18 شهریور 1387 ساعت 22:59
صفحه اول
يادداشت ها
پیام های شما
آلبوم تصاوير
برنامه ها
جستجو
پیوندها
بازدیدکنندگان: 822104
 

جمعا 4696 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 »

نامورودی
h/m-a
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 12:04
سلام.خلاصه میگم یک سالی میشه که نسبت به نماز بی اعتنا شدم.نماز میخونم اما با عجله اون هم وقتی که داره قضا میشه.خیلی سعی کردم خودم رو درست کنم.خواهش میکنم شما هم کمکم کنید.
شهاب مرادی : سلام/به زودي در يك يادداشت مستقل پاسخ ميدهم
لاله
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 11:53
salam sobe jomatoon bekheeyr agha moradi 
hamishe montazere in lahze boodam ke betoonam biyam o ye alame harff bezanam amma alan hame soalam yadam raff 
ammma ye chizi- agha moradi khoda ta che andaze tobe ghabool mikone?ta chan bar?az zendegim ba hameye talkhiya va shiriniyash raziyam amma gahi khodam baese azare khodam misham haj agha moradi gerye kardane ziyad gonahe?
شهاب مرادی : سلام/1.مهم در توبه حس پشيماني وعزم جدي براي عدم تكرار گناه است .مغفرت ومهرباني خدا بي نهايت است . 
2.گريه از سر نا اميدي يا نارضايتي از زندگي وبه معني ناسپاسي ونارضايتي از الطاف ونعمت هاي خداكار خوبي نيست  
گريه ي با ارزش گريه ي شوق وعشق به خداست وگريه برحسين عليه السلام والبته بر هر درد بي درمان دواست
m-sh
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 02:52
خصوصي
شهاب مرادی : سلام/چاره هر گناهي توبه است.مابقي سوالات در تمام رساله ها موجود است. 
خصوصي
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 02:25
بنام خالق بي همتا  
بخندي يا نخندي مي نويسم دو دستم را ببندي مي نويسم 
اما داستان من چيز ديگريست . داستانيست كه دو قهرمان دارد كه درآاخر داستان چهره قهرمان راكه ندارند هيچ بلكه شكست را در تمام وجودشان مي بيني . 
داستان من از روزي شروع شد كه با توجه به عقايد اخلاقي و اعتقاداتي كه داشتم دختري همسان با خودم را پس مطالعه روي عقايد ايشان انتخاب نمودم . من در آن زمان دانشجوي كارشناسي ارشد و دختر خانم دانشجوي كارشناسي بود و در نهايت تصميم گرفتم با همان حجب و حيايي كه داشتم اين موضوع را يا ان خانم در ميان بگذارم. 
بهار 83 بود موضوع را در ميان گذاشتم .دختر خانم پس از چند روز جواب خودش را كه مثبت بود اعلام كرد . من هم پدر و مادرم را در جريان گذاشتم و ان خانم هم همينطور برآيند صحبتهاي ما خوب بود چون هم من مورد اطمينان خانواده بودم و هم ايشان. اما مشكلي كه آن زمان زياد پررنگ نبود وجود خواهري بزرگتر بود كه در خانواده مقابل وجود داشت. من هم در آن زمان چون در پي كار بودم بدم نمي آمد قضيه تا چند ماه طول بكشد تا من كاري پيدا كنم و خواهر او هم ازدواج كند . كار من پيدا شد(در حال حاضر در دانشگاه تدريس مي كنم و دانشجوي دكتري هستم و اكنون حدود 24 ماهي از آن مي گذرد اما.... 
خواهر ان خانم نسبت به ازدواج ما حساسيت نشان داد و اصلا اجازه نميدهد كه اين موضوع به طور رسمي انجام گيرد. پدر و مادرش هم بعلت ترس از جنجال او موضوع را مسكوت گذاشتند. در حال حاضر پس از اتمام تحصيل كه به شهر خود مراجعه كردم حدودا دو ماهي يك بار هم آن دختر را نمي بينم. 
پس از حدود 3 سال از آن زمان من خودم با خواهر او صحبت كردم او صريحا گفت تا من ازدواج نكنم نمي گذارم خواهرم ازدواج كند. 
البته اين چكيده وقايعي است كه در اين مدت بر من گذشته در حال حاضر 27 سال دارم ديگر نميدانم چه كنم. چون مي دانم قرباني عقايد خودخواهانه خواهر ايشان شديم در حال حاضر بعلت مرام خودم و تعهد اخلاقي كه نسبت به آن دختر دارم نمي دانم چه كنم.لطفا در برنامه مردم ايران سلام در مورد آن صحبت كنيد. 
