01 آذر 1387 ساعت 22:53
صفحه اول
يادداشت ها
پیام های شما
آلبوم تصاوير
برنامه ها
جستجو
پیوندها
بازدیدکنندگان: 1145774
 

جمعا 5136 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 »

نامورودی
یک عده جوان
از قزوین
لينك
امضا شده : 22 شهریور 1386 ساعت 14:12
حاج آقا مرادی سلام 
ما(منظورم من وچند تا از دوستام)در مراسمی که به مناسبت جشن میلاد حضرت علی اکبر(ع)هیئت انصارالصلاه که درحسینیه امامزاده اسماعیل قزوین گرفته بودند شرکت کردیم. 
با سخنرانی شما خیلی حال کردیم،مخصوصا روضه ای که خوندید. 
همون شبم از خدا خواستیم که به شما خیر دنیا وعاقبت رو عنایت بکنه. 
انشاءالله 
 
دو تا سوالم داشتم: 
1-فیلم سخنرانی اون شب رو از کجا باید تهیه بکنیم؟ 
2-شما دیگه برای سخنرانی به قزوین نمیاید؟ 
در این ایام پر فضیلت مارو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید. 
التماس دعا
شهاب مرادی : سلام/ 1و2 نمی دانم. التماس دعا
حسین کیانی
از شیراز
لينك
امضا شده : 22 شهریور 1386 ساعت 14:13
سلام علیکم 
با عرض سلام وارادت به شما 
 
یک بیت از سعدی 
ملامت گوی بی حاصل ترنج از دست نشناسد 
دران معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی 
در پناه حق سلامت وپیروز باشید
نازنين
از همدان
لينك
امضا شده : 22 شهریور 1386 ساعت 14:13
سلام من نازنين از همدان هستم اگر يادتون باشه ديروز گفت و گويي كوتاه باهم در مراسم شهيد مدني داشتيم ودر مورد حجاب ودانشگاه با هم صحبت كرديم و خواستم بگم من از همون روز چادر سرم كردم چون اگر به فردا ميسپردم هرگز اين كارو انجام نميدادم واقعا" ازتون ممنونم... خيلي به راهنمايي هاي شما احتياج دارم عاجزانه التماس دعا 
خدا نگهدار
شهاب مرادی : سلام/ مبارک باشه  خوشحالم کردید موفق باشید.
شیوا
از کرج
لينك
امضا شده : 22 شهریور 1386 ساعت 14:13
باسلام 
حاج آقا مرادی، در مورد طراحی و اصلاح نقشه مساجد، به عنوان کارشناس ارشد معماری همکاری خود را اعلام میدارم. اصلاح مکان عبادی مسلمانان انطور که شایسته است برای خود من نیز بسیار مسئله مهمی است. لذا با کمک شما در این زمینه خودم را موظف به کمک می دانم. با توجه به اینکه در محیط دانشگاه نیز درس میدهم میتوانم دانشجویانم را در این زمینه نیز به کار گیرم.
شهاب مرادی : سلام/ خوب است در قالب یک سایت یا وبلاگ مشخصات دفتر کار خود و طرح ها و ... را اعلام کنید.
زهرا سادات
از ايران جاويد
لينك
امضا شده : 05 مهر 1386 ساعت 12:25
سلام سلام سلام  
خسته نباشيد . واقعا" نمی دانم با چه زبان و با چه کلامی از خدا تشکر کنم که شما را سر راه جوانهايی مثل من قرار داد تا بتوانيم از وجود شما بهره مند شويم . وجود شما يک موهبت الهی است . بايد بدانيد که خدا خيلی دوستتان دارد که اين قدرت و نفوذ را در کلامتان قرار داده ، نمی دانيد که فقط با شنيدن صدايتان چه آرامشی به انسان دست می دهد . ای کاش توی هر شهری يک انسان مثل شما وجود داشت ، آنوقت ديگر اين همه فساد و گناه وجود نداشت . 
از شما خواهش می کنم در برنامه مردم ايران سلام قبل از ساعت 8 حضور پيدا کنيد تا همه بتوانند از صحبتهای شما استفاده کنند . من اکثر روزهايی که شما در اين برنامه حضور داريد دير به سر کارم می رسم . ( خوشا به حال خانواده تون )  
121 

شهاب مرادی : سلام/ لطف دارید .
حامد
از تهران
لينك
امضا شده : 18 شهریور 1386 ساعت 22:19
با سلام  
حاج آقا من 22 سالمه دانشجو و شاغل تهرانی ، شاید بتونم ازدواج کنم ولی نمیخوام شدیدا معتقد هستم که ازدواج به موقع موجب آرامش و جلوگیری از معصیته ولی الان قصد ندارم به دلایل خاص ، حاج آقا من دختری رو بعد از یک سال زیر نظر داشتن دوست داشتم با کمالات و سنگین ومتین و سالم زیبایی زیاد نداره ولی خانواده تحصیلکرده و اصیل داره و این موضوع رو اصلا تو خانواده مطرح نکردم به خودش هم اصلا نگفتم و اون هم اصلا نمیدونه بگذریم قصد ازدواج باهاش رو ندارم اصلا نشدنی هست برنامه هام رو طوری تنظیم کردم که 3-4 ماه اصلا ندیدمش تا فراموشش کنم ... 
فقط راهنمایی ازتون میخوام چطور زودتر وراحتتر فراموشش کنم ... 
بسیار آشفته هستم کمکم کنید . 
بسیار ازتون متشکرم
شهاب مرادی : سلام/همين قطع ارتباط (به طور مطلق)راه خوبي براي فراموش کردن است.
marjan
از Irani
لينك
امضا شده : 18 شهریور 1386 ساعت 22:15
سلام.  
... خصوصی... بلکه مسیحی شده اند... 
به خدای عالم قسم میخورم من واقعا در حیرتم. 
... شما نظرتون رو نمی گید؟
شهاب مرادی : سلام/ اگر کسي به دنبال حقيقت باشد حتما به اسلام  کامل ترین دین الهي گرايش پيدا مي کند.
امروزه در اینترنت وشبکه های فارسی ماهواره ای تلاش مستمر و البته کاملا نمایشی ، برای پر رنق نشان دادن گرایش به مسیحیت در بین فارسی زبانان دیده می شود
شما نگران تبلیغات دروغین سایت های مبلغ و مروج مسیحیت نباشید.
این اقدامات حاصل انفعال غرب و سران مسیحیت اروپایی است در قبال موج اسلام خواهی امروز غرب.

