. ياعلي.ع. شهاب مرادی : |
| |
حسین از teh لينك | امضا شده : 20 آبان 1386 ساعت 08:18 سلام امروز سالگردارتحال ملکوتی دوست و برادر عزیزم محسن مرادی است... روحش را با قرائت فاتحه ای شاد می کنیم . بسم الله الرحمن الرحیم ..الحمد لله رب العالمین ... شهاب مرادی : سلام/ یا علی
لـیــنــک
|
| |
فاطمه موسوی از شیراز لينك | امضا شده : 20 آبان 1386 ساعت 08:18 سلام حاج اقا این عکس مرحوم اقا محسن برادر ارجمند تان را دیدم و کنارش متن نوشته را و خیلی منقلب شدم واقعا باید برای داشتن چنین جوانانی افتخار کرد و برای هجرانشان بسیار افسوس خدا به شما و خانواده شماصبر جمیل و اجر جزیل عطا نماید برای روح بزرگ ایشان علو درجات را در نزد باریتعالی خواهانم موفق و همیشه منصور باشید یا حسین شهاب مرادی : سلام/ سپاسگزارم.
یا حسین لینک |
| |
نابخشوده از ایران لينك | امضا شده : 19 آبان 1386 ساعت 15:10 اقا می بخشی ولی تا مدت باید منو تحمل کنی چون یه جا یعنی همین سایت شما پیدا کردم ومی خوام حرفامواینجا بزنم اخه می دونی از بس حرفامو تو خودم نگه داشتم دیگه مخم داره بایکوت می کنه و نه به خاطر این که روحانی هستین یا معروفین بلکه به خاطر این که ارزششو دارین توی سایته شما می خوام حرفامو بزنم جونه من اگه جواب نمیدی حداقل بخونشون نخودی هم نخودی اشکال نداره شهاب مرادی : سلام/ یاعلی |
| |
سالمی از تهران لينك | امضا شده : 19 آبان 1386 ساعت 15:10 باعرض سلام لطفا دوباره برنامه خود را در تلو یزیون اغاز کنید من هر روز تلویزیون را برای دیدن وگوش دادن به سخنان شیرین شما روشن می کنم وبعد با نا راحتی از اینکه به این زودی به تلویزیون بر نگردید خاموش میکنم |
| |
محدثه از خراسان لينك | امضا شده : 01 آذر 1386 ساعت 23:06 با سلام . از اينكه مرا راهنمايي كرديد بسيار ممنونم و خواهشمندم كه در اين موضوع نيز مرا راهنمايي كنيد . حاج آقا همانطور كه در پيام قبلي فرستادم گفتم خواهري دارم كه 27 سال سن دارد و هنوز ازدواج نكرده مي خواهم كمي در مورد او برايتان بگويم ... ...ولي خواهرم توجهي ندارد و شايد اين گونه رفتار او از سر سادگي او است و من خود اين را باور كرده ام سعي كردم از راهنمايي شما براي او نيز استفاده كنم شما گفته بود اوقات خودم را با فعاليتهاي مفيد و سازنده پر كنم ولي او هيچ گونه علاقه اي به هيچ كدام از اين فعاليتها ندارد مي خواهم موضوعي را برايتان بازگو كنم خواهرم حدود 2, 3 سال با يك پسر كه حدود 4 سال از او كوچكتر است دوست و با او در ارتباط بوده تا اينكه يك روز حدود 1 سال پيش 3 ,4 ماه قبل از عملش من به رفت و آمد هايش مشكوك شدم تا اينكه يك روز ديدم كه ازكوچه اي خانه پسر دايي و دوستان پسره بود بيرون آمد پسره كه خواهرم با او دوست بود هر دفعه كه خواهرم پيش او مي رفت زنگ مي زد به دوستانش و آنها مي آمدند سر كوچه كه خانه او قرار داشت جمع مي شدند .