باتشكر 
نا ه بدون نام مطرح شود 

شهاب مرادی : سلام/! .عقدكرديد ؟ نظر خانم ؟ خانواده شما؟ وكمي اطلاعات بيشتر لطف كنيد.
nahal
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 02:30
to ro khoda yeki mano dark koneeeeeeeeeeeeee...be man bege tafsire bodan..hasti...chiyeeeeeeeee.. fekr nakonid az bkari va allafi oftadam donbale in jor masael...man hamdars mikhonam..ham varzesh mikonam..ham ketab mikhonam...amma soalate zehnam ziyade...23salame..merc
شهاب مرادی : سلام/اكثر جواب ها ساده وقابل فهم اند وبرخي براي فهم درست سوال وجواب نيازمند مقدمات البته با انگيزه ي زياد كار خوبي نميتونيد انجام بديد .با آرامش يك كتاب خوب متناسب با اطلاعاتتان را مطالعه كنيد تا ... 
شراره
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:23
مطمئناً از مفاخر این سرزمین هستید... همین کافی که از تمامیِ اسامیِ خالقمان «هو الرئوف» را انتخاب کرده اید که خود گویای نیاتِ باطنیِ شماست...برایتان آرزوی نورِ بیشتر و بیشتر رادارم...
شهاب مرادی : سلام/... بلكه مفتخرم كه در اين سرزمين پاك كه مهد شيران ودليران ومهد عشق به اهل بيت اس، به دنيا آمدم.يا علي
mahtab
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:27
salam hag agha kheilli az baianate emroozetan estefade kardim khoda tofighetan dahad
كاظم
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:26
اقاي مرادي سلام 
مسئله اي است سالها ست ذهن مرا مشغول كرده از همان دوران نوجواني...((خصوصي) )
شهاب مرادی : سلام/به كسي كه مراجعه كرديد ناشي وبي حوصله بوده .مشكل شما قابل حل است به يك روانكاو مجرب وخبره مراجعه كنيد.و(با توجه به حجم نامه ها با ذكر سابقه )مرا از نتيجه با خبر كنيد.
sara fallah
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:27
aya amale zibaee bini baraye kasike biniash alave bar inke badshekle moshkele tanafosi ham dare eshkali dare nazaretoon baram kheyli moheme
شهاب مرادی : سلام/شمابه من لطف داريد ولي نظر مهم نظر مرجع تقليد شما ست. 
(كه با شرايطي كه مطرح كرديد ظاهرا مجاز است)و از لحاظ پزشكي هم از بهترين متخصص كه در دانشگاه از اعتبارعلمي خوبي برخوردار باشه بپرسيد .نگران نباشيد
كاظم
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:22
سلام عليكم 
امشب شب جمعه هست حاج اقا حتما برايم دعا كنيد
شهاب مرادی : سلام دعاگويم
secret
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:27
سلام.خیلی از شخصیت خاص شما خوشم میاد.تمام برنامهاتو می بینم.
شهاب مرادی : سلام/ممنون
ali beigi
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:27
با سلام می خواستم درمورداسترس خانم هادرمنزل وراه های رفع آن ومعرفی آیات قران را که برای رفع استرس مناسب است در برنامه سخن بگویید
ويانا رحيم
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:27
خصوصي
شهاب مرادی : سلام به هيچ وجه به شك توجه نكنيد اين جور شك واحتياط هيچ ارتباطي به دين خدا ندارد.
امیر
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:27
با سلام اگر نماز چهار رکعتی شکسته ما قضاشود ادای آن چگونه است 

شهاب مرادی : سلام/شكسته
نرگس
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:28
میشود ناممان راکه از القاب خدای بخشنده میباشد ولی درحال حاضر در جامعه رواج ندارد تغییر داد یا به ان نام دیگری اضافه کرد
شهاب مرادی : بله
عباس منتظر
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:28
آقاي مرادي سلام عليكم من چند بار برايتان پيام دادم ولي جوابي دريافت نكردم . من رفته ام دختر خانمي با ايمان و ما يكديگر را پسنديده ايم و خانواده ايشان آمده اند تحقيق و از همه جز خوبي چيزي نسنيدند ولي بعد رفتن استخاره كردند بد آمده و مي گويند پشت به استخاره نمي كنند و اين در حالي است كه من روي خواسته خودم هستم حال از شما كمك مي خواهم و مي خواهم من را راهنمايي كنيد با تشكر!
شهاب مرادی : سلام/استخاره براي انتخاب همسر از عجايب است! 
شايد هم استخاره بهانه آنها باشد.با كمي فاصله دوباره خواستگاري كنيد.
ن.ن
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 12:31
سلام آقاي مرادي. چند روز پيش پيامي نوشتم درباره ي خشم و عصبانيت هاي ... و خواهش کرده بودم پيامم را نمايش ندهيد. و ممنونم که نمايش داده نشده اما من منتظر جواب و راهنمايي تان هستم.