امکان دارد کسی مرتد شود یا منکر هر اعتقادی و...
همچنین ممکن است شما عادت های عبادی یک فرد را (که ریشه در اعتقادات حتی ساده وابتدایی قلبی او هم نداشته)اعتقاد یا عقیده فرض کنید و آن فرد از سر مشکلات (عموما مشکلات و اختلالات روحی و شخصیتی ) و در قالب مکانیزم دفاعی مثلا لجبازی و... عقايدشان را تغيير دهند ولی این نباید موجب نگرانی شما شود چرا که اين مسئله به ضعف فکري  و اختلال شخصیتی او باز ميگردد نه به حقانیت اسلام عزیز.
حقانیت یک دین به تعداد معتقیدین آن نیست به درستی و محکمی خود آن است
اسلام بیشترین احترام را برای تفکر و تعقل قائل است وملاک حقانیت را در استدلال و برهان می داند و قرآن کریم را برهان می نامد:«یا ایّها النّاس قد جائکم برهانٌ من ربّکم وانزلنا الیکم نوراً مبیناً».
 الاسلام یعلو و لا یعلی علیه .
این دو وبلاگ را هم ملاحظه کنید: مسجد و کلیسا // گفتگوهای من با مسیحیان

sima86
از tehran
لينك
امضا شده : 18 شهریور 1386 ساعت 22:31
سلام آقاي مرادي . لطفا متن نامه را به هيچ وجه درج نكنيد...
شهاب مرادی : سلام/ تصمیم گیری قطعی برای ازدواج با کسي که از ابتدا با شما اختلاف نظرهاي اساسي دارد (مثل : حجاب،محل زندگي،ديدگاه مذهبي و...) مهمترین اشتباه شماست چرا که هر کدام از آن اختلاف ها براي شما که فرد تحصيل کرده اي هستيد (و حتما عقبه اعتقادات و نظراتتان محکم و منطقی است) مانعي جدي برای تفاهم و آرامش خواهد بودد.
در مجموع به نظر ميرسد اين ازدواج چندان به صلاح نيست خصوصا اينکه مدت مديدي کشمکش داشته ايد.منصرف شوید و خودتان را ناراحت نکنید.
درست است که زمان قابل توجهي را از دست داده ايد اما تجربه اي کسب کرده ايد و بعضي تجربه ها به قيمت گراني بدست مي آيند.

[مجموعا بیش از 120 سطر شرح حال شما را خواندم .لطفا خلاصه تر بنویسید.]
هانیه
از مشهد
لينك
امضا شده : 18 شهریور 1386 ساعت 21:04
سلام حاج اقا مرادی ممکن در مورد تصمیم گیری در سایت صحبث کنید من در انجام هر کاری مردد هستم ونمیتوانم تصمیم بگیرم وهمچنین در مورد نماز واینکه چگونه نماز را با خلوص نیت بخوانیم وسهل انگاری نکنیم با تشکر
شهاب مرادی : سلام/ ترديد در تصميم گيري معمولا به خاطر ضعف اعتماد به نفس کم بودن دانش و اطلاع درباره موضوع و يا ترس از روبرو شدن با عواقب تصميم بوجود مي آيد.
هرگاه ميخواهيد تصميم بگيريد ابتدا درباره تمام جوانب آن خوب فکر کرده و عواقب و نتايج مثبت و منفي آن را يادداشت کنيد.
پيرامون آن موضوع مطالعه يا با افراد مطمئن و آگاه مشورت کنيد.
وقتي به تصميمي رسيديد که نتايج مثبت آن بر عواقب منفي برتري داشت با توکل بر خدا آن را انجام دهيد و از تصميم خود دفاع کنيد.ممکن است در ابتدا تصميم هاي اشتباهي هم بگيريد اما به مرور که تجربه تان بيشتر شد تصميمات صحيح تر و منطقي تر خواهد شد.
مطالعه درباره فلسفه و حکمت وجوب نماز و همچنين آثار آن ميتواند به شما کمک کند.براي شروع مطالعه کتابهاي جناب حجت الاسلام آقای قرائتي درباره نماز مفید است.
donya
از mashhad
لينك
امضا شده : 18 شهریور 1386 ساعت 20:32
سلام اقای مرادی نمیدونین چقدر خوشحال شدم وقتی جوابتون رادیدم اخه موقعی بود که خیلی احساس تنهایی میکردم وکلی گریه کردم وبا خدا حرف زدم و بهش گفتم که هیچ کس را ندارم که کمکم کنه ویا به حرفام گوش بده واز خودش کمک خواستم و با ناامیدی اومدم سراغ سایت وفکر نمیکردم جوابم راداده باشین ولی وقتی جواب رادیدم خیلی خوشحال شدم واین بار از خوشحالی گریه کردم و فکر کردم که خدا به وسیله شما جواب منو داد وبهم گفت که به یادمه وتنهام نگذاشته میخوام همون طوری که گفتین سعی کنم صبر کنم بتونم درست رفتار کنم برام دعاکنین که موفق بشم وهمون طوری باشم که خدا دوست داره انشاالله دفعه بعد پیام بدم که موفق شدم و به خصوص با مادرم دیگه بلند حرف نزدم بازم برام دعا کنین خداحافظ
شهاب مرادی : سلام/ یا علی
m3r
از tehran
لينك
امضا شده : 18 شهریور 1386 ساعت 20:33
آقای مرادی سلام 
برایتان آرزوی سلامتی و توفیق از درگاه خدا دارم و تشکر و خسته نباشید به خاطر وب سایت خوبتان که باعث بسیاری از تغییرات در من شد و آرامشی را در زندگی من ایجاد کرد .تقریبا هر روز یک سری به آن می زنم و مطالب آن را می خوانم و یاد می گیرم و یاد می گیرم...و جزء برنامه روزانه ام شده. 
 
و تشکر فراوان از صحبت هایتان ،چون یک بنده خدایی که مدتی از خدا فاصله گرفته بود با دیدن برنامه تان در"مردم ایران سلام" تغییراتی کرده و از بینندگان همیشگی برنامه تان شده. 
 
البته ناگفته نماند که من همچنان منتظر پاسخ شما در مورد موضوعی که مطرح کرده بودم هستم اما فهمیدم که کار سختی است که بخواهید جواب این همه سوال را زود بدهید ، چون گفته بودید شخصا سوالات مردم رامی خوانید و پاسخ می دهید و برایم این همه حس مسئولیت جالب بود، واقعا خدا قوت ، از نظر من شما دست تنها نیستید ،دستی از عالم بالا با شماست ؛ همان خدایی که نفوذی در کلام شما قرار داده که آرامش را به مردم هدیه کنید و در این دنیای شلوغ آن هارا به یاد خدای بزرگی بیندازید که گره همه مشکلات در دست اوست. 
 