اون روز هم مانند دفعات قبل همانطور شلوغ بود , وقتي كه خواهرم رو ديدم ابتدا فكر كردم دارم خواب مي بينم باور كنيد داشتم منفجر مي شدم چون او نا اونجا بودند چيزي به او نگفتم دوستاش هم فكر كردن من از اون بي غيرت ها هستم و داشتم با خواهرم بر مي گشتم يكي از آن پسر ها دنبال ما كرد من در عين حال كه بسيار عصباني بودم به پسر فحاشي كردم و پسره يكدفعه به من گفت تو اگه غيرت داري جلو خواهرت و بگير و بگو خانه پسر غريبه چكار مي كرده حاج آقا دچار سوء تفاهم نشيد من اگه پسري دنبالم ميومده سرم رو بالا نمي آوردم چه برسه به اينكه به اون فحاشي كنم اون دفعه از كنترل خارج شده بودم و همانطور كه گفتم بسيار عصباني بودم نمي دونيد چقدر سخت گذشت اون شب به من دوست داشتم فقط زمين دهان باز كنه و منو ببلعه اون شب اون به من قول داد كه ديگه دنبال پسره نره ولي اين ماجرا دو سه بار ديگه تكرار شد تا اينكه زنگ زدم به پسره و گفتم به زبون خوش بهت مي گم دست از سرش بردار و گر نه آبروتو مي برم پسره در جوابم گفت تو كه هيچ باباي تو هم نمي تونه آبرومو ببره خواهش كردم ازش اونم با كمال پر رويي گفت بايد يه بار ديگه ببينمش مي خوام يه امانتي دستم داره بهش بدم گفتم با اون امانتي كه دستته هر غلطي مي خواي بكن فقط دست از سرش بردار . خلاصه هر طوري بود تا يه مدت كوتاه خواهرم و كنترل كردم و بعد از مدتي نه چندان طولاني پسره ازدواج كرد مدتي خيالم آسوده بود تا اين كه من ديوانگي كردم و تلفن همراه در اختار خواهرم قرار دادم و روز اول هم به او گفتم شماره رو به كسي نده يك روز كه داشتم از در اتاق رد مي شدم ديدم كه موبايلش زنگ مي خورد خواهرم كه مي رفت موبايلش را جواب بدهد يكدفعه برگشت ازش سوال كردم چرا جواب نمي دهي پاسخي نداد رفتم شماره را نگاه كردم و با طرف تماس گرفتم از روي لهجه اش فهميدم كه يا خود بي عرضاش است يا دوستان عوضي اش اول تلفن را قطع كرد دوباره كه او را ترساندم و گفتم شماره ات را پيگيري مي كنم ترسيد و گفت اشتباه گرفته از خواهرم كه سوال كردم با اسرار و تهديد فراوان گفت پسره است ديگر نمي توانستم خودم را كنترل كنم ولي باز هم نشستم و با خونسردي او را راهنمايي كردم شايد شما هم تعجب كنيد كه من با ده سال تفاوت سني چطور به خود اجازه مي دهم او را راهنمايي يا با او دعوا كنم ولي باور كنيد بارها خودم خجالت كشيده ام و اين را نيز بازگو كرده ام ولي وقتي مي بينم پدر و مادرم نيز ساده اند چطور مي توانم او را به حال خود رها كنم خب زياد وارد حواشي نشويم داشتم مي گفتم او را راهنمايي كردم و نيز تلفن همراه را از او گرفته و جمع كردم تا اينكه يك روز برادرم آن را روشن كرد من هم كه نمي توانستم دليل خاموش كردنش را بگويم سكوت كرده و چيزي نگفتم خلاصه طي مدتي كه تلفن در دستش بود مورد مشكوكي نديدم تا اينكه يك شب براي تفريح به بيرون رفتيم در آن مكاني كه ما بوديم پسره با زنش و دوستانش هم با زنانشان بودند اتفاقا يكي از دوستان او پسر همسايه دوستم و زنش دوست خودم بود كه آن دو مرا به خوبي مي شناختند خلاصه آن شب گذشت و ما رسيديم به خانه . فرداي آن روز زن برادرم گفت خواهرت ديشب داشته براي پسره اس ام اس مي فرستاده و پسره هم به كمك دوستاش دور از چشم زنش جواب او را مي