شهاب مرادی : سلام/ يادداشت تلخ يا شيرين را ببينيد
حجازي
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 12:48
با عرض سلام  
اگر پدري در طول زندگي همه ي نمازهيش را نخوانده باشد  
آيا بعد از مرگش اين نمازها به عهده ي فرزند اوست ؟
شهاب مرادی : سلام/بله/فقط پسر ارشد كه ميتواندخودش يا كساني را اجير كندتا بخوانند
saman
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 12:47
سلام بر شما حال شما خوب است  
دسته گل پرپر گلزار حسینم 
من شمع فروزان شب تار حسینم 
من عاشق دلباخته ویار حسینم 
کنج قفس مرغ گرفتار حسینم
م . ز
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 12:41
باسمه تعالي شانه * باسلام خدمت جناب آقاي مرادي * اميد وارم اين قدم قدمي مفيد وموثر در جهت ترويج آموزه هاي مكتب اهل بيت عليه السلام باشد. اگر متن سخنراني هيتان از جمله برنامه مردم ايران سلام ( كه البته اين موردخيلي حالت سخنراني ندارد) نيز بخشي از مطالب اين سايت را تشكيل دهد بسيار مناسب خواهد بود. در پناه عنايات امام زمان عليه السلام موفق وسربلند باشيد.
شهاب مرادی : سلام/متشكرم.سايت هنوز در مرحله آزمايش است.
مریم
لينك
امضا شده : 13 شهریور 1386 ساعت 22:33
سلام آقای مرادی یک خواهر دارم28سال داره یک خواهر کوچکتر ازاون دارم که ازدواج کرده الان هم یک بچه داردبرای خواهر بزرگم چند تا خواستگار اومده که همشون می آیند مروند دیگر به پشت سرشان هم نگا هی نم کنند به خا طر همین مادرم به پیش چند تا سید رفته اونها هم گفته اند کارتان درست می شود ولی نه تنها درست نشد بلکه بازهم بد شد قبل از عید قربان یکی قرار شد بیاید مارم هم رفت پیش یک سید ایشان هم قرآن باز کرده بودند وگفته بودند که تا عید قربان این کار شما درست می شود الان چند هفته است که از عید قربان می گذرد ولی خبری نیست به خا طره همین مادرم رفت پیش آن سید او هم به مادرم گفته بود برای دخترتان دعا نوشتند وجلوی این کار را گرفتند حالا ما ماندیم و نمی دانیم باید چکار کنیم شما را به این ماه محرم قسم می دهیم که بگویید چه کار کنیم حرفها ی فامیل دیگران خوا هرم را زجر می دهد برایمان دعا کنید و بگویید در مقابل این مردم که جلوی خوشبختی خیلی از دختران را می گیرند باید چکار کنیم در ضمن از حرفهایی که می زنید خیلی لذت می بریم
شهاب مرادی : سلام/ ازدواج به اين امور ربطي ندارد. به اين اضطراب وهيجان پايان بديد.
سن ايشان براي ازدواج بحراني نيست واگر بااين عجله ازدواج هم سر بگيره چيزه ويژه اي نميشه.
ولي نكته مهم: اين مراجعه به سيد!دعا نويس! فالگير! رمال! آينه بين و... بر چه مبنايي انجام ميشود؟
 واگرسيد مذكور ميداند كسي چيزي نوشته چرا باطلش نميكند؟
چرافكر نمي كنيد اگر اين دعانوشتن وسر كتاب باز كردن وجادو وجنبل درست بود وكار را درست ميكرد اين افرادچرا براي خودشان كاري نمي كنند تا لا اقل ثروتمند باشند.امثال اين افراد براي امرار معاش مجبور به فريب مردم و بازي دادن مردم وسركيسه كردن مردم هستند.
عبدالله
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 01:36
سلام چرا فقط تعريف و تمجيد ها را منتشر ميكنيد بابا ايول!!!!!!!!!!!!!!
شهاب مرادی : سلام تمام پيام ها را منتشر ميكنم 
ولي پيام هاي اين چنين مستلزم زمان مطالعه وفكرنيست ولي پاسخ به سوالات مفصل وبعضا چند صفحه اي زمان ميبره.
masoome
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 14:03
salam 
khaste nabashid.man mikhm bedoonamchetoor mishe adam khodesh beshnas..dar pnahe khoda bashid
امیدوار
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 02:33
سلام خدا به شما خیر مضاعف دهد دختری 23 ساله هستم و در میان مشکلات متعددی گرفتار میباشم واقعا مضطر واقعی منم لطفا تا میتونید برام دعا کنید مچکرم
شهاب مرادی : سلام/در اين سحر جمعه شما رادعاميكنم/به خداي مهربان پناه ببر وامور را به تفويض كن. خدا از تمام مشكلات بزرگتر است.