برایتان دعا می کنم ( البته اگر قابل باشم) و بیشتر از آن به دعای شما نیازمندم ؛ برای پیدا کردن خودم و پیدا کردن خدا... مخصوصا در ماه مبارک رمضان برایم خیلی خیلی دعا کنید.
شهاب مرادی : سلام/ همه لطف خداست.
جدا از دعایی که می فرمایید،خوشحال شدم.
donya
از mashhad
لينك
امضا شده : 17 شهریور 1386 ساعت 20:59
سلام اقای مرادی خسته نباشید راستش نمیدونم این چندمین پیامه که میفرستم ولی تا حالا جوابی بهم ندادین میدونم سرتون شلوغه وکار زیاد دارین ولی خب امید منم به جواب شمایه تورا خدا بهم بگین چی کار کنم من میخوام خوب باشم ولی نمیتونم بهم بگین ... خصوصی ... ممنونم
شهاب مرادی : سلام/ از شما 6 پیام  رسیده بود و همه را خواندم (با عذر خواهی از تاخیر)و اما پاسخ مختصر:
به گذشته فكر نكن و مرور گذشته را براي خودت ممنوع كن
به ازدواج خوب و موفق فكر كن
كينه پردازي نكن
با مادر با بی تابی برخورد نکن و رفتارتان را در قبال او بر مبنای بزرگواری عمل کن  البته قبول دارم سخت است ولی پاداش بسیاری دارد.
به هر حال او را تشویق کن برای حل مشکل وسواسش به روانشناس مراجعه کند.
انتظارتان را از خود ،عبادت و دیگران تعدیل کنید
شما بر مبنای آن چه نوشتید دختر خانمی مومن و متدین هستید پس گامهای به سوی خدا را قدم به قدم و با آرامش بردارید.(نه یک شبه و آنی )
این دو یادداشت را هم بخوانید.
تلخ يا شيرين؟
بدون تغییر ممنوع!
. يا علي
لیلا
از اصفهان
لينك
امضا شده : 17 شهریور 1386 ساعت 20:07
سلام.از نشان دادن راه ارامش به من سپاس گذارم . تا آن لحظه هیچ گاه نعمت خدا را این قدر تمام ندیدم ولی در کربلا عرش او را دیدم که از نعمت بسیار بالا تر. 
اگر قتله گاه عشقی باشد باید فقط ذبیح خدا بود. 
...حالا عشق به خاندان ال الله را ومخصوصا حسین بن علی را با هیچ چیز عوض نمی کنم. 
بعد از خدا مدیون شما تا قیامت.لیلا
شهاب مرادی : سلام/ مقلبُ القلوب خداست
 تفکر و تعقل خودتان روند تحول درونی را تسریع و تسهیل کرده .
 زیارت قبول.
شازده كوچولو
از تهران
لينك
امضا شده : 17 شهریور 1386 ساعت 14:08
سلام. 
 
نمي‌دونم چرا اينقدر ذوق‌زده شدم بابت جوابتون. اونقدر كه اشك‌هام جاري شد. هرقدم رو با ترس برمي‌دارم و پاهام مي‌لرزه. اما بازم جلو مي‌رم. برام دعا كنيد.  
نيازي به جواب نيست. ياعلي
شهاب مرادی : سلام/ التماس دعا
زهرا
از تهران
لينك
امضا شده : 17 شهریور 1386 ساعت 13:58
سلام آقای مرادی 
امیدوار بودم در شرایطی که نمی تونم مشکلمو برای هیچ کسی بازگو کنم با گفتن اون به شما ازتون کمک بگیرم ... 
خدانگهدار
شهاب مرادی : سلام/ پیامی از شما دریافت نشده است.
افسانه
از تهران
لينك
امضا شده : 17 شهریور 1386 ساعت 13:57
سلام حاج اقا خوشحال هستم از اينكه توانستم سايت شما را پيدا كنم پسري دارم كه شديدا محتاج دعاي شماست
شهاب مرادی : سلام/ در خدمتم.
Mohammad
از Tehran
لينك
امضا شده : 17 شهریور 1386 ساعت 20:05
ba salam,khaste nabashid 
.man moshkele khod erzaaee daram lotfan komakam konid,mamnun
شهاب مرادی : سلام/ ترک و توبه.  این  مطلب را ملاحظه بفرمایید  لینک
سید رضا
از سیرجان
لينك
امضا شده : 17 شهریور 1386 ساعت 19:50
سلام حاج آقا تو رو به همون منبری که میرید قسمتون میدم برام دعا کنید به یک خانم پیشنهاد ازدواج دادم خواهش میکنم دعا کنید که قبول کنه خیلی التماس دعا دارم
شهاب مرادی : سلام/ دعا می کنم و امیدوارم درست انتخاب کرده باشی و عاقبت به خیر شوی.
سعیده 26
از تهران
لينك
امضا شده : 22 شهریور 1386 ساعت 12:16
سلام. 
نمی دونم چرا دارم برای شما پیام می نویسم.شاید این کار راهی جلوی پای من قرار دهد و شما وسیله ای از جانب خدا باشید. حرف زدن از احساساتم در این لحظه کار دشواری است. 
من دختر پدری هستم فوق العاده دلسوز، پدرم تاحدی به مردم خدمت کرده که برایم توصیفش مشکل است اما فقط تا این اندازه بگویم که چه از لحاظ مالی چه از لحاظ معنوی تا جایی که واقعا در توان داشته مردم را بر خود ارجح دیده اما افسوس...همیشه می گفت :تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز.  
امروز که این پیام را می نویسم پدرم تمام دارایی خود را از دست داده.چرا؟ چون همان آدم ها به او خیانت کردند. فریبش دادند. سر کیسه اش کردند.دیگر خانه ای نداریم.پدرم که خود به بی خانمان ها خانه می داد تا یک ماه دیگر بی خانمان خواهد بود آن هم در سن 59 سالگی. این دیگر چه جور دنیایی است . کسی کمکش نمیکند.همه او را طرد کرده اند.آنقدر صبر کرده و توکل که دیگر گوشتی بر استخوان ندارد.امروز مستاصل است ...در این وضعیت تنها کسانی که به ما پول می دهند افراد نزول خور هستند که خونمان را بیش ازپیش می مکند.این چه دنیایی است.بزرگ فامیل که همیشه گره گشای عقد و عروسی و خرید خانه و برگرداندن بچه های فراری به خانه هایشان بود به همه رو انداخته اما... نگویم بهتر است.نمی دانم از چه کسی و چه گونه باید کمک خواست که ما جز خدای بزرگ کسی را نداریم.اما این را می دانم که اگر زودتر اتفاقی نیافتد پدرم حتما مرتکب جنایت در حق خود یا دیگران می شود.  
این ها را نوشتم تا این مطالب را در سایت بگذارید تا درس عبرتی باشد که دیگر هیچ کس بدون سند و مدرک به کسی نیکی نکند. ساده لوح نباشد.پدر من خرج خانه خودش و پسرش که او نیز از گزند دوستانمان در امان نبوده و دختر یتیمی که مدت 5 سال است از او حمایت می کند، می داد ولی امروز همان دختر یتیم گوشواره هایش را برای دادن بدهی های پدرم می فروشد. 
امیدم فقط به خداست. 
شاید یکی از اهالی این سایت دلش از من پاکتر باشد ،پس برای من دعا کنید.چون در شرایط بدی به سر می برم.
شهاب مرادی : سلام/ در این شرایط پدر به حمایت عاطفی و روحی و مهربانی شما نیاز دارد پس دخترم مهربانی ، احترام و حمایتتان را از او دریغ نکنید.
امروز سرزنش و غصه فایده ای ندارد و بلکه مضر است.
زهرا سادات
از ايران
لينك
امضا شده : 05 مهر 1386 ساعت 12:25
سلام خسته نباشيد . 
من اکثر روز هايی را که شما در برنامه مردم ايران سلام حضور داريد دير به سر کار ميرسم . اگر می توانيد زودتر از ساعت 8 تشريف بياوريد تا کسانی مثل من که سر کار  
می روند هم بتوانند از صحبتهای شما استفاده کنند . ضمنا" يک سئوال هم از حضورتان داشتم . 
حضرت علی (ع) می فرمايند : سائل را دست خالی برمگردان ، گرچه با نيم دانه ای انگور يا خرما . اما بعضی از روحانيون می گویند نبايد به آنها کمک کرد . نظر شما چيست ما بايد کمک کنيم يا نه ؟
شهاب مرادی : سلام/ سائل را نباید رد کرد. «و اما السائل فلاتنهر»
آمیتیس
از کرج
لينك
امضا شده : 01 مهر 1386 ساعت 15:46
سلام حاج آقا 
اول ازتون تشکر میکنم که صحبتای خوبتون خیلی کمکم میکنه 
من یه مشکلی دارم که نمیدونم باید باهاش چی کار کنم و حتی نمیشه در موردش با کسی صحبت کنم 
...لطفا نامم خصوصی باشه... 
لطفا راهنماییم بفرمایید و برام دعا کنید 
خدا نگه دارتون 