داده با آنكه چند بار از راه منطقي وارد شده بودم و نتيجه نگرفته بودم ولي چون زن برادرم گفته بود باور نكرده و از او سؤال كردم او اول انكار كرد تا اينكه گفت آره بوده ; باور كنيد اگه همان بار اول كه عروسمان گفته بود و باور مي كردم با آن عصبانيتي كه داشتم دل و مي زدم به دريا و اول زنگ مي زدم به زن پسره و آبروشو مي بردم و بعد خواهرم رو مي كشتم ولي بازهم گذشتم و مثل دفعه قبل موبايل را از او گرفته خاموش كردم خب چيزي كه اينجا من رو سر دو راهي قرار داده اينه كه حالا كه شرايط كمي آرام شده خواهرم دوباره موبايل رو از من مي خواد به نظر شما با اين تجربه تلخ آيا مي توانم چنين ريسكي بكنم وگوشي همراه را در اختيار او قرار دهم ؟ من خودم به اين نتيجه رسيده ام كه آزموده را آزمودن خطاست نظر شما چيه ؟ آقاي شهاب مرادي و قتي كه پسره و دوستاش به من و خانواده ام مي رسند طوري نگاه ما مي كنند كه همه فهميده اند بارها خواسته ام بر گردم و چند فحش به او بدهم ولي باز هم كوتاه آمده ام شما مي گوييد من با اين گونه رفتار آنها چطور برخورد كنم و چگونه نگاه خواهرم را كنترل كنم كه به او توجهي نكند؟ حاج آقا ميان مطالبم در مورد پدر و مادرم و در مورد سادگي آنها صحبت كردم راستش رو بخواهين من گذشته خودم و موردي كه براي خواهرم و مواردي شبيه به همين موضوع كه براي او پيش آمده (اين را كه مي گويم مواردي چون به قول خودش اين اولين نبوده و مي ترسم آخري هم نباشد) از چشم پدر و مادرم مي بينم و آنها را مقصر مي دانم چون اگر آنها از اول رفت و آمد ما را كنترل مي كردند الان چنين مواردي پيش نمي آمد و مردم از سادگي ما سوء استفاده نمي كردند البته شايد پدر و مادرم به ما اطمينان دارند و ما از اعتماد آنها سوء استفاده كرده ايم . حاج آقا وقتي خواهرم بيرون مي رود تا برمي گردد دلم خون مي شود و بايد با اين موضوع چه طور بر خورد كنم واقعا مي ترسم و بارها خواسته ام بر ترسم غلبه كنم ولي نشده ; خواهش مي كنم كمكم كنيد ؟ خواسته ديگري كه از شما دارم اين است كه اين موضوع مانند موضوع قبلي خصوصي باشد . ممنون التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ پنهان کردن
گوشی موبایل و
کنترل رفت و
آمدها و کارهایی
از این قبیل
برخورد با معلول
است نه علت. باید علت اصلی
رفتار خواهرتان
پیدا کنید تا رفع
شود که به نظر
نمیرسد این کار
از عهده شما به
تنهایی بر آید. بهتر است ضمن
اینکه با پدر و
مادرتان در این
مورد صحبت میکنید
با ملایمت و
مهربانی
خواهرتان را برای
مراجعه به یک
روانشناس یا
مشاور راضی
کنید. در غیر
این صورت ممکن
است تلاشهایتان
بی نتیجه بماند
یا موجب تشدید
شود و خودتان نیز
از نظر روحی و
روانی خسته و
فرسوده شوید. |
| |