کمیل
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 02:40
سلام من تازه با سایت شما اشنا شدم و...(+2 پيام خصوصي)
شهاب مرادی : سلام/موانع را كامل توضيح دهيد.
احسان
لينك
امضا شده : 21 خرداد 1386 ساعت 17:30
با سلام خدمت شما که وقت و نیروی خود راصرف پاسخ دادن به پرسش های مردم برای کمک به آنها در جهت دست یافتن به راه حل مناسبشان می کنید  
پیشاپیش از خداوند متعال پیشرفت و موفقیت شما را در این زمینه خواهانم 
مطلبی را که می خواهم با شما به عنوان یک کارشناس در میان بگذارم مشکلی است که شاید به شکلهای گوناگون در بسیاری از جوانان مخصوصا در جوانان کشور ما وجود دارد منظورم مشکلات جنسی و مسائل مربوط به آن است من نیز از این روند جدا نیستم و درگیر مشکلی هستم که هر لحظه مرا ناتوان تر می سازد چندی پیش این مسئله را با شبکهء پرسمان که یک سایت دانشجویی است در میان گذاشتم آنها نیز لطف کردند و پاسخم را دادند اما این مشکل آن قدر بر روح من چیره گشته که راه حلهای آنها را نتوانستم اجرا کنم چرا که اراده ام بسیار ضعیف شده است مشکلی که در مورد آن می خواستم صحبت کنم کاری است بسیار بسیاربدتر از اعتیاد به مواد مخدر،استمناء!آر درد من این است دردی که هم جسمم را و هم روحم را چند سال مورد حملهء خود قرار داده و تا کنون نتوانسته ام به طور قطعی از پس آن بر بیایم  
اجازه می خواهم به دلیل اینکه شناخت هر چه بیشتر شخصیت فرد پرسش کننده می تواند به مشاور در جهت ارائهء پاسخی بهتر و جامع تر کمک کند وقتتان را بگیرم و کمی از زندگی ام را برایتان شرح دهم  
... باید بگویم به خاطر این که همه فکر می کردند من فرد بسیارپاکی هستم و به خاطر این که قلبا پاک بودم و نظر بدی نسبت به دختران فامیل نداشتم و بسیار از متلک گویی به آنها متنفر بودم همیشه در میان آنها بودم و با آنهابسیار صمیمی تر از هم جنسانم بودم به همین دلیل به من می گفتند مریم خانم در جمع آنها احساس راحتی می کردم و تا اکنون نیز آنها مرا پسری خوب و پاک می دانند به خاطر همین ارتباط پاک احساس بد و شرورانه ای نسبت به آنها نداشتم زمان می گذشت و هر بار که استمناء می کردم بیشتر به درون گمراهی فرو می رفتم هر بار پس از انجام این کار به خودم قول می دادم که دیگر این کار را نکنم و توبه می کردم اما باز این کار تکرار می شد تا همین الان  
..... در مقطع پیش دانشگاهی که بودم از یک طرف به نمراتم حساس بودم و از طرفی نگران وضعیت کنکور خود بودم تصمیم گرفتم آن سهل را به دلیل یا بهانهء سنگین بودن درسها و نبود وقت کنکور ندهم و سال آینده با فراغ فکر بیشتری برای کنکور درس بخوانم کارم را خوب شروع کردم و بدون مشورت در چند کلاس کنکور ثبت نام کردم اما هنگامی که دیدم بیشتر به فکر پول هستند تا انتقال مفاهیم انگیزه ام را از دست دادم و دیگر به آن کلاسها نرفتم و تقریبا دیگر درس نخواندم بسیار با خانواده ام درگیر بودم آنها مدام مرا به ادامهء کار تشویق می کردند ولی من مقاومت می کردم زیرا توقعم بالا بود و می خواستم در رشتهء خوبی قبول شوم دلیل این که در این مورد می نویسم این است که می خواهم بگویم یکی از زیانهای استمناء کاهش اراده است من هنگامی که در درسهایم به مشکلی بر می خوردم خیلی سریع ناراحت می شدم و بدتر این که این ناراحتی را به درسهای دیگر نیز می کشاندم و دیگر دوست نداشتم به درس خواندن در آن ساعت ادامه دهم چرا که اراده ام ضعیف شده بود  