شهاب مرادی : سلام/ شما که الحمدلله به دینداری علاقمند هستید و ميدانيد که نماز عبادت واجبي است که با هيچ عذري از انسان مکلف ساقط نميشود.
ترک نماز علاوه بر اينکه ترک يک واجب ديني است و معصيت دارد انسان را از برکات آن در زندگي نيز محروم ميکند.
(من اعرض ان ذکری فان له معیشتا ضنکا)
اتفاقا شما در اين شرايط که به خاطر اين مشکل آشفته ايد به ياد خدا و کمک گرفتن از او بيشتر احتياج داريد تا آرام شويد.
به نظر ميرسد اعتماد به نفس شما ضعيف است و الا چهره (با توصيفي که کرده ايد)در موفقيت و محبوبيت ، تاثير چنداني ندارد.
ميتوانيد براي حل مشکلتان ابتدا به یک مشاور و در صورت لزوم به يک پزشک متخصص زیبایی مراجعه کنيد.
بدون تغییر ممنوع!
****
از .....
لينك
امضا شده : 22 شهریور 1386 ساعت 13:47
سلام حاج اقا چطور مي شه امام زمان رو تو خواب ديد؟نگيد كه سخته يا نميشه حاج اقا...
شهاب مرادی : سلام/ نمی دانم.
ولی میدانم و می دانی که چه طور می شود امام زمان (روحی له الفدا) را راضی و خوشنود کرد.
مريم
از ايران
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 22:25
سلام حاج آقا  
فقط خدا ميدونه كه چقدر از اومدن ماه مبارك رمضان خوشحالم من 29سالمه حاج آقا دعاكنيد كه براي من هم يك خواستگار مناسب بيايد تا زودتر ازدواج كنم تنها مشكل خانواده ماهمين است پدر مادرم هم دست به دعا هستند شما هم برايم دعا كنيد كه اول همه جوانها بعد هم من ازدواج موفقي داشته باشيم به زودي زود انشاا...
شهاب مرادی : سلام/ چشم دعا می کنم
شازده كوچولو
از تهران
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 23:02
سلام. 
خصوصي... دلگرم مي‌شوم براي هر قدم. گاهي برايتان خواهم نوشت. مي‌دانم بيش از اندازه مشغله و كامنت هست. پس فقط يك يا علي مي‌خواهم از شما كه بنويسم و هربار شما در جواب حرف‌هايم فقط يك سلام بدهيد. همين كفايتم مي‌كند تا به اميد خدا ديگر كج نروم. منتظر ياعلي‌تان هستم. ممنون. دعايم كنيد. 

شهاب مرادی : سلام/ قدر تک تک قدم های به سوی خدا را بدان.
یا علی
شینا 3
از کرمانشاه
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 22:08
سلام بسیار از شما به خاطر سخنانتان در برنامه مردم ایران سلام تشکر دارم.میخواستم بگویم من اهل تسنن هستم و خوش بختانه بسیاری از مواردی که شما در برنامه به ان اشاره میکنید در مسجد امام شافعی کرمانشاه رعایت میشود
شهاب مرادی : سلام/ از لطف شما متشکرم.
ان شاءالله اگر آمدم کرمانشاه به مسجد امام شافعی خواهم آمد.
مریم
از تهران
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 22:48
سلام آقای مرادی اگه لطف کنید مرا راهنمایی کنید ممنون میشم من هر روز میلم راچک می کنم اما از جواب شما خبری نیست من می خوام با این آقا ازدواج کنم  
خواهشا من اورژانسی هستم
شهاب مرادی : سلام/ پیام شما را خواندم  قبل از اتخاذ تصمیم  بهتر است به یک مشاور مراجعه فرمایید.
بعید است این ازدواج هرچند که با هیجان همراه است منجر به آرامش شود.
-----------------------------------------
بخشی از نکات ارسال پیام سایت :«به هیچ پیامی به وسیله ارسال ایمیل پاسخ نمی دهم
و درج آدرس ایمیل شما (که نمایش داده نمی شود) صرفا برای شناسایی و سرچ پیام های قبلی (منتشر نشده) در محیط مدیریت سایت می باشد.»
 