سما از تهران لينك | امضا شده : 20 آبان 1386 ساعت 08:36 سلام برادر عزيز- شما هرچه قدر كه سرزنشم كنيد من ناراحت نمي شم براي اينكه حقم همينه اما خوشحالم كه گفتيد برام دعا مي كنيد چون واقعا" احتياج به دعاي مقربين خدا و امام زمان دارم باور كنيد من عاشقانه خداي خودم را دوست دارم خدايي كه در تمام شرايط معجزه هاش را نشونم داده و ميدونم كه امام زمان هم هميشه حواسش به همه ي ما هست. لطفا" باز هم منو از دعاهاتون بي نصيب نگذاريد. حالا خيلي احساس آرامش مي كنم. واقعا" ممنونم و آرزو مي كنم سايه ي شما هميشه بالا سرمون بمونه و ميدونم كه شما و عزيزاني چون شما كه ما را راهنمايي مي كنيد واسطه هاي پدر عزيزمون امام زمان هستيد و بخاطر اين لطف امام زمان بسيار خوش حالم.. ديگه مزاحمتون نميشم. التماس دعا- شبتون به خير شهاب مرادی : سلام/ دعاگویم. سابقه
|
| |
همایون از کاشان لينك | امضا شده : 14 آبان 1386 ساعت 12:16 سلام آقای مرادی خیلی داغونم اصلا فکرم در مورد همه چی به هم ریخته. خیلی فکر کردم. نمی دونم باید چیکار کنم. اگه بشه می خوام حضوراً ببینمتون. فرمودید برای شهادت امام صادق (ع) میاید کاشان . اگه میشه بفرمائید کجا که من بیام حضوراً بگم چی شده. ممنونم منتظرم.
شهاب مرادی : سلام/ امشب و فردا
شب، هیئت مسلم بن
عقیل علیه السلام |
| |
مسعود اکملی از england لينك | امضا شده : 11 دی 1386 ساعت 20:45 با سلام خدمت برادر بزرگوارم شهاب مرادی نمیدونم من رو بجا میاوری یا نه. در زمانی که در مدرسه گسترش مربی تربیتی ما برادر شما بود .من به همراه رضا آیین و مرحوم برادر به مراسم هایی در منزل پدریتون میامدیم...یاد ایام بخیر. .لطفا به آقای مرادی هم سلام گرم من روبروسونید (ایمیل من رو هم به ایشون بدهید). بفرمایید از طرف اکملی جدا برامون دعا کنید وسلام شهاب مرادی : سلام/ دعاگویم ان
شاءالله موفق
باشید. |
| |
fozak از تهران لينك | امضا شده : 14 آبان 1386 ساعت 12:19 سلام من هر روز سایت شما سر می زنم ببخشید جسارته اگه صلاح دونستید بزارید . در جواب "لیلا از اصفهان" می خواستم بگم من رفتم و قبل از زیارت هم خودم هم خیلی از جوانهای دیگه که این سفرو رفتند این حس رو داشتند شاید این نعمته :اگه قرار باشه درک کنیم کجاییم و جا پای کی میزاریم میمیریم اگه میتونی اعمالتو از قبل بفرست یا شب برو زیارت خصوصا بین الحرمین تازه وقتی برمیگردی و می شنوی حسین بازم معذرت می خام جسارت کردم
|
| |
هاله عابدین از تهران لينك | امضا شده : 13 آبان 1386 ساعت 18:11 سلام آقای مرادی، من(مثل خیلی های دیگه) از طریق برنامه ی "مردم ایرن سلام" با شما آشنا شدم. در طول این مدت هر جوری که شده سعی کردم صحبت های شما رو بشنوم و همیشه ی همیشه از گقته هاتون بهره بردم و خیلی چیزها یاد گرفتم. انشاالله همیشه در زندگی تون سلامت و موفق باشید شهاب مرادی : سلام/ یا علی |
| |
مهدی از تهران لينك | امضا شده : 13 آبان 1386 ساعت 17:54 سلام آقای مرادی من یک طلبه هستم ...الان هم درس می خونم هم کار میکنم (صندوقداری تو ساندویچی)... شهاب مرادی : سلام/ به هر حال
مشکل اصلی شما
"عدم تصمیم
گیری نهایی و
قاطع در خصوص
آینده علمی و
شغلی" است. با بررسی مجدد
انگیزه تحصیل در
حوزه ، استعداد و
ظرفیت پذیرش
مسئولیت های یک
روحانی و پس از
مشورت با یکی از
اساتید که با
روحیات و شخصیت
شما آشناست با
آرامش در مورد
معمم شدن تصمیم
نهایی را بگیر.