آن سال نیز گذشت وسال تحصیلی جدید را با انگیزه ای قوی شروع کردم در ابتدای شروع کارم چون می دانستم که اگر استمناء را ادامه دهم باز هم سرنوشتم مانند سال گذشته خواهد شد با حال التماس و تضرع پس از نماز به سجده افتادم و قران در بغل از خداوند به زاری خواستم هدایتم کند و مرا از این منجلاب بیرون آورد خداوند نیز با لطف همیشگی که به من داشته است هدایتم کرد هر روز رابطه ام با خداوند بهتر می شد پس از نماز اول وقت مغرب و عشاء هر شب تا شب کنکور به طور مرتب دو صفحه قران را با معنی آن وبا تفکر می خواندم مدت عبادت من یک ساعت به طول می انجامید ولی گذشتن زمان را حس نمی کردم اوایل کار دو سه مرتبه استمناء کردم ولی کم کم این کار را ترک کردم آن قدر خود را به خداوند نزدیک می دیدم که در نماز گریه می کردم و از این که دارم با پروردگار و آفرینندهء خودم صحبت می کنم شور و شعف سراسر وجودم را فرا می گرفت وبا تعجب و شرمندگی به گذشته ام فکرمی کردم جدولی درست کرده بودم که سعود و سقوط اخلاقی را توسط فلشهایی در آن نشان می دادم دائم در حال مراقبهء نفس بودم هر شب بعد از نماز عشاء کل کارهای دیروز و امروزم را مرور می کردم و نکته های مثبت و منفی را یادداشت می کردم تا دیگر بدیها را تکرارنکنم شبهای جمعه را مرتب به حرم می رفتم یک شب حرم خیلی شلوغ بود و من که همیشه دنبال جای خلوتی می گشتم یکی دیگرازبلاهای استمناءگوشه گیری من بود هیچ جای خالی پیدا نکردم و با حالت حزن بسیار به امام رضا ع سلام کردم و با ناراحتی از حرم خارج شدم در مجلسی که به مناسبت چهلم فوت پدربزرگم برگزار شده بود دختر عمه ام به مادرم گفت چند شب پیش احسان را در خواب دیده ام که به حرم رفته و حرم بسیار شلوغ بود و درهای منتهی به ضریح بسته بود و خادمان اجازهء ورود نمی دادند که احسان جلو رفت در را برای او باز کردند  
وقتی این خواب را شنیدم گریه کردم که چگونه من که آن قدر بد سیرت بودم به کوتاه مدتی آن چنان مورد لطف خداوند قرار گرفته ام که زیر سایهء رحمت امام رضا ع قرار گرفته ام در آن نه ماه که برای کنکور درس می خواندم دعا می کردم که در رشتهء داروسازی در شهر خودم قبول شوم پس از کنکور مانند هر سال تابستان را برای شبکاری به مغازهء تولیدی پدرم رفتم روزی پس از نماز صبح تلفن مغازه به صدا درآمد و صدای پدرم را شنیدم که خبر قبول شدن در رشتهء داروسازی مشهد را به من می داد بسیار خوشحال شدم و نماز شکر خواندم هدف من از درس خواندن رسیدن به پول و ثروت نبود بلکه می خواستم تا پله های پیشرفت را طی کنم و وزیر شوم و به کشور و هم وطنانم خدمت کنم تمام وجودم سرشار از عشق به پیشرفت میهنم بود قبلا مطالعات زیادی در مورد تاریخ باستان ایران و افتخارات آن داشتم و حال پلهء اول را با لطف بسیار خداوند و تلاش خودم با موفقیت طی کرده بودم در تابستان تحقیقی در زمینهء امام زمان ع و وظایف شیعیان ایشان انجام دادم تحقیق بسیار جالبی شده بود باید بگویم در این نه ماه نمازهای ظهرو عصر و مغرب و عشائم را مرتب به مسجد می رفتم به پیشنهاد امام جماعت مسجد محلمان تصمیم گرفتم جمعه شبها آن را برای نمازگزاران آن را ارائه دهم جمعه شبها پس از نماز عشاء بر می خواستم و این تحقیق را می خواندم و حضار با علاقه گوش می کردند  
خلاصه آدم خوبی شده بودم ولی پس از این که به قول قران کشتی من به ساحل نجات رسیده بود و به هدفم رسیده بودم ارتباطم با خدا ضعیف تر شد و پس از مدتی دوباره با ناسپاسی تمام استمناء کردم و آن را تکرار کردم تا اکنون که در اواخر ترم اول هستم در این چند سال بر اثر این کار همیشه کم بنیه بوده ام مخصوصا این اواخر که به طور جنون آمیزی تقریبا هر دو شب یک باراین کار را می کنم دستهایم می لرزند چشمانم ضعیف شده است در مدت کوتاهی دوبار عینکم را عوض کردم موهایم بسیار نازک و نرم وشکننده شده است و به راحتی و بسیار زیاد می ریزند لبهایم را  