مریم
از تهران
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 22:08
با سلام 
میخواستم نظر شما رو راجع به بستن بخت و دعا گرفتن جویا شم.آیا حقیقت دارد؟
شهاب مرادی : سلام/ نه قبول ندارم.  لینک
بابک عباسزاده
از تبریز
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 22:09
سلام علیکم میشه لطفا کمی درباره آداب نماز صحبت کنید.
ahora
از فارس-داراب
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 22:09
باسلام .صحبتهاي شما را از برنامه مردم ايران ديدم و شيفته شديم .حالا اگه بخوام واسه مراسم دعوتتان كنم ... بايد چه كار كنم ؟ متشكرم
شهاب مرادی : سلام/ من چند نوبت در چند سال در داراب (شهر امام حسن مجتبی علیه السلام) منبر رفته ام . لینک
samane
از tehran
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 22:09
سلام. لطفاً برنامه هاتون رو يك كم زودتر اعلام كنيد. ممنون از وب سايت خوبتون .
شهاب مرادی : سلام/ ان شاءالله
marjan
از irani
لينك
امضا شده : 18 مهر 1386 ساعت 15:46
سلام بر شما 
آقا چرا اینقدر دیر به دیر مینویسید!!!!!!!؟؟؟ ؟؟
شهاب مرادی : سلام/ هر چند خیلی دیر به دیر نیست ولی دوست داشتم بیشتر می توانستم .بیشتر وقتم را صرف پیام ها و سوالات می کنم و وقت کمتری برای یادداشت.
mohammad reza
از tehran
لينك
امضا شده : 18 مهر 1386 ساعت 15:49
سلام آقاي مرادي سعي ميكنم برنامه هاي شما را در مردم ايران سلام دنبال كنم خسته نباشي فقط ميخواستم بدانم بيني و بين الله شما در زندكي روز مره هم اينقدر خوش اخلاق هستيد با مصداق ( توم خودمونو ميسوزونه بيرونمون مردمو) دوست دارم انشاء الله با هم مكه و كربلا به آقاي شهيدي فر سلام برسانيد به اميد ديدار
شهاب مرادی : سلام/ از این حالت رسمی ،خوش اخلاق ترم ولی معصوم نیستم!
آخه گاهی انتظارهای مردم از یک روحانی به شدت فضایی و فراتر از آرمانی است. یعنی یک انتظار تخیلی.
من هم مثل همه خسته میشم و گاهی ناراحت میشم ، دلم میگیره و... ولی رنگ غالب اخلاق و روحیاتم الحمدلله خوش خلقی است.
لینک  
صامت
از تهران
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 23:01
سلام آقای مرادی 
خسته نباشید 
اگه پیامهای من رو به یاد داشته باشید بالاخره من بعد از 17 بار پاسخ منفی یک جواب مثبت گرفتم. 
وای که چقدر شیرین بود وقتی این خبر رو از مادرم شنیدم، قابل وصف نبود.ان شاء الله روزی همه جوانان. در روز عید نیمه شعبان این خبر شادی من رو دوچندان کرد. 
در هر حال از شما بسیار متشکرم گرچند که 2 بار بعد از پیام شما پاسخ منفی شنیدم ولی فکر می کنم پاسخی که به پیام ایشون دادید و البته راهنمایی که به من کردید بسیار در این امر دخیل بودو 
در هر صورت هزاران بار تشکر 
فردا مراسم بله برون است. خیلی برام دعا کنید 
ملتمس دعا و ارادتمند شما
شهاب مرادی : سلام/ قابل توجه عزیزانی که از احوال این خواستگار مصمم می پرسیدند.
لینک
مهناز
از تهران
لينك
امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 17:52
سلام 
با احترام و ادب 
خسته نباشيد. واقعاً كار خيلي سختي است . خدا قوت 

شهاب مرادی : سلام/ متشکرم
معصومه 101
از شیراز
لينك
امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 17:52
با سلام و احترام فراوان  
من در شیراز در سالن صدرا وسینا یک نامه به شما تقدیم داشتم که در باره مشکلی که درازدواجم پیش آمدکرده بود از شما مشورت خواسته بودم ( در چندین صفحه ) .خوشحالم که میتوانم از این طریق پاسخ شما را دریافت کنم .قابل ذکر اینکه دیگر از این وضعیت خسته شده ام و نگرانم که خانواده از موضوع مطلع شده و مشکلاتمان دو چندان گردد. مشتاقانه منتظر پاسخ شما هستم.
شهاب مرادی : سلام/ هنوز نخواندم.
علی
از ایران تهران شمیران بچه محل
لينك
امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 17:52
سلام حاج آقاشهاب مرادی ضمن عرض تبریک بمناسبت اعیاد شعبانیه به جنابعالی وخانواده محترمتان 
می خواستم از جنابعالی سئوال نمایم آیا رعایت قانون در همه حال برمردم واجب است ؟ 
هگر واجب است پس چرا در اکثر مواقع ما میخواهیم ازقانون گریزان باشیم؟
شهاب مرادی : سلام/ این موارد زمینه های فرهنگی دارد. و نیاز به جامعه پذیری فرهنگی دارد.
طاهره
از زنجان
لينك
امضا شده : 18 مهر 1386 ساعت 15:49
باسلام 
یادتونه براتون گفتم که خواهرم می خواهد در مراسم ازدواج خودش هیچ گناهی صورت نگیرد!او نتوانست به آن عمل کند یعنی نخواست که بشود منظورم این است که اگر او کمی پافشاری می کرد قضیه حل بود ولی ... 
من خیلی با او و بقیه درباره این موضوع صحبت کردم ولی آنها می گویند" ما به آن صورت که بعضی ها فکر می کنند نمی رقصیم و ترانه گوش نمی دهیم ومراسمات ما آنگونه نیست "... 
آنها خود را با این حرفها گول می زنندو به حرفهای من اهمیتی نمی دهند... 
بنده هم که جزو خانواده میزبان بودم مجبور بودم برای راه انداختن مراسم در کارها کمک کنم نمی دانید بعداز مراسم در چه وضعیت روحی قرار گرفته ام واقعا نمی دانم چکار کنم ضمنا تامراسم عروسی یک هفته باقیمانده و من آرزوی مرگ دارم تا دوباره آن روز تکرار نشود 
واقعا نیازمند دعا ی شما برای هدایتمان به راه راست هستیم.کمکم کنید...
شهاب مرادی : سلام/ شما درحد تکليفتان عمل کردید.
شما شخص اول و مسئول اين برنامه نيستيد.
خواهرتان هم اگر به اندازه شما در اين مورد حساس بود حتما از ابتدا درباره اين مسئله با همسرش به توافق ميرسيد.
پس خودرا بی جهت سرزنش نکنید.
فعل حرام هیچ کسی را تاييد نکنيد.
مراقب باشید مبادا اوقات خانواده تان را تلخ کنید.
رضا طبیبیان
از اراک
لينك
امضا شده : 10 شهریور 1386 ساعت 18:07
سلام/خداقوت/التم اس دعا
شهاب مرادی : سلام/ یا علی
علی
از چالوس
لينك
امضا شده : 01 مهر 1386 ساعت 16:38
آقای مرادی سلام.می خواستم مشکلم را با شما در میان بگذارم.پدر من هیچ وقت نماز صبح را با مهربانی مرا بیدار نکرد و باور می کنید در این 21 سالی که دارم یک بار نماز صبح با صفا نخواندم آیا این هم تقصیر من است که فرد با تقوا نشدم؟در حالی که پسر عمویم یک فرد کاملن مومن شد برای این که یک پدر کاملن آرام و خوش اخلاق بود ولی پدر من به همه چیز گیر میداد.خیلی حرف با شما دارم.خداحافظ
شهاب مرادی : سلام/ درست است که خانواده در سعادت يا شقاوت انسان بسيار موثر است اما نقش اراده و خواست خود انسان در اين زمينه اساسي و غير قابل انکار است.
به عبارت ديگر انسانها درباره اعمالي که با ميل و اراده خودشان انجام داده اند مورد بازخواست قرار مي گيرند.
همچنين هر کس به ميزان امکانات و وسعي که به او داده شده تکليف دارد.مثلا وظايف پسر عموي شما به مراتب از شما سنگينتر است همان طور که ممکن است اجر شما بيشتر باشد. پس ضمن احترام به پدرتان به وظايف دينيتان عمل کنيد. سعي کنيد با مطالعه و شرکت در جلسات مذهبي و کلاسهاي اخلاقي ، معرفت و بينشتان را نسبت به معارف ديني تقويت کنيد و از انس و الفت با خداي مهربان بيشتر لذت ببريد:اتقواالله مااستطعتم
لیلا
از اصفهان
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 18:59
با عرض سلام وخدا قوّت به شماو باعرض تشکر از برنامه های شما در صداوسیما امیدوارم که همیشه موفق و موید باشید. 
من دختری 27ساله هستم ودر خانواده متوسطی بزرگ شده ام ومشکلاتی دارم که می خواستم از شما کمک بگیرم بدین شرح که همیشه وابستگی شدیدی به مادرم دارم وهیچگاه بدون مادرم نمی توانم جایی روم ویا کاری انجام دهم وگاهی وقتها از این مسئله رنج میبرم مواقعی که به بیرون از خانه میرویم حتی یک لحظه هم نمی توانم از مادرم دور 
شوم همیشه از جامعه وافراد درون آن می ترسیدم واعتماد به نفس کمی داشته ام ونسبت به هر کسی بی اعتماد هستم و ناامید لطفا" مرا راهنمایی کنید که چطور میتوانم اعتماد به نفس زیادی داشته باشم. 
قبلا"ازراه نمایی شما خیلی ممنونم .
شهاب مرادی : سلام/ نداشتن اعتماد به نفس اغلب حاصل نشناختن تواناييهاي فرد است ویا نبودن فرصت بروز آن تواناییها.
از اين رو جرات نمي کند هر کاري را که مي خواهد انجام دهد و اين حالت به انسان حس ناتواني ترس و بي لياقتي مي دهد.
راه تقويت اعتماد به نفس اين است که به جاي نگراني و ترس قدم به قدم توانمنديهاي خود را بروز دهيد.