تاخیر در تعیین
هدف خوب نیست. |
| |
نسرین از تهران لينك | امضا شده : 13 آبان 1386 ساعت 15:20 سلام.من یکی از دانش آموزان دبیرستان حسنیه هستم که شما 13 آبان برای سخنرانی اومدید اونجا.میخواستم از شما تشکر کنم بابت اینکه تمامی حرفاتون باعث شد که من از سر در گمی بیرون بیام و هدف بزرگی برای زندگیم داشته باشم. شهاب مرادی : سلام/ خوشحال شدم.
الحمدلله . |
| |
مهدی شریفی از قم لينك | امضا شده : 13 آبان 1386 ساعت 18:11 سلام بر جناب آقای مرادی وقت بخیر امروز برای اولین بار صفحه شخصی جنابعالی را مشاهده کردم. بسیار از موفقیت شما در جذب مخاطبان به ویژه نسل جوان خرسند شدم و برایتان آرزوی توفیق روز افزون دارم. امید است در درگاه احدیت به مقام تقرب نائل شوید. می خواستم یک خواهش داشته باشم و آن این است که وقتی به پیامهای موجود در صفحه اصلی شمانگاه کردم دیدم علاوه بر اینکه اکثر مخاطبان شما را جوانان تشکیل می دهند بیشتر آن جوانان نیز خانمها هستند. لذا هرچند که شما فعالیت رسانه ای گسترده ای دارید ولی اگر بتوانید آنها را سازماندهی قوی تری کنید و حضور خود را در عرصه مکتوب نیز بیشتر کنید شاید بهتر باشد. به عنوان مثال شما با انتشار جزوات مستمر و عضو گیری و حتی انتشار کتب در موضوعات کاربردی (که الحمدلله کم هم نیست) می توانید در ایفای وظیفه طلبگی خود موفق تر از امروز باشید. به هر جهت از اینکه وقت شما راگرفتم عذرخواهی می کنم. یا علی مدد مهدی شریفی شهاب مرادی : سلام/ از توجه و
لطف شما متشکرم.
التماس دعا |
| |
یاس5 از قزوین لينك | امضا شده : 11 دی 1386 ساعت 20:45 به نام بهترین محافظت کنندگان سلام/خس ه نباشید حاج آقا، من سوالاتی راجع به چشم زخم یا چشم نظر دارم.(مثلا من خودم به خواندن سوره های معوذتین برای دفع حسد بسیار معتقد هستم)آیا اصلا اعتقاد به وجود چنین چیزی که مثلا فلانی مرا چشم زده، صحیح است ؟ اگر بله لطفا بفرمایید راههای دفع چشم نظر یا چشم بد افراد حسود، از نظر آیات و روایات اسلامی چیست ؟ بسیار ممنون/التماس دعا/یا علی مدد
شهاب مرادی : سلام/ بله چشم زخم
امری واقعی است
که به حقیقت ان در
قرآن اشاره شده
است . در
روایتی از امام
صادق علیه السلام
امده است : هنگامی
که از خانه به
گونه ای خارج می
شوید , که در معرض
چشم خوردن هستید ,
معوذتین را
بخوانید تا به
اذن الهی ضرری
متوجه شما نشود
. همچنین از ان
حضرت منقول است
که فرمود : اگر از
چشم خوردن
بیمناکید سه بار
ذکر
"ماشاءالله لا
قوة الا بالله
العلی العظیم"
را قرائت کنید . صدقه و خواندن
چهار قل و اذکاری
که شامل لفظ
جلاله «الله
» میشوند مثل
ماشاءالله ،
سبحان الله و... |
| |
لیلا از اصفهان لينك | امضا شده : 13 آبان 1386 ساعت 18:12 با عرض سلام و خداقوّت به شما اگر خدا بخواهد قرار است من به همراه خانواده ام سفری به کربلاونجف داشته باشیم ونایب الزیاره شماباشیم ولی نمیدانم چرا از وقتی که فهمیدم آشوبی در دل دارم که خدایی نکرده نتوانم بامعرفت وآن طور که باید آن بزرگواران را زیارت کنم لطفاٌ هر چه زودتر مرا راهنمایی کنید با عرض تشکر از شما التماس دعا شهاب مرادی : سلام/ قبل از تشرف
از هتل تا حرم به
آهستگی ذکر
بگویید(به ویژه:
الله اکبر) و دل
را به او پسپارید.