نا خود آگاه گاز می گیرم مادرم می گوید تازگی ها عصبی شده ای زیاد پلک می زنی انگشتانت را گاز می گیری 
بر خلاف گذشته اعتماد به نفسم کم شده دیگر نمی توانم در کلاس از استاد سوال بپرسم هنگامی که مطلبی را نمی فهمم و نمی توانم سوال کنم بسیار ناراحت می شوم هنگامی که می خواهم مطلبی را برای هم کلاسی هایم که سی پسر و سی دختر هستند بگویم صورتم به طور محسوسی شروع به لرزش می کند و صدایم بسیار می لرزد چند روز پیش در عین ناباوری دیدم هنگامی که می خواستم چیزی را به دانشجویان یادآوری کنم زیر ناخنهایم کبود شده تمرکزم بر درسهایم بسیار کم شده است سر کلاس که هستم انگار مرده ای بیش نیستم و در دنیایی دیگر سیر می کنم و مرتب ذهنم منحرف می شود و درسها را نمی فهمم در خانه هم هر چه تلاش می کنم بعضی درسها را بفهمم نمی شود و هر روز نگران تر می شوم هر بار تصمیم می گیرم دیگر این کار را نکنم ولی نمی شود دیگر هدفم یادم رفته است دیگر خدا را نمی شناسم و نماز را به زور می خوانم در آیات قران شک می کنم و گاهی اوقات خدا را فاقد نقش در این دنیا می دانم و قران را داستان نمی دانم عاقبتم به کجا می کشد  
این ها بخشی از زندگی من بود حال امیدم پس از خداوند به شما است خواهش می کنم این برادرتان را اگر بدتان نمی آید کمک کنیدو از تاریکی ها او را دوباره به نور برگردانید خواهش می کنم پاسخی مقطعی به من ندهید و مرا مرحله به مرحله هدایت کنید اگر امثال مرا رها کنید به جای اول خود بر می گردند لطفا مرا راهنمایی کنید در ضمن خوشحال می شوم اگر این نوشته را بدون ذکر نام در معرض دید دیگر کاربران بگذارید چه بسا بخوانند و عبرت بگیرند
شهاب مرادی : سلام/ مشکل اصلی شما خود ارضایی نیست و شما باید به روانپزشک مراجعه کنید . لینک
ح م
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 23:32
سلام. سايت شما شروعش اوج آن چيزي است كه انتظارش را داشتم. خيلي دوست دارم ذهنم با چيزهاي ديگري كه اينجا خواهم ديد غافلگير شود. يك نكته ي خيلي مثبت آن اين است كه برنامه ها را قبل از اجرا اطلاع مي دهيد.
bad bakht
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 23:05
salam 
man mikham adam besham chi kar konam?? 

شهاب مرادی : سلام محرم داره مياد.بهترين راه براي آدمشدن با حسين پيوند خوردن است و...
sara
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 14:05
salam.mikhastam bedonam ertebat az rahe chat doroste ya na?onam ba ye pesar hhata age dar morede din va masael ejtemaii bashe?aya gonah dare
شهاب مرادی : سلام/وسيله مهم نيست اصل نوع رابطه ملاك است رابطه با نا محرم در تلفن يا چت فرقي ندارد.
mohsen
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 13:51
سلام علیکم خدا قوت ای کاش همه مثل شما دل و زبان نیکو داشتند واسلام
نازي
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 13:52
سلام آقاي مرادي من از صحبت كردن شما خيلي خوشم مي ياد ولي حيف كه فرصت ندارم برنامه شما رو ببينم 
اميدوارم هميشه بين مردم محبوب باشيد
خصوصي
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 12:23
با سلام خدمت شما روحانی محترم من دو بار مشکلم را رو برای شما فرستادم و هر قدر منتظر جواب شدم خبری نشد و با خودم گفتم شاید به این خاطر بوده که به فارسی برای شما تایپ نکردم و تصمیم گرفتم یک بار دیگه امتحان کنم. 