براي مثال يک بار که با مادرتان بيرون ميرويد شما از خانمی  ساعت را بپرسيد. در گامهاي بعدي در کنار او باشيد ولي شما قيمت کالايي را بپرسيد و يا چيزي بخريد. شما به تلفن ها جواب بدهيد. کم کم گاهي تنها فقط مسافت کمي در خيابان راه برويد و برگرديد. و...

هر کدام از اين گامها يک موفقيت محسوب شده و کم کم ترس شما کمتر مي شود.

اگر فقط بنشينيد و غصه بخوريد نااميدي بر شما مسلط مي شود.
براي اين که در آينده زندگي موفق و شادي داشته باشيد نياز به اعتماد به نفس و ابراز وجود داريد.
پس از همين امروز شروع کنيد.
لینک
امیر صالحی
از قزوین
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 19:08
باعرض سلام وتبریک به مناسبت فرا رسیدن اعیاد شعبانیه محضر مبارک حاج اقا مرادی عزیز. 
امیدوارم که حالتان خوب باشد و همیشه در راه ترویج شعائر اسلامی پایدار باشید. 
نیت پرسیدن حال حضرتعالی بود 
از این اینکه در شب میلاد حضرت علی اکبر (ع) قبول زحمت کردید وبه هیئت ما آمدید تشکر فراوان. 
راستی حاج آقا قرار بود نظر خودتون رو درباره برنامه به ما اعلام کنید یادتون که نرفته؟ 
به جواد آقای عزیز هم سلام برسونید. 
به امید دیدار به زودی زود. 
یا علی مدد 
التماس دعا 
دوستان شما در هیئت انصارالصلاه
شهاب مرادی : سلام/ روی منبر گفتم .بازم میگم یه حال و هوای خاصی داشت .به همه دوستان سلام برسون
رها از خاک
از رشت
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 19:27
سلام آقای مرادی عزیز. خسته نباشین. خواهش می کنم اگه امکان داره کمکم کنید این موضوع خیلی ذهنم رو مشغول کرده... 
من تو یه سایت که آدمای زیادی عضوشن یه وبلاگ دارم 
کسایی که اینجا هستن خیلی غمگین و افسر ده ان...می خوام کمکشون کنم که به خدا نزدیک بشن...و از این همه بیهودگی و غم بیان بیرون...تو بلاگم چی بنویسم و چه جور بنویسم که اثر درستی روی روحشون داشته باشه؟....ممنون می شم اگه شما راهنمای من باشید...خدا همیشه نگهدارتون باشه
شهاب مرادی : سلام/ از خدا و مهربانی های او
yek farde moztar
از tehran
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 18:20
سلام آقای مرادی. منو می بخشين که انشای درستی ندارم . متاسفانه در شرايط بسيار بسيار بدی گير کردم . من مادری دارم که دارای مشکل سرطان بوده و در اثر داروهای شيميايی موهای سر خودش رو از دست داده . پدرم به همين دليل ( خودش انکار می کنه ) هيچ گونه رابطه ای با او نداره . اينها حتی سلام هم به هم نمی کنن . پدرم آدم خوبيه ولی متاسفانه از مواد مخدر ( ترياک) استفاده می کنه . البته نه جلوی ما . برادری دارم که ۲۷ سالس و ما پول نداريم که اون رو زن بديم . همه جا جواب رد بهمون می دن . ايشون توسط همين کامپيوتری که من دارم باهاش برای شما می نويسم به طور علنی در خونه به عمل استمنا می پردازه . من هيچ گونه ارتباطی با برادرم ندارم . ايشون دچار وسواس شديدی شده و بسيار بد دهن و فحاشه و هيچ راهی وجود نداره که من با ايشون ارتباط بر قرار کنم . بسيار مظطرب هستم . ولی توکل بر خدا دارم و از آيندم خيلی می ترسم . از اين که کسی به خاطر خانوادم با من ازدواج نکنه . در ضمن مادرم هم با وجود اين که متعلق به يک خانواده ی مذهبی هستن ولی چنان فحش هايی می دهن و خيلی بد دهن هستن . من از مادرم خيلی می ترسم . ايشون مکرر آبروی منو پيش دوستام بردن و من اعتماد به نفسم رو به شدت در مقابل دوستانم از دست دادم . در ضمن من در يکی از بهترين مدارس تهران تحصيل می کنم و همه می گن که آدم باهوشی هستم . ( خودم دقيقا نمی دونم ) ولی به علت مشکلاتی که دارم و دعواها و استرس ايی که در منزل وجود داره اصلا قادر به خوب درس خوندن نيستم . آقای مرادی من اصلا حالم خوب نيست و شديدا احتياج به کمک و دعای شما دارم . اميدوارم که هر چه سريع تر من رو راهنمايی بفرمايين . متشکرم .
شهاب مرادی : سلام/ مشکلات و مسائل زندگی همانطور که میتوانند مانع رشد و ترقی انسان شوند اگر با درایت و هوشمندانه به آنها نگریسته شود می توانند راهی بسوی پیشرفت بگشایند.
مسائل زندگی شما واقعی و قابل توجهند اما شما از تواناییها و قابلیت هایی برخوردارید که می توانند زمینه عبور شما را از این شرایط دشوار و حرکت بسوی آینده ای روشن فراهم کنند.
یکی از آنها همین هوش و استعداد خدادادی شماست.
از این امکان بخوبی استفاده کنید و نگذارید با تسلیم شرایط سخت شدن فردایی همچون امروز برایتان رقم بخورد.
رابطه تان را با خداوند تقویت کنید.
با دوستان خوب ارتباط برقرار کنید و با امید و اعتماد به نفس درس بخوانید.
انشاءالله حتما موفق خواهید شد.
من هم دعا می کنم.
علی رضا یزدانجو
از قزوین
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:58
سلام حاج اقا از تشریف فرمایی شما در قزوین بسیار خوشحال شدم وامیدوارم که شما را با ر دیگر ملاقات کنم
شهاب مرادی : سلام/ یا علی
سرگردان66
از ایران
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:58
با سلام خدمت شماوتشكر از سايت بسيار عاليتون. 
...لطفام تن پيام من را در سايت درج نكنيد.التماس دعا
شهاب مرادی : سلام/ لطفا  بیشتر توضیح دهید.
یلدا یوسفی
از مازندران
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:44
سلام آقای مرادی.خدا قوت. 
آقای مرادی من قبلا یه سوالی رو با نام( یلدا) مطرح کردم. انتظار داشتم جواب منو بدین. ولی نمی دونم چرا این اتفاق نیفتاد. 
به هر حال من ازتون ناراحت نشدم و برای اثبات این موضوع متن زیبای زیر رو به شما و همه ی کسانی که به این وب سایت مراجعه می کنند با نهایت احترام و ادب تقدیم می کنم: 
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار این گونه می گفت:" می اید. من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد." 
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به لب هایش دوختند اما گنجشک چیزی نگفت. و خدا لب به سخن گشود:" با من بگو از آنچه سنگینی سینه ی توست." 
گنجشک گفت:" لانه ی کوچکی داشتم. آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی. آن طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه ی محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟!" و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.فرشتگان همه سر به زیر انداختند! 
خدا گفت:" ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی.باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پرگشودی." 
گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود. 
و خدا گفت:" چه بسیار بلاها که من به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی!" 
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگهان چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
شهاب مرادی : سلام/ پیام قبلی شما را پاسخ دادم.
این داستان مرا به یاد این عبارت های دعای افتتاح انداخت:

فَاِنْ اَبْطأَ عَنّي عَتَبْتُ بِجَهْلي عَلَيْكَ ،

وَ لَعَلَّ الَّذي اَبْطأَ عَنّي هُوَ خَيْرٌ لي لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ ،

فَلَمْ اَرَ مَوْلاً كَريماً اَصْبَرَ عَلى عَبْد لَئيم مِنْكَ عَلَيَّ يا رَبِّ ،

اِنَّكَ تَدْعُوني فَاُوَلّي عَنْكَ ،

وَ تَتَحَبَّبُ اِلَيَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَيْكَ ، وَ تَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْكَ ،

كَاَنَّ لِيَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ ،

فَلَمْ يَمْنَعْكَ ذلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لي ، وَ الاِْحْسانِ اِلَىَّ ،

وَ التَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ ،

فَارْحَمْ عَبْدَكَ الْجاهِلَ وَ جُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِكَ اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ
یلدا
از ایران
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:11
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت معلم عزیزمان. 
اگه ادم فکرش به چیزای بیخود مشغول باشه چی کار کنه که به اونا فکر نکنه؟ تشکر
شهاب مرادی : سلام/ پر کردن اوقات تنهایی و فراغت از طریق مطالعه کتابهای سودمند تماشای فیلمهای آموزنده ورزش گفتگوی مفید با دوستان خوب و انجام عبادات و برخی از مستحبات میتواند در کنترل افکار موثر باشد.
یه بنده خدا
از زیر آسمون
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 17:03
الا بذکر الله تطمئن القلوب. 
با سلام و عرض ادب و خسته نباشید خدمت حاج آقای مرادی. 
نمی خوام زیاد وقت شریفتون رو بگیرم ، سر ِ یه دوراههیه بزرگم و به این امید که دری به روم باز کنین مزاحمتون شدم . 
23 سال از خدای مهربونم عمر گرفتم. توی یه خونواده ی متدین و با ایمان بزرگ شدم . خونواده ای که سرمایشون مهر و محبت و عاطفه ایه که نسبت به همدیگه دارن و هر گز ، هرگز اونو از هم دریغ نمی کنن.نمی گم تمام عمرمو و نمی گم خیلی خوب و کامل ولی سعی کردم بیشتر وقتمو صرف عبادت همون خدایی بکنم که همیشه بهترینهاشو برام خواسته . و همیشه از بابت چیزایی که بهم داده ممنون دارش بودم و بابت چیزایی که از سر حکمتش نداده ، شکر گذارش . 
دو سال از تحصیلم توی دانشگاه میگذره.توی این 2 سال خیلی عوض شدم، سعی کردم هر روز خودمو بیشتر به خدا نزدیک کنم تا صداشو بشنوم، تا بتونم راهی رو که توش قدم گذاشتم به سر منزل مقصود برسونم. 
هیچ وقت چه توی این 2سال و چه قبل از اون به هیچ پسری هم صحبت نشدم ، نه اینکه موقعیتش برام پیش نیاد ، نه ، همیشه باورم بر این بوده که ارزش احساساتم خیلی بیشتر از این حرفاس که بخوام اونو بدم به دست کسی که معلوم نیست قدرش رو بدونه یا نه تا اینکه یکی از همکلاسی های پسرم نظرم به خودش جلب کرد ، من با وجود اینکه توی شهر کاملاً مذهبی و خونواده ی خیلی متدینی بزرگ شدم و لی کمتر پسری رو دیدم با این اعتقادات، پاک ، ساده ، با ایمان ، با خدا، سر به زیر .از طریق اون با مسجد و مراسم امام زمان انس گرفتم ، ازم نخواس که چادر بزنم ولی وقتی برام از خوبی های چادر گفت ، با عشق به بی بی فاطمه چادری شدم . اینقدر برام از ارزش زن گفت که حتی الان دیگه حاضر نیستم یک تار از موهام رو هم نا محرم ببینه حاج آقا منو دلبسته ی اعتقاداتش کرد. تا اینکه تقریباً یکسال پیش به من پیشنهاد ازدواج داد ، با تمام مشکلاتی که داشتیم . اون 1.5 از من کوچیکتره و خونوادش هم نسبت به خونواه ی من نسبتاً مذهبی تر. وقتی که خونوادش رو در جریان قرار داد تقریباً همه مخالفت کردن ، به خاطر اختلاف سن و .. ولی ما تصمیممون واسه ازدواج بر مبنای 2-3 سال آینده بود ، چون ایشون واقعاً الان شرایط ازدواج رو ندارن ، سربازی ، کار و .. ولی خدایی داره که وقتی بهش توکل میکنه هر چیزی رو که بخواد بهش میده و این برای من خیلی مهمه .این ایمانی که داره برام قابل ِ ستایشه . ارتباط زیادی با هم نداشتیم گاهی تلفنی به خاطر اینکه از حال همدیگه با خبر بشیم . و گاهی ایمیل. یه رابطه ی کاملاً سالم بر پایه ی اعتقادات دینیمون برای شناخت بیشتر همدیگه . 
ما حتی همدیگه رو با اسم کوچیک هم صدا نزدیم . یه بار هم تو چشمای همدیگه نگاه نکردیم . نیت ما از اول با همدیگه به خدا رسیدن بود . 