التماس دعا |
| |
حسین از تهران لينك | امضا شده : 01 آذر 1386 ساعت 23:01 سلام/ علت توصیه جنابعالی برای مراجعه من به روانشناس چیست؟
شهاب مرادی : سلام/ یادگیری
روشهای صحیح
مدیریت افکار و
احساسات . |
| |
همایون از کاشان لينك | امضا شده : 13 آبان 1386 ساعت 18:09 سلام گر ز حال دل خبر داری بگو ور نشانی مختصر داری بگو مرگ را دانم ولی تا کوی دوست راه اگر نزدیک تر داری بگو آقای مرادی نمی دونم باید چیکار کنم یا چطوری بنویسم که جوابمو بدید. هفته پیش پیغام دادم ولی ... شهاب مرادی : سلام/ با توجه به
پاسخ های قبلی
،نتیجه؟ |
| |
آهو از تهران لينك | امضا شده : 13 آبان 1386 ساعت 15:56 با عرض سلام و مفقيت روز افزون براي شما: جناب اقاي مرادي من به پاسخ سؤالم بسيار نياز دارم. تعدادي از دوستان سعادت داشتند و شما چندين بار مطالبشان را خوانده و پاسخ داده ايد؛ولي متاسفانه تا کنون سؤال مرا پاسخ نداده ايد. هر روز به سايت شما مراجعه مي نمايم و منتظر ديدن راهنمايي شما هستم. شهاب مرادی : سلام/ لطفا
سوالتان را مجددا
ارسال فرمایید. |
| |
f.50 از shiraz لينك | امضا شده : 13 آبان 1386 ساعت 15:32 حاج اقا سلام ممنونم که جوابم را فوری دادید.فکر نمی کردم به این زودی و با دقت پاسخ بدید. |
| |
N.USA از USA لينك | امضا شده : 09 آبان 1386 ساعت 21:17 با سلام. من خانمی هستم که در USA زندگی می کنم, در این مدت هم همیشه حجاب را به صورت کامل داشتم و به ان افتخار می کنم. اما دوستانم هر کدام کم کم حجاب خود را از دست داده اند و هر یک با دلایل محکم خود!!!!!! می گویند خدا به دل و نیت کار دارد و حجاب به این صورت در قران نیامده یا اینکه اول اخلاقمان اسلامی باید باشد تااینکه حجاب بزاریم و غیره. می شه لطف کنید آیات و احادیث معتبر و دلایلی مورد قبول نسل جدید ""خارج از کشور""" ذکر کنید که من بتوانم دوستانم را قانع کنم که حجاب هم جز اسلام و واجب هست. ممنون شهاب مرادی : سلام/ 1.آفرین و
خدا را شکر. 2.
قانع کردن دوستان
را در فهرست
اهداف درجه یک
خود قرار ندهید. 3. به نهی از منکر
زبانی و حجاب
از جمله دستورات
الهي است كه
خداونددر قران
كريم سوره
نور ایه 31صریحا
به رعایت ان
امر فرموده است
. معصومین
بزرگوار علیهم
السلام نیز در
احادیث فراوانی
به تشریح و تفسیر
این دستور الهی
پرداخته اند .
این که اوامر
الهی را به بهانه
های واهی زیر پا
گذاریم از دامهای
شیطان است که
باید از ان به
خدای بزرگ پناه
برد . خداوند
متعال هم با دل ما
کار دارد و هم
بااعمال و
رفتارمان .