داستان از اینجا شروع شد که من برای کنکور به یک آموزشگاه می رفتم و در اون آموزشگاه دختر خانمی بود که من با در نظر گرفتن ایشون متوجه شدم دختر خوبیه و به ایشون علاقه مند شدم ولی تا بعد از کنکور هم نتونستم خودم رو راضی کنم و با ایشون صحبتی بکنم و کم کم داشتم ایشون رو فرامش می کردم تا اینکه بعد از رفتن به دانشگاه متوجه شدم که ایشون هم درست همون رشته و همون دانشگاه رو قبول شده و این بار دیگه نتونستم این فرصت رو از دست بدم چون بعد از کنکور خیلی ناراحت بودم که چرا با ایشون حرف نزدم قضیه رو با خانوادم مطرح کردم و خانوادم هیچ مشکلی نداشتن و مادرم ایشون رو دید و از ایشون خوششون اومد و به من گفتن که با خودش هم صحبت کنم من هم با ایشون صحبت کردم و ایشون هم بعد از مدتی موافقت خودشون رو اعلام کردن و با خانوادشون مطرح کردن و اونها هم مخالفتی نداشتن و فقط گفتن باید درستون تموم بشه . ما هم برای اینکه گناهی مرتکب نشیم تصمیم گرفتیم بین خودمون عقد دائم بخونیم تا بعدا توسط پدر و مادرهامون رسمی بشه تا چند وقط بعد از این ماجرا مشکلی وجود نداشت ولی من کم کم متوجه شدم ایشون کمی در زمینه مسائل مذهبی سهل انگاری می کنن و اوایل با لطافت ازشون خواهش می کردم که به بعضی چیز ها بیشتر اهمیت بدن ولی بعدها که دیدم اعتنایی نمی کنن لحن تذکر دادنم تند تر شد و لحن خیلی بدی پیدا کردم و حتی از کوچکترین کارهای ایشون هم ایراد می گرفتم مثلا کافی بود تا یکی از پسرهای کلاس یک کلمه از ایشون سوال کنه و همین کافی بود تا چند روزی با ایشون صحبت نکنم و این روند حدودا 3 ترم ادامه پیدا کرد تا اینکه چندوقت پیش چند هفته ای برای امتحانات میان ترم تعطیل شدیم و همدیگرو ندیدیم و بعد از اولین امتحان ایشون گفتن که تو این چند وقت که همدیگرو ندیدیم من تازه متوجه شدم که تو چه بلایی سر من می آوردی و من حتی تو این مدت نمازم رو هم ترک کردم و به این نتیجه رسیدم که من به درد تو نمی خورم و تو باید صیقه طلاق رو بین خودمون بخونی من که واقعا شکه شده بودم به خونه رفتم و برای اینکه بتونم در مورد این مسئله تصمیم بگیرم سه بار استخاره کردم و هر سه بار استخاره به ادامه رابطه با ایشون تاکید داشت و می گفتن که خیلی خوبه ولی مشکلات خیلی زیادی در پیش داره من بعد از امتحان بعدی موضوع رو با ایشون مطرح کردم ولی ایشون باز هم اسرار به جدایی داشتن و من هم ناچارا قبول کردم و قرار شد بعد از امتحان بعدی همه چیز تموم بشه من با حال خیلی بدی به خونه برگشتم و بعد از خوندن نماز بلافاصله خوابم برد و درست ساعت 1:10 صبح با یک خواب در مورد خانومم از خواب پریدم درست آخر اون خواب یه صدایی که واقعا آرامش خاصی توش موج میزد وحتی باعث آرامش من هم شد به من گفت نگران نباش تو تا آخر امرت کنار این خانوم خواهی موند فقط ایشون رو آزاد بزار تا خودش در مورد اسلام و تو تصمیم بگیره روز قرارمون مسئله رو با خانومم مطرح کردم و ایشون هم به من گفت من هنوز هم به تو علاقه دارم ولی در مورد اسلام و زندگی مشترک دچار سر در گمی شدم و اول باید این مشکل رو با خودم حل کنم اگر موفق شدم خدا باز هم ما رو سر راه هم قرار میده و اگرقسمت نبود هرکدوم می ریم دنبال زندگی خودمون و من در عین ناباوری مجبور شدم که صیقه طلاق رو بین خودمون بخونم و بعد از اون هم پنج روزی هست که هیچ خبری از ایشون ندارم من خودم هم میدونم که اشتباهات زیادی مرتکب شدم و رفتار غلط من باعث شده ایشون حتی از اسلام هم زده بشن ولی واقعا نمی دونم برای جبران این اشتباه چه کار باید بکنم و تا کی باید منتظر ایشون باشم تا به نتیجه برسن و چون هنوز هم به ایشون علاقه ی خیلی زادی دارم واقعا درام دیوانه می شم حالا از شما خواهش می کنم من رو در این مورد راهنمایی کنید پیشاپیش واقعا ازتون ممنونم.  
 
محمد حسین  

شهاب مرادی : سلام 
اگرايشان دوشيزه بودند و عقد دائم رابا شرايط آن (مثل اذن ولي) درست خوانده باشيد (كه ترديد دارم) ولي تردبد ندارم كه طلاقي كه خواندي باطل است. ودر صورت صحت عقد او همچنان همسر شماست. 
پسرم اشتباه شما در اين است كه در امور با خانواده ومتخصص مربوطه مشورت نمي كني 
پناه بردن به فال و استخاره واعتماد بيش از حد به خواب يك مكانيزم دفاعي است.
سهيلا
لينك
امضا شده : 09 تیر 1386 ساعت 19:52
با عرض سلام  
موفق باشيد .
محمود فدائ
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 23:09
به پدراني كه داراي همسر دوم هستند نصيحتي بكنيد تا نسبت به فرزندان همسر اولشان مهرباني و عطوفت نشان دهند
گمنام
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 15:29
چگونه دختر خودرامومن تربیت کردواینکه هررازی که دارد به پدر یا مادربگوید
alireza
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 15:30
salam shoma besiar khosh tip hastid az on akhondaye bahalo khoshbarkhord
sohila
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 15:25
salam 
tabrik be shoma baraye vorood be arsehi internet.