ولی اون همش میگه که از این ارتباط احساس گناه میکنه ، حاج آقا ما هیچ کاری نکردیم که حتی زمینه ای برای ارتکاب به گناه باشه . به من بگید کجای این رابطه گناهه؟ 
آیا گناه که انسان با انگیزه برای رسیدن به کسی که قلباً دوسِش داره تلاش کنه و به هدفش برسه؟ 
کجای قرآن نوشته شده اگه یکی رو دوس داشته باشی و برای رسیدن بهش تلاش کنی گناه کردی؟ 
تا اینکه چند روز پیش تماس گرفته و با بغض میگه که یه اتفاقی افتاده که باید همدیگه رو فراموش کنیم . هرچه اصرار میکنم که چی شده جواب نمیده و میگه نمیشه بگم.قسمم میده که بدون اینکه چیزی بپرسم فراموشش کنم. 
من میدونم ، میدونم که اون اگر خواستار جدایی شده فقط به خاطر خودمه . چون همیشه میگه که ارزش تو بیشتر از منه ...  
به نظر شما من باید چیکار کنم ؟ مگه 2سال حرف کمیه ؟ مگه احساس چیز بی ارزشیه؟  
حاج آقا من نمی تونم . من توی عمرم هیچ کسی رو به اندازه ی ایشون دوس نداشتم . به خاطرش پا روی خیلی چیزا گذاشتم . تمام سختیها رو حاضرم به جون بخرم ولی بدونم اون در کنارمه . 
به نظرتون اگه اختلاف سن 1.5 خیلی مهمه پس چطور بی بی فاطمه ثمره ی یه ازدواج با اختلاف سن 25 ساله؟ 
اکثر جوابهایی رو که به پیامهای مشابه داده بودین مطالعه کردم . میدونم که شما هم بر این عقیده هستین که اختلاف سن ممکنه دردسر ساز بشه ولی حاج آقا وقتی یکی عاقله و منطقی چه فرقی میکنه کوچیکتر باشه یا بزرگتر ؟ وقتی دو نفر در کنار هم میتونن به آرامش برسن و در سایه ی آرامش به اوج کمال ، چرا اینقدر مسئله ی اختلاف سن باید مهم باشه؟ 
چرا خونواده ها این چیزا رو درک نمیکنن ؟ چرا به جای اینکه دست جوونا رو بگیرن و کمکشون کنن اینقدر سر هر مسئله ای بهانه میگیرن و مخالفت میکنن ؟ 
حاج آقا کمکم کنید. 
یا علی . 
 

شهاب مرادی : سلام/ مسئله شما فقط اختلاف سن نیست.
پر و بال دادن به احساسات قبل از انتخاب نهایی برای ازدواج اغلب اوقات دردسر ساز است و یکی از مشکلاتش این است که مانع تفکر منطقی میشود.
زندگی فقط در معنویات خلاصه نمیشود.
مسائل مادی و معمولی زندگی مثل شغل و استقلال و موافقت خانواده ها و ... نیز در موفقیت زندگی مشترک بسیار موثرند.
براستی چرا او خواهان قطع ارتباط شده؟
او که امروز با وجود این همه علاقه نتوانسته در مقابل مخالفت خانواده اش مقاومت کند فردا چگونه از شما حمایت خواهد کرد؟
از این فرصت استفاده کنید.
مدتی بدون ارتباط و بدون احساسات به تمام جوانب و عواقب این مسئله فکر کنید و اگر به این نتیجه رسیدید که این ازدواج مناسب است با کمک یک فرد مورد اعتماد (از اقوام یا دوستان) و با رعایت احترام خانواده خود و ایشان را متقاعد کنید.
نهاد
از تهران
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:27
با عرض سلام و خسته نباشید. 
کانون نهاد رهبری دانشکده علوم انسانی در نظر دارد همایشی تحت عنوان "مردان و زنان آخرالزمان" را در این دانشکده برگزار نماید . لذا از شما استاد گرانقدر استدعا داریم ما را در جهت برگزاری این مراسم یاری نمایید.  
از شما کمال تشکر و امتنان را داریم- اعضای کانون دانشجویی نهاد رهبری دانشکده علوم انسانی واحد تهران شمال
شهاب مرادی : سلام/ در همان دانشکده از طریق جناب آقای دکتر یاریجان اقدام  فرمایید.
داوود
از تهران
لينك
امضا شده : 08 شهریور 1386 ساعت 13:27
سلام آقای مرادی وای چه قدر دلم براتون تنگ شده بود خیلی وقته دیگه وقت نمی کنم صبحها برنامه شما را ببینم. 
غرض از مزاحمت یه سئوالی دارم از شما می خواستم بگم من برای خودم دختری را انتخاب کردم دختری که دوست داشتنمون دو طرفس و بسیار این دختر رو امتحان کردم که بیبینم اخلاقش رفتارش چه جوری هست ولی آقای مرادی این دختر یه موقعه ها که از چیزی ناراحت می شه رو سر من خالی می کنه و بعد معذرت می خواد حالا آقای مرادی خیلی من باهاش صحبت می کنم که همین رفتار بعدها بزرگتر از الانت می شه ولی باز بعد از مدتی تکرار می منه و باعث مشکل روانی رو من می شه به نظر شما من چه کار باید بکنم در این مواقع آقای مرادی حتی اگه مشل از منم هست بگید چون می خوام زندگی آیندم را با کارای الانم بیمه کنم ممنونم آقای مرادی یادتون نره جواب منم بدید خیلی دوستون دارم
شهاب مرادی : سلام/ این یادداشت  و  یادداشت جناب سروان را به دقت بخوانید.
بعد تصمیم بگیرید.
 
رسول الله(ص) :

"انَّ من موجباتِ المغفرة بَذلَ السَلام
و حسنَ الکلام"

یکی از موجبات مغفرت ، سلام کردن و سخن نیکو گفتن است.