خداوند دستورات
فراوانی برای ما
ابلاغ فرموده است
که در عمل باید
بدان پایبند
باشیم و رسیدن
به اخلاق پسندیده
و پاکیزگی روحی
منوط به عمل بدین
فرامین است .
اگر خداوند بزرگ
فقط با دل کار
داشت لازم نبود
مجموعه ای از
باید ها و
نباید ها را
بیان فرماید .
این سخن دوستان
شما به معنای ان
است که یا خداوند
هیچ دستور عملی
صادر نکرده است
یعنی نعوذ بالله
پیامبران الهی به
خدا دروغ بسته
اند و یا
خداوند این
دستورات را بدون
هیچ هدف و غرضی
بیان فرموده است
!! که بطلان هر
دو گزینه بسیار
روشن است
در حقیقت این سخن
دوستان شما از
خود بی حجابی و بد
حجابی خیلی
خطرناکتر است چرا
که بی حجابی فسق و
گناه کبیره است
ولی این گونه
سخنان اگر جدی
و از روی اعتقاد
بیان شود به
معنای انکار حجاب
و کفر محسوب می
شود . انسان
مومن نباید تحت
تاثیر کسانی که
از راه صحیح دور
افتاده اند قرار
گیرد بلکه به روش
درست و در حد
امکان باید
دیگران را تحت
تاثیر اخلاق و
رفتار شایسته خود
قرار دهد شما
که در محیطی غیر
اسلامی زندگی
میکنید
بایدبیشتر در
رعایت شئونات
اسلامی بکوشید و
در اجرای احکام
الهی کوشا باشید
در این صورت
اجرتان بسیار
بیشتر وثوابتان
عظیمتر خواهد
بود بهترین
منبعی که برای
فهم و تفهیم درست
مسئله حجاب می
تواند برای شما
مفید باشد
کتاب مسئله حجاب
اثر استاد شهید
مطهری است . |
| |
سميرا_سميرا از سمنان لينك | امضا شده : 09 آبان 1386 ساعت 21:14 سلام مثل اينكه هنوز پيام منو نخووندين درسته گفتم منتظر جواب نيستم اما نه اشتباه كردم منتظرم گفتم كه توبه كردم الان حس خوبي دارم حق الناس كه فكر نميكنم گردنم باشه اما حق الله چرا.همه رو جبران ميكنم.اما نااميدم واسه بر اورده شدن دعام.شنيدم ادما با دعا فقط به خدا نزديك ميشن كه طاقت تحمل سختي ها رو داشته باشن.يعني واقعا اينجوريه من دارم با دعام...؟ واسش دعا كنيد مرسي از لطفتون شهاب مرادی : سلام/ حالا که با
خدا آشتی کردی
،حق الله را هم به
تدریج ادا کن. آرزوی سلامتی و
شفای دوستتان هیچ
ربطی به جنس
رابطه خدا با شما
ندارد.برای شفای
او دعا کردید ما
هم دعا می کنیم
اما باید تسلیم
بود - خدا
"گوش به
فرمان"هیچ کس
نیست. - مصائب
امتحان بشر است و
پاسخ صحیح در
تمام موارد صبر
است. |
| |
بارون از همین نزدیکی ها لينك | امضا شده : 06 آبان 1386 ساعت 19:23 سلام حاج آقا ، واقعاً عذر می خواهم که بدون اینکه جستجو کنم تصور می کردم شما پاسخ سوا لم را ندادید، باز هم شرمنده . خصوصی ... ...چه کنم آقای مرادی ، واقعا گیج شده ام . امیدوارم که توضیحاتم کافی باشد .لطفا راهنمایی ام کنید خدا یاورتان باشد . یا علی مددی
شهاب مرادی : سلام/ توضیحات
کلی و ناکافی
بود. به هر حال
به خواهرتان چیزی
نگویید و برای
ادامه امور به
دانشگاه بروید و
برای یکی دو روز
در خوابگاه آن
دانشگاه مهمان
باشید. |
| |