عسل
لينك
امضا شده : 07 تیر 1386 ساعت 15:54
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم...
ترانه
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 15:31
سلام آقاي مرادي 
مشكل بزرگي دارم از شما مشورت و كمك مي خواهم من بايد حضوري شما را ببينم خواهش مي كنم كمكم كنيد
شهاب مرادی : سلام 
شرمنده ي شما وهمه عزيزاني كه اين درخواست را دارند،هستم. 
مطالب و سوالات خصوصي منتشر نمي شود.
یاس سفید
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 15:39
سلام.ارادتم به شما وسخنانتان زیاد است. جان هر کسی که دوست دارید یک برنامه شبانه در ساعتهای بین 7تا10شب داشته باشید که هم ما شاغلان از ان استفاده ببریم وهم همسرانمان که در ساعت 9صبح منزل نیستند.متشکرم. منتظر ایده های جدیدشما
علیرضا مست
لينك
امضا شده : 27 دی 1385 ساعت 15:44
امیدوارم همیشه با سخنانتان راهنمای جوانان باشید 
ر-محمد
لينك
امضا شده : 15 بهمن 1385 ساعت 16:41
بسم رب المهدی 
سلام و خسته نباشید.بعد از چند روز که شنیدم سایتتان افتتاح شده امروز وقت کرده ام سری بزنم به خاطر ایام امتحانات . حاج اقا مرادی بعد از 5 سال انتظار بالاخره وارد حوزه شده ام ولی به علت ماندن یکی از در سهایم از دبیرستان شاید این ترم دیگر موفق به ادامه نشوم التماس دعای فراوان دارم 
درضمن در سایتتان جای بحث هایی چون امام زمان(عج) توبه رابطه های نامشروع دختروپسرهاو... خالیست انها که نمیتوانند صحبتهایتان را در تلویزیون گوش کنند چکار کنند با تشکر فراوان اللهم عجل لولیک الفرج.
سيد عليرضا
لينك
امضا شده : 15 بهمن 1385 ساعت 16:41
باعرض سلام شما واقعايك روحاني كامل و مجهز و مسلط به تحولات زمان هستيد انشاء الله در اين راه موفق و ثابت قدم باشيد.
شهاب مرادی : سلام/ شما لطف دارید
mehrshads
لينك
امضا شده : 15 بهمن 1385 ساعت 16:42
salam man ye pesar 21sale hastam az mazandaran va shoma ro khyli dost daram
شهاب مرادی : سلام /متشکرم
maisam
لينك
امضا شده : 15 بهمن 1385 ساعت 16:42
سلام  
ازت تشکر میکنم صحبتاتون ساده ودرعین حال کارساز است اگرممکن است بامسئولین مملکتی جهت برگشت اسم پاسارگادبه این (اثارجهانی پاسارگاد)صحبت بفرماییدچون اسمش را به شهرستان تازه تاسیس دیگری دادندوباعث اختشاشات مردم وسردرگمی توریستان شده است منتظریم
ناشناس
لينك
امضا شده : 15 بهمن 1385 ساعت 16:42
سلام  
من در اراك زندگي ميكنم.اذان اراك ازتهران چند دقيقه عقب تر است. آيا مي توانم زماني كه اذان تهران را داده اند نماز قضا بخوانم و بعد كه اذان اراك شد نماز يوميه را بخوانم يا نه؟ با تشكر
شهاب مرادی : سلام /بله نماز قضا تابع زمان نیست.
زهرا
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 15:05
سلام 
امیدوارم همیشه موفق و خوشبخت باشید.
مهدی
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 15:06
از اینکه به سوالم پاسخ دادید خیلی ممنونم من خیلی سوال دارم اما نمی نوانم آن ها را در اینجا بیاورم زیرا هم وقت کم دارم هم وقت امتحاناتم است و امسال هم کنکور دارم لطفا راهی به من نشان دهید (نامه و ...) خیلی ممنونم  
خدانگهدار  
خصوصی
شهاب مرادی : خصوصي؟!
SaTTaR.Li
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 15:07
سلام حاجی... 
میگم اگه زنه یه آدمی...یه چن بار بهش دروغ بگه...بعد قول بده که دیگه دروغ نگه و تغییر کنه.از کجا میشه فهمید نفسا تغییر کرده یا تظاهر میکنه؟
شهاب مرادی : سلام/ با خوش بيني زمينه تغيير اساسي را برايش فراهم كن
maryam.esmati
لينك
امضا شده : 29 دی 1385 ساعت 15:07
salam.khaste nabashid az barnameye khoobetan motshakeram
 
رسول الله(ص) :

"انَّ من موجباتِ المغفرة بَذلَ السَلام
و حسنَ الکلام"

یکی از موجبات مغفرت ، سلام کردن و سخن نیکو گفتن است.